با انسان‌های منفی در زندگی‌مان چه کنیم؟

انسان‌ها همراه با هر قدمی که روی زمین برمی‌دارند، رایحه‌ای از خود به یادگار می‌گذارند. این رایحه، بسته به وجود آن فرد می‌تواند خوشبوترین و شفابخش‌ترین عطر عالم یا بدبوترین و مسموم‌ترین رایحه باشد. انسان‌هایی که عطر وجودشان عالم را برمی‌دارد، همچون فانوسی پرفروز، زندگی خودشان و بقیه را روشن و نورانی می‌کنند.

اما انسان‌هایی که رایحه بدی بر صحنه عالم باقی می‌گذارند به افراد زیادی آسیب می‌رسانند. در این گفتار به سراغ انسان‌های با دیدگاه منفی می‌رویم و راهی برای مقابله با آنها پیدا می‌کنیم. اگر احساس می‌کنید که اطرافتان پر از انسان‌های منفی شده است و در حال از دست دادن عطر وجودتان هستید، تا پایان این ماجرا ما را همراهی کنید.

خطرناک‌ترین نوع بشر، انسانی‌ است که اعتقادش زیاد و درکش کم است!

Anton-Chekhov

آنتون چخوف

» چرا انسان‌های منفی از افعی‌های هفت سر هم خطرناک‌تر هستند؟

وقتی یک مار افعی یا حشره‌ای ریزه‌میزه اما بسیار سمی، چیزی را – انسانی یا جانوری – نیش می‌زند، فرد یا جانور نیش خورده بعد از چند دقیقه، دار فانی را به سمت دیار باقی ترک می‌کند؛ اما وقتی انسان‌های سمی کسی را نیش می‌زنند، فرد نیش‌خورده نمی‌میرد و در عوض، همان‌طور که راه می‌رود سمی‌تر می‌شود و حتی شاید کار به جایی بکشد که خودش هم به یک فرد کاملا سمی تبدیل شود.

در واقع، انسان‌های سمی، کشاورزانی هستند که به جای دانه‌های پر از برکت، هسته‌هایی سمی را در قلب و ذهن قربانی خود می‌کارند. این هسته، کم‌کم رشد می‌کند و اگر فرد سم‌زدایی نکند تمام وجود او را به تصرف درمی‌آورد. در آن صورت، او هم به یک فرد سمی تبدیل می‌شود که این طرف و آن طرف، دانه‌های سمی خود را در وجود دیگران می‌کارد. به همین دلیل است که انسان‌های سمی، موجودات بسیار خطرناکی هستند.

» انسان‌های سمی چه ویژگی‌هایی دارند؟

در یکی از فنون رزم آمده است که باید برای پیروزی در مبارزه، حریف خود را به خوبی بشناسید. به همین دلیل، برای مبارزه کردن با آدم‌های سمی زندگی‌مان هم باید از مهم‌ترین ویژگی‌هایشان با خبر باشیم تا بتوانیم برای نجات خودمان از دست آنها چاره‌ای بیابیم. بیایید نگاهی به این ویژگی‌ها بیندازیم:

  • انسان‌های سمی، از دنیا طلبکار هستند

«این مملکت به هیچ جایی نمی‌رسد! چون کسانی مثل من در خانه بیکار نشسته‌اند و یک فرد بی‌سواد دارد پول پارو می‌کند!» این یکی از دیالوگ‌های تکراری انسان‌های سمی است. آنها دچار نوعی خودشیفتگی مزمن هستند و فکر می‌کنند با گذراندن چهار کلاس درس و خواندن چند کتاب آبکی اما قطور به متخصصانی بی‌بدیل و کارشناسانی خبره تبدیل شده‌اند.

این انسان‌های سمی، خودشان را عالم دَهر، همه‌چیزدان بی‌اشتباه و تحلیلگری ریزبین می‌بینند که در اثر جفای روزگار و نادانی مردم به گوشه خانه تبعید گشته‌اند. به همین دلیل، همیشه خودشان را به عنوان کسانی که استعدادهایشان تلف شده‌اند به دیگران معرفی می‌کنند. هر وقت هم فرصتی بیابند دیگران را به دام خود می‌اندازند و آنها را هم نسبت به زندگی، کار و کیفیت روزهایشان بی‌انگیزه می‌کنند؛ مثلا به آنها می‌گویند:

  • فایده این همه درس خوندن چیه؟ آخرش میشی مثل من! یه مهندس که گوشه خونه نشسته!
  • هیچ می‌دونی فلانی می‌تونه با دو تا زیرمیزی ۱۰ برابر تو درآمد داشته باشه؟
  • بیخود زحمت نکش! تو داری اینجا جون می‌کَنی اون‌وقت فلانی با بابای پولدارش داره جولان می‌ده!
  • و …

  • از تخریب موقعیت، لذت می‌برند

آدم‌های سمی، علاقه زیادی به تماشای شکست دیگران دارند. چون این کار به آنها کمک می‌کند تا خودشان را بالاتر، بهتر و موفق‌تر از بقیه تصور کنند. آنها به راحتی می‌توانند یک فرد خوشحال را به سربازی شکست خورده، یک معامله‌گر پیروز را به فردی از پشت خنجر خورده و در کل، یک انسان مثبت را به فردی منفی و دل‌شکسته تبدیل کنند.

وقتی پیش آنها از کسی تعریف می‌کنید، ظرف سه سوت، یک اشکال بزرگ از او را درست جلوی چشمانتان هویدا می‌کند، وقتی در مورد موفقیت‌های کاری‌تان برایش می‌گویید، شما را با فرد بسیار موفق‌تر و کم‌تلاش‌تر دیگر مقایسه می‌کند. از نظر او هر موفقیتی که متعلق به خودش نباشد، پوچ و بی‌ارزش است و هر انسانی که خودش او را تحسین نکند، لیاقت هیچ تعریفی را ندارد. چنین افرادی به راحتی می‌توانند یک جمع را به جان هم بیندازند و اگر خدای ناکرده قدرتمند باشند توانایی به راه انداختن جنگ‌های خونین را هم دارند!

  • فرمول اگرها را از بَر هستند

انسان‌های منفی، عاشق احتمالات هستند. آنها موقعیت بد فعلی خود را به «اگرهایی» که رخ ندادند گره می‌زنند و از این راه، خودشان را یک قربانی بی‌نوا معرفی می‌کنند. از نظر آنها همه انسان‌های زنده و مرده جهان در خورده شدن حق آنها دست دارند! معمولا چنین حرف‌هایی را زیاد از آنها می‌شنوید:

  • اگه تو امریکا به دنیا اومده بودم الان گوگل مال من بود!
  • اگه پدرم کارخونه‌دار بود الان مثل فلانی می‌تونستم شرکت بزنم!
  • اگه استادم فلانی بود الان داشتم تو آلمان ادامه تحصیل می‌دادم
  • اگه تو بچگی درست راهنمایی می‌شدم الان نویسنده درجه یکی بودم
  • اگه مرد یا زن بودم، الان وضع زندگیم این نبود
  • و …

کار آنها چیزی به جز غر زدن نیست. آنها حرف‌های بی‌معنی و احتمالات بی‌اساس را مرتب بر زبانشان جاری می‌کنند و از این راه، خیلی حرفه‌ای روی اعصاب خودشان و دیگران رژه می‌روند.

  • راحت‌تر از نوشیدن یک لیوان آب به شما دروغ می‌گویند

افراد سمی همیشه به دنبال اثبات خودشان هستند. از آنجا که می‌خواهند همیشه حق با آنها باشد، گاهی دروغ‌های شاخداری را ضمیمه حرف‌هایشان می‌کنند تا اعتبار نداشته‌شان را با چنگ و دندان حفظ کنند. آنها همه حرف‌هایشان را بدون ذره‌ای احتمال اشتباه در گوش دیگران فرو می‌کنند و هر جا که اطلاعات اندکشان کم بیاورد چند دروغ را به حرفشان گره می‌زنند تا مبادا از جذابیت حرفشان چیزی کاسته شود.

حتی اگر پایش بیفتد و از کم بودن اطلاعات شنونده مطمئن باشند، حتی ممکن است آلمان را همسایه شمالی ایران معرفی کنند یا برای درمان کرونا نسخه‌هایی به نقل از ابوعلی سینا را از آستینشان دربیاورند!

  • می‌خواهند دیگران را مثل موم در دست بگیرند

انسان‌های سمی، تحمل دیدن، شنیدن یا خواندن چیزهایی که از خارج از درک یا کنترلشان باشند را ندارند. اگر با چنین موقعیت‌هایی روبه‌رو شوند چند برچسب دانه‌درشت به آنها می‌چسبانند تا دیگر کسی جرات نکند چنین چیزهایی را به آنها بگوید.

آنها دوست دارند همه اطرافیانشان، ریز جزئیات کارهای شخصی یا عادی‌شان را به آنها گزارش دهند. اگر غیر از این باشد، المشنگه‌ای بزرگ راه می‌اندازند تا حساب همه دستشان بیاید و دیگر فکر نافرمانی به سرشان نزند.

  • یک تخریب‌گر ذاتی هستند

افراد سمی خیلی راحت می‌توانند شادی دیگران را بی‌ارزش جلوه دهند. اصولا هیچ چیز جدیدی در زندگی آنها وجود ندارد چون از قبل، همه‌چیز را می‌دانند، همه‌جا رفته‌اند، همه را می‌شناسند و در مورد هر چیزی به اندازه یک دانشمند اطلاعات دارند. اگر از دانسته‌های جدیدتان برایشان بگویید قبل از اینکه حرفتان تمام شود به شما می‌گویند که این موضوع را می‌دانسته‌اند.

اگر از فلان غذا، آدم، موقعیت، ماجرا یا تجربه برایشان حرف بزنید، همه را خورده‌اند، دیده‌اند و تجربه کرده‌اند. به زبان ساده، آنها یک همه‌چیزدان نادان هستند که به جز خودشان، هیچ فرد دیگری را آدم حساب نمی‌کنند.

  • مرز میان بی‌شعوری و رک بودن را جابه‌جا کرده‌اند

انسان‌های سمی، هیچ حرفی را در دلشان نگه نمی‌دارند و شما را به رگبار حرف‌های نسنجیده و نیش‌های کُشنده می‌بندند. آنها به خودشان حق می‌دهند که موفقیت دیگران را زیر سوال ببرند، شادی دیگران را پوچ و بی‌فایده خطاب کنند و تصمیم‌های دیگران را اشتباهی غیر قابل جبران در نظر بگیرند.

البته اصلا هم انتظار ندارند که کسی از دست آنها ناراحت شود. چون فکر می‌کنند فردی رُک هستند و افراد رُک، هر چه دلشان بخواهد می‌توانند بگویند. چون این ویژگی ژنتیکی آنها است و کسی نمی‌تواند به خاطر چند عدد ژن از آنها انتقاد کند!

  • به فکر کردن اعتقادی ندارند چون می‌خواهند از مغز دیگران استفاده کنند

سوال پرسیدن، یک مهارت است. اما آدم‌های سمی به شکل عجیبی از این مهارت بی‌بهره هستند. آنها در مورد کوچک‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین چیزها از دیگران سوال می‌پرسند و تا جایی پیش می‌روند که طرف مقابل را دیوانه می‌کنند. چون بسیاری از سوالات آنها اصلا جوابی ندارند. چنین افرادی اعتقادی به فکر کردن یا سرچ کردن ندارند. چون از نظر آنها تا وقتی دیگران هستند نیازی به این همه رنج و زحمت نیست.

  • به انتظار ماجراهای بد نشسته‌اند

انسان‌های سمی، مدام حرف‌های تلخ، ناراحت کننده و جان‌گداز می‌زنند. آنها منتظر رخ دادن بدترین اتفاق‌ها هستند تا بگویند: «دیدی گفتم!» چنین افرادی همچون طالع‌بین‌های باستانی عمل می‌کنند و مشکل شما را به سرنوشت تلخ یا پیشانی‌نوشت سیاهتان گره می‌زنند. آنها با مهربانی برایتان افسوس می‌خورند و حتی شاید چند قطره اشک هم برای زندگی وحشتناک شما بریزند!

 

» چگونه با انسان‌های منفی مقابله کنیم؟

همان‌طور که برای داشتن یک باغچه پر از گل‌های زیبا به آفت‌کُش‌ها و بیلچه‌هایی برای از بین بردن علف‌های هرز نیاز داریم، برای سرسبز ماندن باغچه زندگی‌مان هم باید راهی برای بیرون انداختن یا بی‌اثر کردن سخن و رفتار آدم‌های سمی بیابیم. در ادامه، برخی از این راهکارها را با هم بررسی می‌کنیم:

  1. دور آنها یا خودتان را خط بکشید

گاهی بهترین راه برای محافظت از زندگی، ذهن، جسم، آرامش و افکارتان این است که فاصله‌ای بزرگ میان خودتان و انسان‌های سمی ایجاد کنید. اجرا کردن این پیشنهاد در مورد دوستان، همکلاسی‌ها یا حتی همکارها چندان سخت و طاقت‌فرسا نیست.

ولی وقتی آن انسان یا انسان‌های سمی، جایی بیخ گوش شما زندگی می‌کنند، نمی‌توانید فاصله زیادی به وجود بیاورید. اما تا جایی که می‌شود، خودتان یا دست‌کم ذهنتان را از آنها دور کنید. گاهی فرار کردن از دست چنین انسان‌هایی تنها راه نجات به شمار می‌رود.

  1. به جای تغییر دادن آنها، خودتان را تغییر دهید

تلاش برای تغییر دادن دیگران به ویژه، انسان‌های سمی، چیزی شبیه به کوبیدن آب در هاون است. هیچ‌کس به این دلیل که از او می‌خواهیم تغییر نمی‌کند. در عوض، راه‌حل ساده‌تری هم وجود دارد و آن این است که رفتار خودتان را تغییر دهید. این راهکار به ویژه هنگامی که آن انسان‌های سمی جزو افراد خانواده‌تان هستند بسیار اثرگذار است.

برای این کار باید یک بازنگری اساسی روی رفتار خودتان با آن فرد داشته باشید. با این حساب، اگر فهمیدید که بیشتر وقت‌ها تمام‌قد به حرف‌های او گوش می‌دهید و لام تا کام حرف نمی‌زنید، این بار با بی‌اعتنایی به او نشان دهید که حرف‌هایش برای شما اهمیتی ندارد یا اینکه وقتی او شروع به صحبت کردن از جنبه بد ماجراها کرد، بدون توجه به چیزی که گفته، یک «ولی» یا «اما» بگویید و از جنبه مثبت ماجرا سخن بگویید.

  1. بگومگو نکنید

فضای آنلاین، بستری عالی برای جولان دادن انسان‌های سمی مهیا کرده است. آنها می‌توانند حرف‌ها، ایده‌ها، باورها و نظرات سمی خود را در ابعاد بسیار گسترده‌تری به گوش دیگران برسانند. در این میان، شما هم باید نکته مهمی را به یاد داشته باشید. وقتی در مقابل تک‌تک این حرف‌های مسموم جبهه می‌گیرید، نه تنها انرژی خود را از دست می‌دهید بلکه با بگومگو کردن با چنین انسان‌هایی به آنها قدرت بیشتری برای انتشار افکار مسمومشان می‌دهید.

مثلا اگر یک پست اینستاگرامی مسموم را دیدید خیلی راحت آن پیج را آنفالو کنید و اگر اوضاع عمیق‌تر از این حرف‌ها بود او را ریپورت و بلاک کنید. نیازی نیست که به ادمین آن پیج پیام بدهید و او را به باد انتقاد بگیرید. بنابراین، یا با بی‌اعتنایی از کنار چنین چیزهایی رد شوید یا در عمل به رفتار آنها پاسخ دهید.

عزت نفس

  1. وقتی در بازار نیستید، دست از تحلیل بکشید

یک تاجر یا معامله‌گر وقتی در بازار سرمایه یا سایر بازارهای تجاری حضور دارد باید تک‌تک رفتارها، داده‌ها و ماجراها را تحلیل کند تا بتواند خودش را برای گرفتن بهترین تصمیم آماده سازد. در حقیقت، بدون فهمیدن ریشه ایجاد بسیاری از ماجراهای مالی، نمی‌توان به ماهیت اصلی آنها پی برد. اما نباید اجازه بدهید که این موضوع در دنیای واقعی هم با شما همراه باشد. مثلا نباید به دنبال کشف علت رفتارهای مسموم یک فرد باشید. چون فهمیدن این موضوع هیچ کمکی به تغییر کردن آن فرد نمی‌کند.

گذشته از این وقتی پای انسان‌ها به میدان تحلیل باز می‌شود، تمام فرمول‌ها خاصیت خود را از دست می‌دهند. شما نمی‌توانید رفتارهای یک انسان را در قالب چند داده وارد اکسل کنید، فرمولی را بزنید و به پاسخ برسید. انسان‌ها مثل عددها شفاف و یک لایه نیستند. بنابراین، به جای درگیر کردن خودتان با چنین افکاری به دنبال راهی برای شادتر و بهتر زندگی کردن و فاصله گرفتن از انسان‌های سمی باشید.

» مراقب خودتان باشید

یادتان باشد، شما مسئول زندگی خودتان هستید. هر قدمی که برمی‌دارید و هر کاری که می‌کنید بومرنگی است که دیر یا زود به سمت خودتان باز می‌گردد. بنابراین، همیشه مراقب رفتارهای سمی خودتان یا دیگران باشید. چون جلوگیری از مسموم شدن، بسیار راحت‌تر از سم‌زدایی است.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/11/more-reading.png

به اشتراک گذاری