وابستگی به مسیر چیست و چه اثری در زندگی ما دارد؟

تصمیم‌ها، بخش مهمی از زندگی ما را تشکیل می‌دهند. با این وجود، گاهی به شکلی سرسری از کنار تصمیم‌های مهم زندگی‌مان می‌گذریم و حتی بدتر، گرفتن آن را بر عهده دیگران می‌گذاریم. این در حالی است که بالا برویم یا پایین بیاییم، خودمان مسئول اول و آخر عاقبت تصمیم‌مان خواهیم بود. در این گفتار به سراغ یکی از نکته‌های جالب و چالش برانگیز در دنیای تصمیم‌ها می‌رویم و موضوع «وابستگی به مسیر» را موشکافی می‌کنیم. می‌خواهیم بدانیم که وابستگی به مسیر چه تاثیری در زندگی و کار ما می‌گذارد و چطور می‌توانیم راهی برای کاهش اثرات منفی آن پیدا کنیم. اگر احساس می‌کنید هنوز با نتیجه تصمیم‌های گذشته‌تان درگیر هستید، تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید.

هیچ موقع نگویید که دیگر دیر شده است. هیچ وقت برای گرفتن تصمیم‌های درست، دیر نیست.

برایان تریسی

» وابستگی به مسیر به چه معنا است؟

«Path-dependence» که در فارسی آن را «وابستگی به مسیر» صدا می‌زنند، اصطلاحی است که به یک موقعیت ویژه اما رایج اشاره دارد. در این موقعیت، شما به عنوان انسانی که پیوسته در حال تصمیم‌گیری هستید به شکلی غیر قابل کنترل در نتیجه یک یا گروهی از تصمیم‌های گذشته‌تان گیر می‌افتید و مجبور می‌شوید که بر خلاف میل درونی‌تان، تصمیم‌های فعلی را هم با سنگ محک همان تصمیم گذشته‌تان بگیرید. در این مورد می‌توان مثال‌های زیادی زد. بیایید چند مورد از آنها را با هم بشماریم:

  • انتخاب رشته تحصیلی در دبیرستان
  • انتخاب رشته تحصیلی در دانشگاه
  • انتخاب شریک کاری
  • انتخاب شریک زندگی
  • انتخاب محل زندگی (شهر یا کشور)
  • و …

البته این ماجرا سر دراز دارد و همیشه نباید در انتخاب‌های بزرگ به دنبالش بگردیم؛ می‌توانیم نمونه‌های زیادی از این دست را در انتخاب نوع سیستم عامل لپ‌تاپ «ویندوز» یا «مک»، نوع سیستم عامل گوشی «اندروید» یا «IOS»، رنگ دیوار خانه، انتخاب لباس، لنز دوربین، زبان دوم و موارد بسیاری از این دست هم مشاهده کنیم.

» با اهرم‌های فشار وابستگی به مسیر، آشناتر شوید

وابسته شدن به مسیر، سازوکاری است که از دو اهرم یا بهتر است بگوییم «چماق!» برای نگه داشتن ما در مسیر استفاده می‌کند. این دو چماق، «مسئولیت تصمیم‌» و «هزینه‌» هستند. هر تصمیمی با خودش نتیجه‌هایی را به سوغات می‌آورد و ما باید به عنوان گیرنده آن تصمیم با عواقبش روبه‌رو شویم.

از طرفی، گرفتن تصمیم‌های گوناگون هزینه‌بر است؛ مثلا وقتی برای خرید یک لپ‌تاپ اپل کلی هزینه می‌کنیم، دیگر چاره‌ای به جز محدود شدن به نرم‌افزارهای مک نداریم. چون هر طرف که برویم، چماق پولی که خرج کرده‌ایم از سوی خودمان یا دیگران، روانه کله مبارکمان می‌شود. در این جور مواقع، چاره‌ای به جز یک عقب‌نشینی استراتژیک و اجرا کردن سیاست سوختن و ساختن نداریم.

 البته این هزینه‌ها همیشه مادی نیستند؛ در بیشتر مواقع، ما با «هزینه فرصت» تصمیم‌هایمان درگیر هستیم؛ یعنی هزینه از دست دادن فرصت‌هایی که آنها را به خاطر گرفتن تصمیم‌مان از دست داده‌ایم؛ مثلا وقتی فرصت استخدام در یک شرکت عالی را مفت و مسلم از دست می‌دهیم دیگر نمی‌توانیم با گرفتن یقه خودمان و دیگران، به زمان گرفتن آن تصمیم در گذشته برگردیم و همه چیز را تغییر دهیم.

این دو چماق به اندازه کافی بزرگ و قدرتمند هستند تا ما را وادار کنند مدتی طولانی با عواقب تصمیم‌های درست یا اشتباه گذشته‌مان زندگی کنیم. نکته جالب اینجا است که حتی اگر بتوانیم به شکلی از زیر بار مسئولیت تصمیم‌مان شانه خالی کنیم، اهرم هزینه‌ها ما را گیر می‌اندازند و کاری می‌کنند که خودمان با کمال میل در آن مسیر باقی بمانیم. معمولا در چنین شرایطی با این عبارت‌ها روبه‌رو می‌شویم:

  • حیفه
  • تا اینجا اومدم، باید ادامه بدم
  • حالا بزار برم جلو، شاید بهتر شد
  • دیگه چاره‌ای ندارم، کلی پول بالای این محصول دادم
  • چند ساله دارم اینجا کار می‌کنم، نمی‌تونم دوباره از صفر شروع کنم
  • و …

» وابستگی به مسیر چه ویژگی‌هایی دارد؟

گاهی تشخیص ماجرای وابستگی به مسیر سخت می‌شود. چون می‌توان آن را به مفهوم‌هایی مانند «الگو گرفتن» از دیگران یا حتی «کهن‌الگوها» گره زد. به همین دلیل بهتر است با بررسی ویژگی‌های این ماجرا، باب آشنایی با آن را بازتر کنیم:

  • وابستگی به مسیر، دست ما را برای انتخاب‌های آینده در پوست گردو می‌گذارد

انتخاب‌هایی که امروز انجام می‌دهیم، مسیر آینده ما را تعیین می‌کنند. هر چقدر که گستردگی تاثیر انتخاب‌های امروزمان بیشتر باشد، مسیر انتخاب‌های آینده‌مان تنگ‌تر می‌شود. بنابراین، یکی از راه‌های تشخیص وابستگی به مسیر، کم شدن تعداد گزینه‌های روی میز آینده به علت انتخاب‌های گذشته است.

  • انتخاب‌هایی که باعث ایجاد وابستگی به مسیر می‌شوند، غیر قابل بازگشت هستند

از آنجا که تنها تعداد انگشت شماری از ماجراهای زندگی انسان، صد در صدی هستند، شاید بهتر باشد به جای «غیر قابل بازگشت» بگوییم، مسیر بازگشت به آنها بسیار سخت خواهد بود. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم. تصور کنید که شما در دوره دبیرستان یک رشته را برای ادامه تحصیل انتخاب می‌کنید. وقتی یک یا دو سال در رشته انتخابی‌تان درس می‌خوانید نمی‌توانید به این راحتی‌ها به رشته دیگری بروید. البته این کار غیر ممکن نیست اما نمی‌توان به سادگی انجامش داد.

 نمونه دیگر در این مورد، هزینه کردن برای خرید تجهیزات گران قیمت کارخانه یا کسب و کار است. با وجود هزینه‌های گزافی که باید برای خرید این تجهیزات صرف کرد، هر کسب و کاری تنها یک بار فرصت دارد که در مورد خرید این تجهیزات فکر کرده و تصمیم بگیرد. وقتی خرید انجام شود و کار از کار بگذرد چاره‌ای جز تحمل وضعیت موجود وجود ندارد. تمام راه‌حل‌های دیگر مانند تعویض تجهیزات یا حتی فروش آنها با هزینه‌های دیگری همراه هستند که گاهی ممکن است هستی شرکت را نشانه روند. با این وجود، خوشبختانه، تعداد انتخاب‌هایی که می‌توان با تصمیم‌های جدیدتر، نتیجه آنها را تغییر داد بسیار زیاد هستند.

مهم‌ترین تصمیم زندگی‌مان این است: «با زمانی که در اختیارمان گذاشته شده چه کنیم؟»

Albert-Einstein

جی. آر. آر. تالکین
  • وابسته شدن به مسیر می‌تواند مسیر ناکارآمدی و عملکرد ضعیف را هموار کند

بیایید به مثال ساده‌ی انتخاب رشته برگردیم. وقتی یک دانش‌آموز در انتخاب رشته خود بد عمل می‌کند و تازه پس از یک سال می‌فهمد که اصلا برای تحصیل در این رشته ساخته نشده است و از طرفی، برای تغییر رشته خود باید دردسرها زیادی را از سر بگذارند، به اجبار در آن رشته می‌ماند؛ اما دیگر اشتیاقی برای درس خواندن و امیدی به تغییر آینده‌اش ندارد. چه بسا که این رویه را در تمام جنبه‌های زندگی‌اش ادامه دهد و تقصیر تمام تصمیم‌های اشتباه آینده‌اش را هم بر گردن این انتخاب رشته اشتباه و باعث و بانی‌های آن بیندازد.

می‌توانید این نمونه را بگیرید و آن را به کارمندانی که برای کارشان انگیزه‌ای ندارند، کسب و کارهایی که با ظرفیت سیستم قدیمی‌شان کار می‌کنند، حسابدارانی که به یک نرم‌افزار حسابداری گره خورده‌اند، آدم‌هایی که راه بی‌خیالی را پیشه کرده‌اند و افسردگانی که راست راست در جامعه راه می‌روند، گسترش دهید.

» چطور می‌توان اثرهای منفی وابستگی به مسیر را مدیریت کرد؟

شاید اگر می‌توانستیم تصمیم‌هایمان را به سادگی خوردن یک لیوان آب خنک و بدون تحمل هزینه‌هایشان تغییر دهیم، هیچ‌وقت مجبور به تحمل بسیاری از چیزها نمی‌شدیم؛ اما ما در دنیای واقعی چاره‌ای جز تصمیم گرفتن نداریم. بنابراین باید هوشمندی‌مان را به کار بگیریم و راهی برای کاهش اثرهای منفی وابستگی به مسیر برای خودمان دست و پا کنیم. در ادامه سه راهکار را به شما پیشنهاد می‌دهیم. بیایید نگاهی به آنها بیندازیم:

  1. همان ابتدای ماجرا به انتهای آن فکر کنید

برای انسانی که جان و مال و آسایشش به یک آه بند است، دور اندیشی نعمتی بزرگ و موهبتی بهشتی به شمار می‌آید که او را از دردسرهای زیادی نجات می‌دهد. بنابراین، قبل از گرفتن هر تصمیم، تاثیر بلند مدت آن را در ۱۰، ۲۰ یا حتی ۵۰ سال آینده از نظر بگذرانید. برای اینکه در تصمیم‌تان مطمئن‌تر عمل کنید، حتی می‌توانید شرایط گل و بلبلی که به هنگام تصمیم‌گیری در پیرامونتان هستند را نادیده بگیرید. حالا باید از خودتان بپرسید که گرفتن این تصمیم به هزینه‌ای که باید برایش بپردازید می‌ارزد یا نه؟

  1. تصمیمتان را از نظر ایجاد وابستگی به مسیر، بررسی کنید

باید قبل از گرفتن هر تصمیم ببینید که آیا این تصمیم باعث ایجاد فصل جدیدی از وابستگی به مسیر در زندگی‌تان می‌شود یا نه؟ سپس از خودتان بپرسید که آیا حاضر هستید زیر بار محدودیت‌های به وجود آمده در پی این تصمیم بروید؟ آیا می‌توانید شرایط آزاد فعلی را رها کرده و این تنگنا را بپذیرید؟ اینجا است که باید یک بار دیگر، ترازوی ارزش‌های خودتان را بیرون بیاورید و ببینید که در بازی این تصمیم و تبعات آن، شما پیروز میدان هستید یا بازنده آن؟

  1. مجبور نیستید همه چیز را تحمل کنید

گاهی تحمل کردن یک شرایط دشوار و ماندن در پس‌زمینه یک تصمیم اشتباه که در گذشته گرفته شده است، در درازمدت هزینه‌ای گزاف‌تر را در بر می‌گیرد. چه بسا این ماجرا روح و روان و سلامت جسممان را نشانه رود یا ما را در سرازیری ورشکستگی بیندازد. بنابراین، حتی هنگامی که به نظر چاره‌ای جز تحمل کردن وضعیت موجود به چشمتان نمی‌آید، سعی کنید نگاهی گسترده‌تر به این ماجرا داشته باشید و خودتان را از مهلکه‌ای که در آینده هزینه‌های بیشتری را بر دوشتان تلنبار می‌کند، نجات دهید.

به قول قدیمی‌ها، ماهی را هر وقت از آب بگیرید، تازه است. البته شاید برای گرفتن این ماهی تازه مجبور شوید خنکی خیس شدن به وسیله آب را تحمل کنید، اما بدون شک، ارزشش را خواهد داشت.

» نظر شما چیست؟

خط قرمز شما برای تحمل کردن شرایط و باقی ماندن در یک مسیر تا کجا است؟ آیا خودتان را زیر بار وابستگی به مسیر اسیر می‌کنید یا هر طور شده راهی برای خلاصی از آن می‌یابید؟ لطفا نظرتان را برایمان بنویسید.

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *