احساس لیاقت و باور داشتن خود

چقدر کوتاه می‌آیید؟ کف انتظارتان از خودتان کجا است؟ فکر می‌کنید لیاقت رسیدن به چه جایگاه، چه اندازه از ثروت، عشق و سلامتی را داشته باشید؟ احساس لیاقت، یک چراغ راهنما است که مرزهای وجودی‌ ما را تعریف می‌کند. گاهی این مرزها بسیار تنگ می‌شوند و کشور ذهنمان را کوچک می‌کنند. در این گفتار، سری به موضوع احساس لیاقت و دست کم نگرفتن خودمان می‌زنیم، پای چند سوال را پیش می‌کشیم و به دنبال چند راهکار کاربردی برای افزایش حس ارزشمندی و لیاقت در وجودمان می‌گردیم. با ما همراه باشید.

» احساس لیاقت از کجا می‌آید؟

هر کدام از ما یک تصور ذهنی از خودمان داریم. این تصور ذهنی، درک ما از خودمان و برآیندی از شناخت وجودی‌مان است. شاید خودمان را فردی خجالتی تصور کنیم یا باهوش، گوشه‌گیر، اجتماعی، رُک، صبور، مهربان، فقیر، پولدار – دقت کنید که فقر یا ثروت، دو نوع سبک تفکر هستند. هر فقیری قبل از اینکه در زندگی فقیر باشد، این نداری را در ذهنش به تصویر کشیده است و هر ثروتمندی قبل از اینکه پول را در دستانش ببیند، آن را در ذهنش خرج کرده است! – یا ساده و … . نکته جالب اینجا است که این خودانگاره یا تصور ذهنی، یک توهم است و شما می‌توانید آن را تقویت کرده یا حتی تغییر دهید.

به همین دلیل، یک انسان خجالتی می‌تواند به بهترین سخنران تبدیل شود یا حتی برعکس، فردی باهوش می‌تواند از یادگیری یک کار کوچک هم ناتوان شود. خمیر وجود ما در دستان خودمان قرار دارد و ما می‌توانیم آزادانه آن را به هر شکلی که می‌خواهیم دربیاوریم.

بسیاری از مردم، به ویژه کسانی که احساس ارزشمندی در وجودشان بسیار کمرنگ شده است، در جایی بیرون از خودشان به دنبال راهی برای افزایش این احساس می‌گردند. مثلا سعی می‌کنند ارزشمندی خودشان را با مقدار پولی که درمی‌آورند، دارایی‌های خانوادگی‌شان، اصل و نسب خاندانشان، شکل ظاهری‌شان، تعداد دوستانشان و حتی سفرهایی که می‌کنند بالا ببرند یا دست‌کم آن را بالا نشان دهند.

غافل از آنکه احساس ارزشمندی، از تلاش شما برای شناخت اعماق وجود خودتان و درک این موضوع که شما لیاقت و شایستگی یک زندگی خوب، دوستان خوب و ماجراهای شگفت‌انگیز را دارید ریشه می‌گیرد. اگر احساس لیاقت از درونتان ریشه گرفته باشد، می‌توانید کارهایی را که دوست دارید انجام دهید و به کسی تبدیل شوید که می‌خواهید.

وقتی احساس لیاقت در وجودمان کمرنگ می‌شود چه اتفاقی برایمان می‌افتد؟

آغاز تلاش برای تغییر خودمان به آگاهی نیاز دارد. ما باید نیاز به تغییر را در وجودمان احساس کنیم و تنها آن زمان است که حاضر به برداشتن قدم بعدی می‌شویم. در این میان، روبه‌ر‌و شدن با دردسرهایی که احساس بی‌لیاقتی بر سرمان می‌آورد می‌تواند نقش یک تلنگر را برایمان بازی کند. وقتی احساس ارزشمند بودن در وجودتان کمرنگ شود:

  • احساس تنهایی و بی‌اهمیتی می‌کنید
  • فکر نمی‌کنید زندگی‌تان آن‌قدر ارزشمند باشد که بخواهید هدفی برایش تعیین کنید
  • خودتان را لایق عشق یا دوستی دیگران نمی‌دانید
  • اصلا احتمال نمی‌دهید که در زندگی‌تان پیشرفت کنید
  • به دلیل احساس بی‌لیاقتی در وجود خودتان، تلاش می‌کنید که زحمت و پیشرفت دیگران را کم‌ارزش جلوه دهید
  • همیشه به دنبال مقایسه خودتان و زندگی‌تان با دیگران هستید
  • استرس و پریشانی در زندگی و احوالاتتان موج می‌زند
  • برای هر کاری به دنبال تایید دیگران هستید
  • صحبت در میان جمع یا سخنرانی برایتان بسیار سخت و حتی غیرممکن است
  • از غریبه‌ها خوشتان نمی‌آید چون فکر می‌کنید به دنبال راهی برای تحقیر شما می‌گردند
  • هیچ وقت اشتباه‌های گذشته‌تان را فراموش نمی‌کنید و در ضمن، هیچ دلیلی برای درس گرفتن از گذشته نمی‌بینید. چون به نظرتان آن ماجراها بلاهایی بودند که زندگی بر سرتان آورده است.
  • در سرتان پر از افکار منفی است و احساس می‌کنید که زورتان به آنها نمی‌رسد
  • و …

در نتیجه این وضعیت، فرصت‌هایی که در مسیر زندگی‌تان قرار می‌گیرند را از دست می‌دهید، پنجره ورود عشق را به دیوار تبدیل می‌کنید و سلامتی‌تان را به تاراج می‌دهید. در نقطه مقابل، هر قدمی که در مسیر مخالف، یعنی تقویت احساس لیاقت و دست کم نگرفتن خودتان بردارید، تاثیری بزرگ در قلب زندگی‌تان می‌گذارد.

» چگونه احساس لیاقت را در وجودمان تقویت کنیم؟

خوشبختانه، راه‌های زیادی برای افزایش احساس ارزشمندی وجود دارند:

  1. روی شناخت خودتان سرمایه‌گذاری کنید

حجم غریبگی ما با خودمان به طرز عجیبی زیاد است. ما خودمان را نمی‌شناسیم و حتی تلاشی برای این کار نمی‌کنیم. اگر هم زمانی برای شناخت خودمان قدمی برداریم، به جای جستجوی خودمان از درونمان، چیستی خود را از دیگران سوال می‌کنیم. این موضوع یک فاجعه است. چون هیچ تضمینی وجود ندارد که فرد مقابلمان در ماموریت شناخت خودش به موفقیتی هر چند کوچک رسیده باشد. حتی اگر او در این مسیر، پیروز شده باشد باز هم دردی از ما دوا نمی‌کند.

خودشناسی، مسیری است که هر کسی باید به تنهایی آن را طی کند. وقتی قدم به قدم، خودتان را بیشتر بشناسید، از حجم توانایی و نبوغی که سال‌ها در حال خاک خوردن بوده است، شگفت‌زده خواهید شد. در حقیقت، شما فرسنگ‌ها فراتر از تصورتان قوی، باهوش و پر از زندگی هستید.

  1. به دنبال کارهایی بگردید که دوست دارید انجامشان دهید

نقطه قوت هر انسانی در کارهایی است که از انجامشان لذت می‌برد. شاید بتوانیم این بخش را هم در ادامه موضوع خودشناسی به حساب بیاوریم. چون قسمتی از شخصیت و رفتارهای ویژه ما به هنگام کار کردن شکل می‌گیرند یا حتی خودشان را به نمایش می‌گذارند. گذشته از این، انجام دادن کار مورد علاقه‌مان اعتماد به نفسمان را افزایش می‌دهد، عزت نفسمان را سیراب می‌کند و احساس لیاقت و ارزشمندی را در وجودمان شعله‌ور می‌سازد.

  1. روز خود را زیر ذره‌بین ببرید

در پایان هر روز، چند دقیقه برای خودتان وقت بگذارید و تک‌تک کارهای خوبی که آن روز انجام داده‌اید را به خاطر بیاورید. چه بهتر می‌شود اگر این موارد را در یک دفترچه یادداشت کرده و سپس از خودتان و تلاشی که انجام داده‌اید تشکر کنید. حتی می‌توانید نکته‌هایی که در طول روز یاد گرفتید را در صفحه روبه‌رویش بنویسید و در مورد نوع واکنشتان در موقعیت‌های مشابه بیندیشید. با انجام این کار، شما چند قدم مثبت برای افزایش احساس لیاقت برمی‌دارید:

  • ارزشمندی تلاش خود را اثبات می‌کنید
  • اعتماد به نفس خود را افزایش می‌دهید
  • خودتان را برای برخوردی پخته‌تر با شرایط مشابه در آینده آماده می‌سازید

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/08/shadi-product.gif

  1. خودتان را دوست داشته باشید

خود واقعی شما این توانایی را دارد که بدون واسطه با کائنات ارتباط برقرار کند. وقتی دوست داشتن خودتان را آغاز کنید، خود واقعی شما دست به کار می‌شود و شما را به سمت مسیر درست، راهنمایی می‌کند. اگر شاگردوار به سخنان خود واقعیتان گوش دهید و همچون انسانی متفکر و کنجکاو با او وارد صحبت شوید، پاسخ پرسش‌های خود را پیدا خواهید کرد. چه بسا از راه این آشنایی جدید با بُعد تازه‌ای از خودتان، استعدادها و پتانسیل‌های درونتان آشنا شوید.

  1. امروز را به دیروز وصله نزنید

شاید امروز در تلاشتان برای دوست شدن با خودتان توفیق چندانی پیدا نکنید، شاید ماجرایی باعث ناراحتی‌تان شود و احساس کنید که تلاش‌هایتان برای تغییر خودتان راه به جایی نمی‌‌برند. یادتان باشد، مسیر شما برای تغییر خودتان، یک خطِ صافِ آسفالت شده نیست. مسیری که در آن قدم گذاشته‌اید، خاکی، مورب، در بعضی بخش‌ها زیگزاگی، پر از چاله و چوله و سنگ‌های ریز و درشت است. خودتان را نبازید.

سعی نکنید که اندوه روز گذشته را با خودتان به روز بعد بکشانید. هر روز، یک روز تازه همراه با فرصت‌های فراوان است. سعی کنید به طرز دیوانه‌واری به خودتان، تلاش‌هایتان و شخص جدیدی که در حال ساخت او هستید خوش‌بین باشید.

  1. روی صحبت را با خودتان عوض کنید

هر کدام از ما در طول روز، ساعت‌های زیادی را مشغول صحبت کردن هستیم. جالب اینجا است که بزرگ‌ترین هم‌کلام ما و کسی که بیشتر از همه با او کلنجار می‌رویم، خودمان هستیم. شکل و شمایل گفتگویی که با خودمان داریم به طور مستقیم روی کیفیت زندگی‌مان، اندازه و عمق احساس خود ارزشمند‌ی‌مان و اعتماد به نفسمان تاثیر می‌گذارد.

خودگفتگوهای منفی، ما را نابود می‌کنند و خودگفتگوهای مثبت، مسیر پیشرفت را برایمان هموار می‌سازند. به عنوان کسی که احساس لیاقتش لنگان‌ لنگان قدم برمی‌دارد باید شش دانگ حواسمان را نسبت به گفتگوهای درونی‌مان جمع کرده و چاره‌ای برای این وِردهای نابودگر مهیا کنیم. برای تغییر این وضع و برگرداندن سکه گفتگوها برایتان چند پیشنهاد داریم:

  • گفتگوهای منفی را کشف و منهدم کنید

طبق معمول، گفتنش بسیار راحت‌تر از عمل کردن به آن است. اما نباید ناامید شوید. برای این کار باید در طول یک بازه زمانی، مثلا یک روز یا یک هفته، بدون هیچ‌گونه مقاومتی، تمام گفتگوهای درونی منفی خود را گوش کرده و آنها را روی کاغذ بنویسید. سپس، در مقابل هر عبارت منفی، نمونه مثبت و سازنده آن را بنویسید. مثلا:

“من نمی‌توانم هیچ کاری را درست انجام دهم…..من می‌توانم مسئولیت‌هایم را عالی انجام دهم”

گام بعدی که نقش فوت کوزه‌گری را بازی می‌کند، تکرار بی‌اندازه و وقت‌و‌بی‌وقت این عبارت جایگزین است. باید در هر موقعیتی که می‌توانید این جمله را با خودتان تکرار کنید تا کم‌کم ذهنتان، حقیقت پنهان در مفهوم آن را بپذیرد.

  • گفتگو را متوقف کنید

گاهی پیش می‌آید که سوزن ذهنمان روی یک جمله منفی، گیر می‌افتد و مدام آن را زیر گوشمان تکرار می‌کند. در این جور مواقع، نباید اجازه بدهید که ذهنتان آن جمله را تمام کند! باید تا جایی که می‌توانید وسط حرف ذهنتان بپرید و کاسه‌کوزه‌هایش را برهم بریزید. البته باید از قبل، یک جمله مثبت که همراستا با خواسته‌هایتان است را زیر سر داشته باشید و در جواب آن جمله نیمه‌کاره به ذهنتان تحویل بدهید!

  1. نگرشتان را وسیع‌تر و عمیق‌تر کنید

نگرش محدود و سطحی، ما را به انسانی زودرنج، حساس و گوشه‌گیر تبدیل می‌کند. وقتی دیدمان به همه‌چیز، تنگ و تاریک باشد به اشتباه، فکر می‌کنیم که دیگران مدام در حال نقشه کشیدن برای ما هستند، فکر می‌کنیم همه پشت سرمان حرف می‌زنند، زندگی با ما سر لج دارد و همه بدبیاری‌ها فقط سرراه ما سبز می‌شوند. نگرش محدود، چشم ما را به روی فرصت‌هایی که راست‌راست جلویمان قدم‌رو می‌روند می‌بندد و اجازه نمی‌دهد که مسیری به سمت پیشرفت باز کنیم. اما چطور می‌توان نگرش را گسترش داد؟ چند راه برای این کار وجود دارد:

  • کمتر صحبت کنید

رابطه عجیب و جالبی میان کمتر صحبت کردن و عمیق شدن نگرش وجود دارد. در واقع، حجم قابل توجهی از مکالمات در طول روز، بیهوده هستند. اگر با خودمان تمرین کنیم که به جای حرف زدن بیشتر گوش دهیم، چشممان به جمال جنبه‌های تازه‌ای از هر وضعیت روشن می‌شود.

  • مقاومت کردن را کنار بگذارید و بی‌طرفانه به افکارتان نگاه کنید

تعصب، از هر سبک و سیاقی که باشد، چشم دل را می‌بندد و فکر را مسموم می‌کند. سعی کنید در هر موضوعی به جای تبدیل شدن به کاسه داغ‌تر از آش و به سینه زدن سنگ این و آن، به یک شنونده بی‌طرف تبدیل شوید، خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید و از دریچه نگاه او به ماجرا بنگرید. وقتی به گزینه‌های دیگر، اجازه عرض اندام بدهید، وقتی بپذیرید که به جز افکار شما، فکرها و نظرهای دیگر هم ارزشمند هستند افکارتان پوست می‌اندازند و ذهنتان به سطح عمیق‌تر تفکر، شیرجه می‌زند.

  • علت احساس عجیب و سطحی خود را کشف کنید

گاهی پیش می‌آید که احساسی عجیب و ناخوشایند، انرژی و حس‌و‌حال روزتان را نشانه می‌گیرد. دقیقا در همین لحظه، فرصتی ناب برای عمیق‌تر شدن و گسترش نگرشتان پنهان شده است. برای خلاصی از این احساس و استفاده از آن فرصت باید خودتان را سوال‌پیچ کنید. باید از خودتان بپرسید که چرا این احساس عجیب و ناخوشایند را تجربه می‌کنید. وقتی به یک پاسخ رسیدید آن را به پله‌ای برای سوال بعدی تبدیل کنید و آن‌قدر ماجرا را ادامه دهید تا به علت اصلی پی ببرید. با این کار، نه تنها در افکارتان عمیق‌تر می‌شوید بلکه فرصتی برای شناخت بیشتر خودتان هم به دست می‌آورید.

  • با کتاب‌های خوب، دوست شوید

مطالعه، یعنی شریک شدن در افکار و تجربه افرادی که به شکلی متفاوت به دنیا نگاه می‌کنند. وقتی کتاب می‌خوانید با مسیرهای تازه‌ای در زندگی‌تان آشنا می‌شوید، از وجود احتمال‌های دیگر با خبر می‌گردید، بخش دیگری از خودتان را کشف می‌کنید، به افکارتان عمق می‌دهید، الهام می‌گیرید، بزرگ می‌شوید و کم‌کم بدون آنکه بفهمید به انسان تازه‌ای تبدیل می‌شوید.

  1. یک هدف برای زندگی‌تان دست و پا کنید

یکی از راه‌های عالی برای ایجاد احساس لیاقت در خودمان، نشانه‌گیری یک هدف واقعی و حرکت به سمت آن است. دقت کنید؛ روی سخن ما با «هدف واقعی» بود نه «هدف بزرگ». وقتی هنوز با خودمان و توانایی‌هایمان کنار نیامده‌ایم، انتخاب یک هدف بزرگ می‌تواند دلیل بزرگتری برای احساس بی‌لیاقتی در اختیارمان قرار دهد.

چون هنوز ذهنمان آمادگی کافی برای یک حرکت طولانی به سمت اهداف بزرگ را ندارد. در این جور مواقع، بهترین کار، انتخاب یک هدف کوچک و حرکت به سمت آن است. این موفقیت کوچک می‌تواند به پله‌ای برای هدف بزرگ‌تر تبدیل شود و به دنبال آن احساس لیاقت را در وجودمان بیدار کند. در واقع، این هدف کوچک به ذهنمان ثابت می‌کند که اگر بخواهیم می‌توانیم به هر هدفی در زندگی‌مان برسیم.

» تصورتان از خودتان را با خودتان اشتباه نگیرید

انسان بودن، تجربه عجیبی است. در حقیقت، گوهر وجود ما سرشار از شگفتی و قدرت است. ما بسیار فراتر از تفکرمان حضور داریم و روی جهان تاثیر می‌گذاریم. سرنوشت ما به عنوان یک انسان این است که به بهترین‌ چیزها دست پیدا کنیم و در طول مسیر زندگی‌مان با روحمان بیشتر آشنا شویم.

پس اگر زمانی احساس بی‌لیاقتی به سراغمان آمد، باید به یاد داشته باشیم که این موضوع، توهمی است که در اثر غریبگی با خودمان و قرار گرفتن تحت تاثیر برخی از اطرافیان مسموممان شکل گرفته است. وقتی به توانایی‌ها و ارزشمندی خودمان باور داشته باشیم و در مقابل هجوم افکار منفی و تلقین‌های تخریب‌گر، گارد خود را بالا نگه داریم، کم‌کم زورمان از آنها بیشتر می‌شود و می‌توانیم استعدادهایی که در درونمان داریم را با افتخار به نمایش بگذاریم.

  • به خودتان نمره بدهید
  • اگر قرار بودن به احساس لیاقت خودتان از یک تا ۱۰ نمره بدهید، چه عددی را انتخاب می‌کردید؟

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/11/more-reading.png

به اشتراک گذاری

5 Comments

  1. فرزانه

    سلام استاااااد . بی نهایت ممنونم بابت این مقاله عالی و کاربردی. خدا می دونه که چقدر من به این مقاله احتیاج داشتم و در زمان و مکان درست هدایت شدم به این مقاله بی نظیرتون. چندتا از ایرادهای کارم رو بهم گفتید در اینجا. خدایا شکرتتتتتتت. از خدا برای استاد عرشیان فر عزیز و همه ی عرشیانی ها خیر و برکت و ثروت وشادی آرزو میکنم.

  2. فرزانه

    سلام استاااااد .
    بی نهایت ممنونم بابت این مقاله عالی و کاربردی. خدا می دونه که چقدر من به این مقاله احتیاج داشتم و در زمان و مکان درست هدایت شدم به این مقاله بی نظیرتون. چندتا از ایرادهای کارم رو بهم گفتید در اینجا. خدایا شکرتتتتتتت. از خدا برای استاد عرشیان فر عزیز و همه ی عرشیانی ها خیر و برکت و ثروت وشادی آرزو میکنم.

  3. افسانه دیندار

    ممنون خیلی مفید بود. خدا قوت. کاش استاد یکم راجع به شناخت خود حرف میزدن تو لایو ها

  4. اشرف

    سلام واقعا ممنونم بابت این مطالب خوب وآموزنده. و خدا را شاکرم که با شما آشنا شدم. چون روز به روز حالم بهتر و عالی تر می شود. سپاس