منظور از مانع‌ ذهنی چیست؟

چگونه می‌توانیم آنها را از زندگی خود برطرف کنیم؟

مانع‌های واقعی، یعنی چیزهایی که میان ما و خواسته‌هایمان فاصله می‌اندازند مواردی ذهنی هستند. چه قبول داشته باشیم یا نه، ما هر روز با قدرت دنیای ذهنمان روی زمین زندگی می‌کنیم. هر روز صبح از درونمان بیدار می‌شویم، به دنیا نگاه می‌کنیم، ماجراها را تحلیل کرده و تصمیم می‌گیریم.

ما با ذهنمان مانع می‌سازیم یا راه‌های سنگلاخی را صاف و هموار می‌کنیم. این قدرتی است که به عنوان یک انسان به رایگان در اختیار ما قرار گرفته است. در حقیقت، گستره توانایی‌های این قدرت، بسیار شگفت‌انگیز و گاهی ترسناک است. چون ما این توانایی را داریم که با ذهن خود زیباترین داستان زندگی را بنویسیم یا تلخ‌ترین تراژدی را در صحنه جهان بازی کنیم.

بنابراین، اگر چیزی در زندگی ما ساز مخالف می‌زند، بدون تردید از ذهنمان جان گرفته است. در این گفتار به سراغ مانع‌های ذهنی می‌رویم و راهکارهایی را برای برچیدن آنها پیشنهاد می‌دهیم. با ما همراه باشید.

جهان بیرونی شما انعکاس جهان درونی شما است. اگر بخواهید در جهان بیرونی‌تان چیزی را تغییر دهید باید روی تنها چیز موجود در این جهان که قدرت کنترل و اداره کردن آن را دارید کار کنید؛ یعنی افکارتان.

برایان تریسی

 

» در حلقه باطل باورهای منفی گیر نکنید

وقتی حرف از ذهن و قدرت آن می‌شود، تمام مسیرها به «باور» ختم می‌گردند. باورهای مثبت، زندگی‌مان را می‌سازند و قدرت‌های نهفته وجودمان را که همچون یک اژدهای باستانی به خواب عمیق فرو رفته‌اند، بیدار می‌کنند. اما باورهای منفی، همچون یک نفرین ابدی، تیشه به ریشه زندگی‌مان می‌زنند و با قدرت تاریک خود تمام نورهای روشنی‌بخش زندگی‌مان را می‌بلعند.

شاید بتوان گفت که یکی از بزرگ‌ترین موانع ذهنی، باورهای منفی هستند. اگر کمی سر طناب این ماجرا را شل بگیریم، کلاف سردرگم باورهای منفی به دور خودمان، توانایی‌هایمان، اطرافیانمان، شهرمان، کشورمان، جسممان، تفکرمان و هر چیزی که فکرش را بکنید گره می‌خورد.

باور، کلید باز کردن احساس است و این یعنی باور منفی ما نسبت به یک چیز، می‌تواند دستوری بی‌چون‌و‌چرا به کائنات باشد تا آن مورد را در زندگی‌مان جاری کند. از آنجا که کائنات در مورد هیچ چیز خساست به خرج نمی‌دهد، می‌توانیم مطمئن باشیم که باور منفی ما حجم بی‌انتهایی از بدبختی و فلاکت را برایمان به ارمغان می‌آورد.

تراژدی ماجرا آنجا است که ما از بیشتر این باورهای منفی بی‌خبر هستیم. در واقع، باورهای منفی مانند یک پشه عمل می‌کنند. پشه‌ها قبل از خوردن خونمان نوعی ماده بی‌حسی را به پوستمان تزریق می‌کنند. بنابراین، ماجرای خارش و سوزش جای نیش پشه‌ها به زمانی برمی‌گردد که او دلی از عزا درآورده و تا جایی که توانسته از خون ما نوش جان کرده است.

باورهای منفی هم از همان ابتدا حضورشان را در بوق و کرنا نمی‌کنند. ما هنگامی متوجه حضور این باورها می‌‌شویم – البته اگر واقعا نعمت خودآگاهی نسیبمان شود – که تاثیر مخرب خود را روی زندگی‌مان گذاشته‌اند.

برای رها شدن از دست باورهای منفی و تاثیر آنها باید باوری مخالف آن را در ذهنتان جایگزین کنید. برای این کار می‌توانید آن را به خودگویی‌های درونی‌تان بفزایید یا آن را روی یک برگه نوشته و جایی در مقابل دیدگانتان قرار دهید.

مثلا اگر باور منفی شما این است که پولدار شدن کار سختی است و همه فرصت‌ها از دستتان فرار می‌کنند، باید آن را با باوری مانند: «پولدار شدن کار راحتی است و هر روز فرصت‌های زیادی برای رسیدن به این هدف سر راه من قرار می‌گیرند.» جایگزین کنید.

البته به احتمال زیاد در آغاز کار، ذهنتان در برابر این تغییر مقاومت خواهد کرد. اما باید کمی سماجت به خرج داده و تا جایی که می‌توانید خودتان را در معرض این باور جدید قرار دهید. کم‌کم وقتی باور جدیدتان جایگزین آن باور منفی شود و الگوی ذهنی جدیدی در وجودتان شکل بگیرد، سروکله اتفاق‌های خوب هم در زندگی شما پیدا می‌شوند.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/04/frequency-banner.gif

به سمت قلبتان قدم بردارید

انسان‌ها به چیزهای گوناگونی علاقه دارند. سرچشمه این ماجرا و علت جذب افراد متفاوت به سمت موضوع‌های مختلف، هنوز به عنوان رازی سر به مهر باقی مانده است. در واقع، انسان‌ها همچون پروانه‌هایی که جذب نور شمع می‌گردند، به سمت کارهای مورد علاقه‌شان کشیده می‌شوند. گویی ندایی آشنا پیوسته آنها را فرا می‌خواند.

دقیقا همین نقطه عطف، مشکل خیل عظیمی از مردم است. چون بخشی از مانع‌های ذهنی به دلیل قدم گذاشتن در مسیری که متعلق به شما نیست و انجام دادن کاری که به آن علاقه ندارید شکل می‌گیرند. در واقع، هنگامی که کاری را خلاف خواسته قلبی خود انجام می‌دهید، موفقیت را تجربه نخواهید کرد. چون ذهن و قلبتان در یک راستا نیستند.

شما با نادیده گرفتن ندای قلبتان، ناخواسته جنگی تمام عیار را با خودتان به راه می‌اندازید. از طرفی، بشر طوری خلق شده است که نمی‌تواند بر قلب خود پیروز شود. به همین دلیل، انسان‌های افسرده، شکست خورده و بازنده زیادی در جهان حضور دارند که زنده هستند اما واقعا زندگی نمی‌کنند.

وقتی به سمت قلبتان قدم برمی‌دارید، نیروی شگفتی‌ساز اشتیاق را در وجودتان شعله‌ور می‌کنید. این قدرت درونی به شما کمک می‌کند تا تمام مانع‌های ذهنی را یکی‌یکی از میدان به در کنید.

دست از تنبیه کردن خودتان بردارید

شاید این مورد، عجیب‌ترین و ناشناخته‌ترین منبع ساخت مانع‌های ذهنی به شمار آید. ماجرا از این قرار است که گاهی ذهن ما به دلیل احساس عذاب وجدانی که در مورد یک اشتباه داریم می‌خواهد با ساخت مانع‌های ذهنی، ما را تنبیه کند تا از این راه، احساس بهتری نسبت به خودمان داشته باشیم.

غافل از آنکه این کار نه تنها احساس بهتری را در ما ایجاد نمی‌کند بلکه به نوعی پاک کردن صورت مسئله به شمار می‌رود که کمر به خراب کردن زندگی‌مان بسته است. چون هنوز کار اشتباه‌مان جبران نشده و تمام تلاش ما برای راحت‌تر کردن خیالمان به عذاب دادن خودمان محدود گشته است.

برای مهار کردن این منبعِ ساختِ موانع ذهنی باید چند کار زیر را انجام دهیم:

  1. قبول کنیم که اشتباه کردیم
  2. اگر اکنون هم در حال انجامش هستیم، آن را به سرعت متوقف کنیم
  3. با عواقب اشتباهمان روبه‌رو شویم و سعی کرده تا جایی که می‌توانیم آن را جبران کنیم
  4. خودمان را ببخشیم تا خدا هم ما را ببخشد
  5. با استفاده از مراقبه کردن و تکرار جمله‌های مثبت، ذهنمان را به سمت آرامش هدایت کنیم

به این ترتیب، ذهنمان همچون یک زندانی از بند عذاب وجدانمان آزاد می‌شود و مسیر درست را برایمان هموار می‌کند. یادتان باشد، روشنایی، همیشه بر تاریکی غلبه می‌کند. در نتیجه، افکار مثبت و سازنده‌ای که در ذهنمان پرورش می‌دهیم، افکار منفی و ویرانگر را بی‌اثر می‌کنند. این موضوع، ابدی‌ترین حقیقت جهان است.

ترس‌ها را به رسمیت نشناسید

ترس‌ها، موجوداتی خیالی هستند که تنها فکر و ذکرشان دور نگه داشتن ما از چیزهایی است که دوستشان داریم. آنها این کار را با ساخت موانع ذهنی ریز و درشت انجام می‌دهند. ترس‌ها این قدرت را دارند که اهداف دوست داشتنی ما را به غول‌هایی خوفناک و آسیب زننده تبدیل کنند. اگر اجازه دهیم که ترس‌ها در ذهنمان لانه کنند، قدرت اقدام کردن و فرصت ملاقات با موفقیت را از دست می‌دهیم.

گاهی ترس‌ها به شکلی خنده‌دار خودشان را نشان می‌دهند. مثلا برخی از این می‌ترسند که نکند به اهدافشان برسند و از آنها خوششان نیاید. آنها نگران هستند که موقعیت ناشناخته آینده، وضعیت اکنونشان را از چنگشان دربیاورد و آنها را در جنگلی تاریک و بی‌حاصل به حال خود رها کند. راه چاره این موضوع و تنها سلاح ما برای مقابله با ترس‌هایی که مانع‌های ذهنی را در زندگی‌مان ایجاد می‌کنند، اقدام کردن است.

باید به قلب این غول‌های کاغذی یورش ببریم تا ماهیت پوچ آنها برای ذهنمان ثابت شود. آن هنگام است که می‌فهمیم یک عمر از چیزی می‌ترسیدیم که هیچ قدرتی برای کنترل یا آسیب زدن به ما نداشته است. 

به دنبال خلاصی از دست عادت‌های بد باشید

عادت‌ها دکمه‌هایی ذهنی هستند که فرایندهای خودکار را به جریان می‌اندازند. وقتی عادت‌هایمان مثبت و سازنده باشند – مثل خواندن کتاب، ورزش کردن، یاد گرفتن چیزهای تازه و کارآمد – رشد می‌کنیم و هر روز بهتر از روز گذشته خواهیم بود. اما اگر عادت‌هایمان مخرب و نادرست باشند – مثل مسئولیت‌پذیر نبودن، فرار از یادگیری، کشیدن سیگار، نداشتن برنامه ریزی و … – در زندگی خود درجا خواهیم زد.

در واقع، عادت‌های بد، سازنده مانع‌های ذهنی و عادت‌های خوب، از بین برنده آنها به شمار می‌روند. هر قدمی که برای تغییر عادت‌های بد و تقویت عادت‌های خوب برمی‌داریم، اثر مستقیم خود را روی زندگی ما نشان می‌دهد.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

بولدوزر ذهنی‌تان را به راه بیندازید

تمام آنچه که حقیقت دارد، تمام چیزی که هستیم و حتی می‌توانیم باشیم، جایی درون ما آرمیده است. اگر روی پرورش ذهن خودمان کار کنیم، بزرگ‌ترین طراح و پیمانکار هستی را به خدمت می‌گیریم تا مسیر رسیدن ما به موفقیت و اهدافمان را برایمان هموار کند. یادتان باشد، وقتی با خودتان و دنیا در صلح باشید، ذهنی قدرتمند برای کنار زدن موانع و چشمی بینا برای دیدن فرصت‌های آشکار اما پنهان را پیدا خواهید کرد.

  • نظر شما چیست؟
  • فکر می‌کنید چه مانع ذهنی جلوی رسیدن شما به موفقیت مورد علاقه‌تان را گرفته است؟

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/11/more-reading.png

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *