انسان، همیشه به دنبال راهی برای شناخت و ارزیابی خودش می‌گردد. ما می‌خواهیم بفهمیم که کیستیم، توانایی انجام چه کارهایی را داریم و می‌خواهیم یا بهتر از آن، می‌توانیم با زندگی‌مان چه کاری انجام دهیم. به همین دلیل، از راه‌های مختلف برای ارزیابی خودمان کمک می‌گیریم و هر کدام از نتیجه‌ها را در پازل شناخت ما از خودمان جای می‌دهیم.

در این گفتار، باب آشنایی با موضوع «خودارزیابی» را بازتر می‌کنیم، نگاهی به چرایی انجامش می‌اندازیم و چند پرسشنامه کاردرست را به شما معرفی می‌کنیم. اگر هنوز هم به دنبال خودتان می‌گردید، تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید. 

ترس از تردید می‌آید. ما وقتی می‌توانیم ترس درون خود را از بین ببریم که خودمان را بهتر بشناسیم.

Bruce-Lee

بروس لی

» خود ارزیابی چیست و چرا باید آن را انجام دهیم؟

«خودارزیابی» که به آن «Self-Assessment» می‌گویند روشی است که کار بررسی و تحقیق در برخی زمینه‌ها را بر عهده خود فرد می‌گذارد. در این روش، هیچ عامل بیرونی‌ در نتیجه بررسی دخالتی ندارد و این خود فرد است که از راستی و درستی داده‌ها با خبر است. افرادی که به خودارزیابی مشغول می‌شوند، شناخت عمیق‌تری از خودشان و توانایی‌هایشان به دست می‌آورند و با چیزهایی که برایشان ارزش دارند آشنا می‌شوند. این موضوع، نه تنها به هنگام پیدا کردن شغل مورد علاقه بلکه در تمام بخش‌های زندگی‌ به دادشان می‌رسد.

» خودارزیابی چه فایده‌ای دارد؟

وقتی «چرایی» انجام یک کار را درک می‌کنیم، حساب دلمان با آن صاف می‌شود. درک چرایی انجام خودارزیابی هم به همین دلیل بسیار با اهمیت است. در ادامه، نگاهی به چند مورد از این چراها می‌اندازیم:

  • خودارزیابی کردن، وضعیت خیلی چیزها را روشن می‌کند

ارزیابی کردن خودمان به ما کمک می‌کند تا به نگرش درستی در مورد میزان بهره‌وری، سطح مهارت و دانشمان دست پیدا کنیم. این موضوع، حساب تصور ما از خودمان و عملکردمان را با واقعیت کاری که انجام می‌دهیم و چیزی که هستیم، سوا می‌کند. شاید اگر برای اولین بار یکی از سیستم‌های خودارزیابی را روی خودتان پیاده کنید از دیدن نتیجه آن چندان خوشحال نشوید؛ اما همین تکانه کوچک به شما کمک می‌کند تا دستی به سر و گوش عملکردتان بکشید.

  • ما را با ابعاد مسئولیت‌مان در زندگی و کارمان آشناتر می‌کند

وقتی عملکرد، بازده یا حتی شخصیتمان را زیر ذره‌بین خودارزیابی می‌بریم با کاستی‌ها و نقطه‌های قوتمان آشنا می‌شویم. در این میان می‌فهمیم که میزان کنترلمان روی شرایط، بسیار بیشتر از چیزی است که فکرش را می‌کردیم. می‌فهمیم که چقدر در زندگی‌مان قدرتمند بوده‌ایم اما در بی‌خبری، خودمان را یک قربانی تصور می‌کردیم. وقتی با مسئولیت‌پذیری آشناتر شویم می‌توانیم با ایجاد تغییرهای کوچک در طول زمان، قدم به قدم بازده خود را افزایش دهیم و ویژگی‌های نیک را در خودمان عمیق‌تر کنیم.

  • ما را با خودمان رو رواست‌تر می‌کند

افراد زیادی در دنیا وجود دارند که هر روز به خودشان دروغ می‌گویند. آنها خودشان و ضعف‌هایشان را پشت این دروغ‌ها پنهان می‌کنند. غافل از آنکه این کار هیچ کمکی به حل شدن ماجراها، قوی‌تر شدن نقطه‌های قوت و برطرف شدن بخش‌های ضعیف نمی‌کند. ما با عقب انداختن ملاقاتمان با واقعیت چیزی که هستیم، فاصله‌مان را از چیزی که می‌خواهیم باشیم بیشتر می‌کنیم.

  • قدرت تفکر تحلیلی و نقادانه را در ما افزایش می‌دهد

روبه‌رو شدن با نتیجه کارها و رفتارهایی که در دراز مدت به انجامشان عادت کرده‌ایم و یافتن راه‌حل‌هایی برای بهتر کردن وضعیت، ما را با سبک جدیدی از تفکر آشنا می‌کند. این موضوع، قدرت تفکر نقادانه و زیر سوال بردن کارهای بیهوده‌ای که به آنها افتخار می‌کنیم را افزایش می‌دهد.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/04/frequency-banner.gif

  • گوشمان را به شنیدن نقد، آشنا می‌کند

کمتر کسی پیدا می‌شود که از شنیدن نقدی که دیگران در مورد رفتار، افکار، شیوه کار، سبک زندگی و عملکردش می‌کنند خوشحال شود یا دست‌کم در آرامش به آنها گوش دهد. اما افرادی که مرتب خودشان و عملکردشان را مورد ارزیابی قرار می‌دهند، می‌توانند راحت‌تر از دیگران، نقدها را بشنوند و حتی در موردشان به طور منطقی فکر کنند.

  • علاقه‌مان را به یادگیری افزایش می‌دهد

وقتی خودمان را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم چشممان به جمال نقطه‌های ضعفمان روشن می‌شود. در این هنگام است که نیاز واقعی به یادگیری در وجودمان به بالاترین اندازه خود می‌رسد. این موضوع باعث می‌شود که انگیزه‌ای فراوان برای یاد گرفتن پیدا کنیم. چون می‌خواهیم همان‌طور که کاستی‌هایمان را در قالب اعداد و ارقام دیدیم، نتیجه کار و تلاش روی بهبودمان را هم به چشم ببینیم. در این وضعیت، ما با تنها رقیب واقعی‌مان یعنی چیزی که هستیم آشنا می‌شویم و برای چیزی که می‌خواهیم باشیم دست به تلاشی بزرگ می‌زنیم.

  • خود ارزیابی کردن، ترس‌هایمان را بی‌رنگ می‌کند

در مسیر تلاش برای بهتر کردن خودمان و عمیق‌تر شدن در مهارت‌هایمان به کمک دیگران نیاز پیدا می‌کنیم. با این وجود، خیلی از آدم‌ها سعی می‌کنند مشکلاتشان را به تنهایی حل کنند. آنها می‌ترسند که با کمک گرفتن از دیگران، نقطه‌های ضعفشان را روی دایره بریزد. وقتی شهامت ارزیابی کردن خودمان و روبه‌رو شدن با بخشی از پشت صحنه کارها و رفتارهایمان را به جان می‌خریم، ترسمان برای درخواست کمک از دیگران به جسارت تبدیل می‌شود. در این هنگام، خیلی راحت از کسانی که بهتر، شایسته‌تر و داناتر از ما هستند کمک می‌گیریم. چون واقعا تصمیم داریم که به نسخه‌ای بهتر از خودمان تبدیل شویم.

  • نیاز ما به کمال‌گرایی را از بین می‌برد

همه آدم‌ها از شنیدن اینکه دیگران آنها را تحسین کنند، لذت می‌برند. این لذت نامرئی باعث می‌شود که آنها رفتارها و حتی افکار خود را به شکلی تغییر دهند تا همیشه نسخه‌ای کامل، عالی، بدون اشتباه و خلاصه فردی خوشایند دیگران را به نمایش بگذارند. این تلاش بیهوده آنها را درگیر احساس کمال‌گرایی می‌کند. بعد از مدتی، آنها به تایید شدن از سوی دیگران معتاد می‌شوند و حتی اگر لازم باشد، خودشان و آرزوهایشان را برای گرفتن رضایت دیگران قربانی می‌کنند.

جایی در نقطه مقابل، فردی که به مهارت خودارزیابی مسلح باشد ایستاده است. او خودش را زیر ذره‌بین ارزیابی‌هایش قرار می‌دهد و همیشه به دنبال راهی برای بهتر کردن خودش می‌گردد. چنین فردی، اهمیتی به نظر دیگران در مورد خودش نمی‌دهد و برای تحسین یا نقدهای مخرب دیگران حسابی جداگانه باز نمی‌کند. او می‌داند که کجا ایستاده است و می‌خواهد به کجا برود. به همین دلیل، نیازی نمی‌بیند که برای بازی کردن در نقش آدمِ بی‌نقصِ داستانِ دیگران، تست دهد!

  • همکاری با دیگران را برایمان شیرین‌تر می‌کند

خیلی‌ها در هر لحظه از زندگی شخصی و کاری‌شان در حال رقابت با دیگران هستند. آنها خودشان را در میدان جنگ می‌بینند و از هر روشی که بتوانند برای پیروزی در این رقابت استفاده می‌کنند. اما کسی که خودش را ارزیابی می‌کند به خوبی می‌داند که توانایی‌هایش محدود هستند. او با این آگاهی در بخش‌هایی که محدودیت دارد از توانایی دیگران کمک می‌گیرد و تلاش می‌کند که نتیجه نهایی، چیزی عالی و درخور تلاش‌هایی باشد که برایش صرف شده است. در نتیجه، چنین افرادی در کارهای تیمی خیلی خوب عمل می‌کنند و به راحتی جای خود را در میان اعضای تیم می‌یابند.

  • شخصیت پنهان در وجودمان را با ما آشنا می‌کند

گاهی خودمان هم از خودمان شگفت‌زده می‌شویم. معمولا این اتفاق جالبی است. چون می‌توانیم آن را ندایی ضعیف از خود پنهانمان در نظر بگیریم. بیشتر ما – حتی افرادی که ادعا می‌کنند خودشان را مثل کف دست می‌شناسند – آشنایی چندانی با خود واقعی‌مان نداریم. ما با شخصیت خودمان زندگی‌ می‌کنیم و با چهره او در میان مردم ظاهر می‌شویم اما خودمان او را نمی‌شناسیم. وقتی از شخصیتمان و ماجراهایی که در درونمان رخ می‌دهند آگاهی چندانی نداشته باشیم، راهی برای بهتر کردن خودمان و پیشرفت پیدا نمی‌کنیم. فرایند خودارزیابی با ابزارهای ویژه خودش به ما کمک می‌کند تا با خودمان بیشتر و عمیق‌تر آشنا شویم.

برای شناخت قلب و ذهن هر شخص، نگاه نکن که چه چیزی به دست آورده است؛ بلکه ببین اشتیاق به دست آوردن چه چیزی را دارد.

Khalil-Gibran

جبران خلیل جبران

 

» خودارزیابی چه فاکتورهایی را در برمی‌گیرد؟

وقتی به ارزیابی خودتان مشغول می‌شوید با بخش‌های جالب و حتی گاهی ناشناخته از وجودتان آشنا می‌گردید. بیایید نگاهی کوتاه به چند مورد از این بخش‌ها بیندازیم:

  • ارزش‌های با اهمیت برای شخص شما

دنیا سرشار از باورهای آدم‌های گوناگون است. از هر کدامشان که بپرسید، برایتان با آب و تاب تعریف می‌کنند که ارزش‌هایشان چقدر برای خودشان و حتی بشریت مهم هستند. اما تمام ارزش‌های روی زمین، تا زمانی که مال شما نباشند، قدرتی ندارند. شما در عمق وجودتان ارزش‌های ناشناخته‌ای دارید. این ارزش‌ها ریشه علاقه شما به چیزی، فردی یا کاری را تشکیل می‌دهند. به همین دلیل است که عده‌ای عاشق فوتبال هستند و عده‌ای دیگر از شطرنج یا ماهیگیری لذت می‌برند. هر دو کار ارزشمند هستند.

اما از نظر کسی که به آنها نگاه می‌کند، یکی ارزشمند و دیگری کاملا بی‌ارزش است. خود ارزیابی به شما این فرصت را می‌دهد تا با ارزش‌ها، باورها، احساستان در مورد استقلال، امنیت مالی، اعتبار، کمک به دیگران، کار تیمی، حفاظت از محیط زیست و حمایت از حیوانات، ظرفیتتان برای رشد، کسب درآمد و حتی ریسک‌پذیری آشنا شوید. چه بسا این آشنایی بتواند مسیر حرکتتان به سمت آینده‌ را به طوری کلی تغییر دهد.

  • چیزهایی که دوستشان دارید

هر کدام از ما در زندگی‌مان بعضی چیزها را بیشتر از بقیه دوست داریم و در اعماق قلبمان می‌دانیم که حساب آنها از بقیه چیزها سوا است؛ مثلا از میان انبوه کتاب‌ها فقط یکی یا دو تا از آنها را دوست داریم؛ بودن یا نبودن بقیه کتاب‌ها به اندازه آن دو کتاب برایمان اهمیتی ندارد. جالب اینجا است که گاهی پیچیدگی قلبمان به ما کَلک می‌زند و مسیر آشنایی با چیزهایی که دوستشان داریم را برایمان سخت می‌کند.

در آن هنگام، چنین واژه‌هایی را بر زبان جاری می‌کنیم: «من اصلا نمی‌دونم چی رو دوست دارم!» متاسفانه هیچ‌کس جز خودمان نمی‌تواند پاسخی برای این پرسش پیدا کند. بنابراین، باید راهی برای حل کردن معمای درونی خودمان بیابیم. خودارزیابی می‌تواند در این مسیر به ما کمک کند و پرده از چهره چیزهایی که دوستشان داریم بردارد.

  • استعدادهایی که دارید و حتی ندارید

انسان‌ها با گوهرهایی در قلب و ذهنشان پا به این دنیا می‌گذارند. این گوی‌های درخشان «استعداد» نام دارند. عده‌ای از همان دوران کودکی با استعداد خود آشنا می‌شوند اما برخی حتی پس از گذر سال‌های دور و دراز هم از استعداد وجودی‌شان با خبر نمی‌شوند. البته، نیازی به این همه صبر کردن وجود ندارد. شما می‌توانید با کمک ابزارهای خودارزیابی، میانبری به کشف استعدادهای خود بزنید. اما یادتان باشد که استعداد داشتن در چیزی با دوست داشتن آن چیز فرق می‌کند.

شاید شما در موسیقی یا ریاضی استعداد زیادی داشته باشید اما این بدان معنا نیست که دوست دارید تمام لحظه‌های عمرتان را وقف کشف اعداد یا کلنجار رفتن با نوت‌های موسیقی کنید. باید این موضوع را هنگامی که در حال انتخاب شغل، رشته تحصیلی و دیگر گزینه‌های مهم زندگی‌تان هستید به خاطر داشته باشید.

» چه روش‌ها یا ابزارهایی برای خودارزیابی وجود دارند؟

همزمان با رشد علم روانشناسی، ابزارهای متفاوتی برای خودارزیابی به وجود آمدند. برخی از آنها در گذر زمان اعتبارشان را از دست دادند و برخی دیگر معتبرتر شدند. هر کدام از این ابزارها بخشی از ویژگی‌های درونی شما را نشانه می‌روند. در ادامه گفتگویمان به سراغ بهترین روش‌های خودارزیابی می‌رویم.

  • پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت

پرسشنامه «عزت نفس کوپر اسمیت» یک ابزار ساده برای کشف میزان اهمیتی است که به خودتان می‌دهید. شما در این پرسشنامه با ۵۸ پرسش روبه‌رو می‌شوید که باید به هر کدام از آنها با دو گزینه «بله» و «خیر» پاسخ دهید. هر کدام از این پاسخ‌ها امتیازی دارند. در انتها تعداد امتیازهای به دست آورده را جمع زده و با میزان عزت نفس خود در قالب یک عدد آشنا می‌شوید.

  • پرسشنامه سنجش نگرش پولی

در این پرسشنامه با تعدادی پرسش در مورد پول روبه‌رو می‌شوید و با پاسخ دادن به آنها مواردی همچون «وسواس پولی»، «میل به نگهداری از پول و احساس امنیت مالی»، «ناکافی دانستن پول»، «کشف رابطه میان پول و تلاش»، «ارتباط میان پول و کسب قدرت» و … خواهید پرداخت. این آزمون با پرسش‌هایی پنج گزینه‌ای تهیه شده است و در انتها نگرش کلی خود نسبت به پول را تا اندازه‌ای قابل قبول درک خواهید کرد.

  • پرسشنامه کمال‌گرایی

«کمال‌گرا»، «کمال‌طلب» و «کمال طلبی خوب یا بد» عبارت‌هایی هستند که وقتی کسی به دنبال بهترین وضعیت در هر چیزی می‌رود به او می‌چسبانند. اما آیا واقعا شما یک کمال‌گرا یا کمال طلب هستید؟ آیا چیزهایی که می‌خواهید واقعا غیر قابل دستیابی یا به شکلی دیوانه‌کننده بی‌نقص هستند؟ با پر کردن پرسشنامه کمال طلبی می‌توانید خودتان را محک بزنید و سر از کار کمال درونتان دربیاورید. یکی از این پرسشنامه‌های جالب، «APS-R» نام دارد.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

» پرسشنامه چیز خوبی است؛ اما فقط همین!

در این گفتار با هم در مورد خودارزیابی صحبت کردیم و در انتها چند پرسشنامه هم برای روشن‌تر شدن موضوع مثال زدیم. اما بد نیست به نکته‌ای مهم توجه داشته باشید. نتیجه این پرسشنامه و تمام پرسشنامه‌های معتبر جهان در بهترین حالت، نوعی حدس و گمان در مورد شخصیت، استعداد و علاقه شما هستند. هیچ‌کس به جز خودتان نمی‌تواند در مورد کسی که هستید نظر قطعی بدهد.

گذشته از این، انسان موجودی بسیار پیچیده و کلکسیونی از چیزهای خوب و نه چندان خوب به شمار می‌رود. این بدان معنا است که نمی‌توان از روی چند پرسش یا تصویر به عمق جان او و خواسته‌هایش پی برد.

بنابراین، نباید به نتیجه خوب یا بد این پرسشنامه‌ها واکنشی افراطی نشان دهید و آنها را راست‌ترین سخن در مورد خودتان به شمار بیاورید. این شما هستید که می‌توانید عملکرد، ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی خود را مورد سنجش و بازبینی قرار دهید و هنگامی که هیچ‌کس راهی را نمی‌بیند، بزرگراهی چند بانده برای خودتان باز کنید.

به اشتراک گذاری