‏۹ نکته مهم در بازار بورس که مسیر موفقیت را هموارتر می‌کنند

فرقی نمی‌کند که در بازار بورس فعالیت دارید یا نه. چون این بازار با وجود فراز و فرودهای چند صد ساله‌اش گنج‌های فراوانی برای همه مردم دارد. پیروزی و شکست در بازار سرمایه، دوشادوش هم حرکت می‌کنند. این بدان معنا است که شادی و غم در این بازار، عمر کوتاهی دارند.

شاید شمار شکست خوردگان بازار سرمایه در طول سال‌هایی که از آغاز فعالیتش در بازارهای جهانی و ایران می‌گذرد بسیار بیشتر از شمار افراد پیروز در آن باشد. اما با این وجود، بورس هنوز هم وجود دارد و سرمایه‌گذاران در آن به فعالیت مشغول هستند.

پس بدون تردید، می‌توان از تجربه‌های پیروزی و شکست در آن درس‌هایی کاربردی آموخت. در این گفتار به دنبال کشف این درس‌ها از دل نکته‌های سرنوشت‌ساز بورسی می‌گردیم. تا انتهای این ماجرای پر از هیجان با ما همراه باشید.

اگر این‌طور تصور می‌کنید که در طول ۱۰ سال به آسانی نمی‌توانید به یک سری از اهدافتان برسید، پس حتی ۱۰ دقیقه هم به این اهداف فکر نکنید.

Warren-Buffett

وارن بافت، سرمایه‌گذار و اقتصاددان

 

نکته اول: در بورس باید با تکیه بر تحلیل جلو رفت

برای سرمایه گذاری در بورس باید از چم‌وخم داده‌های موجود در این بازار سردرآورد. در این مسیر، دو نوع تحلیل به سهام‌داران بسیار کمک می‌کنند؛ «تحلیل بنیادی» و «تحلیل تکنیکال».

تحلیل بنیادی، روشی است که در آن با تمرکز بر داده‌های شرکت‌های سهامی – مثلا صورت‌های مالی – به کشف وضعیت فعلی و آینده آن مجموعه می‌پردازند.

اما در تحلیل تکنیکال، نگاه سهامداران به گذشته سهم است. آنها می‌خواهند با پیگیری دقیق ماجراهایی که در طول زمان بر سر قیمت آن سهم آمده است راهی برای پیش‌بینی وضعیت آینده آن پیدا کنند.

سرمایه‌گذارانی که بدون استفاده از تحلیل‌ها دست به معامله می‌زنند، نه تنها به راحتی سرمایه ارزشمند خود را از دست می‌دهند بلکه به طعمه‌ای لذیذ برای سرمایه‌گذاران حرفه‌ای تبدیل می‌شوند.

» در زندگی و کارتان همه‌چیز را از فیلتر تحلیل عبور دهید

برای هر کدام از ما زمان‌هایی پیش می‌آیند که باید تصمیم‌های مهمی در زندگی‌مان بگیریم. در این هنگام می‌توانیم قبل از هر اقدامی، تحلیل بنیادی و تکنیکال را به خدمت بگیریم. اجازه بدهید با یک مثال این موضوع را روشن‌تر کنیم.

مثلا اگر قرار بود تصمیم به شراکت با کسی بگیریم، می‌توانیم از تحلیل بنیادی استفاده کرده و هر داده‌ای که می‌توانیم را در مورد آن فرد جمع‌آوری کنیم. این موضوع به ما کمک می‌کند تا با دید گسترده‌تری به وضعیت فعلی و آینده او بنگریم. از طرفی، با به کار بستن تحلیل تکنیکال و بررسی عملکرد گذشته آن فرد در شراکت می‌توانیم حدس‌هایی در مورد کیفیت رفتار و میزان تعهد او در کار بزنیم و در شرایطی عاقلانه و ایدئال روی سرمایه‌های خود ریسک کنیم.

نکته دوم: همه تخم‌مرغ‌هایتان را در یک سبد نچینید

یکی از توصیه‌هایی که سهامداران با تجربه به تازه‌کارهای این بازار می‌کنند این است که نباید همه تخم‌مرغ‌هایشان را در یک سبد بچینند. منظورشان این است که نباید تمام سرمایه خود را صرف خرید یک سهم کنند. بلکه باید سهم‌های مختلفی از صنعت‌های گوناگون بخرند تا در صورت سقوط یک نماد، تمام دارایی خود را از دست ندهند و ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش دهند.

» دیدگاهی چند بُعدی داشته باشید

در واقع می‌توان از این توصیه و تشکیل سبد سهام متنوع، دو درس متفاوت گرفت:

  • چند منبع درآمد داشته باشید

داشتن چند منبع درآمد به ما کمک کند تا با خیالی بسیار آسوده‌تر برای زندگی خود برنامه‌ریزی کنیم. چون این موضوع میزان درآمد ورودی به زندگی‌مان را افزایش می‌دهد و حس اطمینان خاطر را در وجودمان ایجاد می‌کند.

تصور کنید اگر شرکتی که تنها منبع درآمد شما است ورشکسته شود یا حتی بدتر از آن، به علت تعدیل نیرو عذر شما را بخواهد، در آن صورت چه بر سر روزهای آتی شما می‌آید؟ اما وقتی چند منبع درآمد داشته باشید می‌توانید با خیالی بسیار آسوده‌تر از این بحران عبور کرده و از خودتان و خانواده‌تان محافظت کنید.

هرگز به یک درآمد خاص بسنده نکنید. برای ایجاد چند منبع درآمد دیگر، سرمایه‌گذاری کنید.

Warren-Buffett

وارن بافت، سرمایه‌گذار و اقتصاددان
  • به گزینه‌های دیگر هم فکر کنید

درس دیگری که می‌توان از این موضوع گرفت، داشتن تفکر چند بُعدی و فکر کردن به گزینه‌های دیگر است. این موضوع به هنگام گرفتن تصمیم‌های مهم در زندگی‌تان به شما کمک می‌کند. به ویژه زمانی که هیجان و احساساتتان روی قدرت تصمیم‌گیری‌تان تاثیر گذاشته‌اند می‌توانید با در نظر گرفتن این موضوع و داشتن نگاهی چند جانبه به گزینه‌های دیگر هم فکر کنید.

حتی می‌توانید خودتان را بدون گرفتن این تصمیم تصور کرده و به روزهایی بدون تاثیر این گزینه روی زندگی‌تان بیندیشید. در این صورت می‌توانید ریسک تصمیم خود را پیش‌بینی کنید و اگر آن را مناسب ندیدید به راحتی به سراغ گزینه دیگری بروید. اگر همین پند کوچک را در زندگی خود به کار بگیریم، بسیاری از تصمیم‌های مالی و شخصی خود را به گونه‌ای بسیار متفاوت‌تر خواهیم گرفت.

» نکته سوم: همیشه یک حد ضرر برای سهم‌های خود در نظر بگیرید

راه‌های زیادی برای انجام معامله‌های عاقلانه و جلوگیری از اقدام‌های احساسی در بورس وجود دارند. تعیین «حد ضرر» یکی از همین راه‌ها است. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم.

تصور کنید یک سرمایه‌گذار، سهمی را در قیمت ۲۰۰ تومان می‌خرد. آنگاه برای خودش یک حد ضرر یا استاپ لاس تعیین می‌کند و می‌گوید: «اگر قیمت سهم دچار ریزش شد – یعنی از قیمت سهم کم شد – و به قیمت مثلا ۱۸۰ تومان رسید آن را می‌فروشم.» سودمندی داشتن حد ضرر در این است که جلوی زیان بیش از اندازه را می‌گیرد.

» زمان ترمز کردن را پیش‌بینی کنید

حرکت کردن و قدم برداشتن رو به جلو یکی از نشانه‌های افراد موفق یا دست‌کم کسانی است که در مسیر موفقیت خود قرار دارند. به همان اندازه که حرکت کردن مهم است، دانستن زمان مناسب برای توقف نیز اهمیت دارد. در واقع، ما باید برای بسیاری از چیزهای زندگی‌مان، حد ضرر مناسبی تعیین کنیم. مثلا:

  • نصیحت کردن دیگران

همان طور که نان خوشمزه فقط در تنور داغ آماده می‌شود، بهترین سخن و نصیحت‌ها نیز تنها هنگامی که فردی تشنه شنیدن باشد اثرگذار و ماندگار می‌شوند. در نتیجه، باید یک حد ضرر برای ارزش سخن و احترام خود در میان دیگران تعیین کنیم. شاید بهترین کار، دنباله‌روی کردن از این ضرب‌المثل باشد که: «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!»

  • دستبرد زدن به پس‌انداز

گاهی بالا و پایین‌های زندگی ما را وادار می‌کنند که به اندوخته خود دستبرد بزنیم. در این هنگام باید مراقب باشیم که خودمان را گول نزنیم و به امید پس‌انداز در زمانی دیگر، حاصل زحمت‌های خود را تا قران آخر خرج نکنیم. بد نیست برای روزهای بحرانی یک حد ضرر برداشت پول برای خودمان در نظر بگیریم. با این کار می‌توانیم از اندوخته خود در مقابل خودمان محافظت کنیم.

  • فدا کردن خودمان و خواسته‌هایمان برای خوشنودی دیگران

بعضی از افراد، عادت دارند که در مورد همه‌چیز در وضعیتی فداکارانه قرار بگیرند. مثلا اگر تنها یک لیوان آب در دسترسشان باشد و فرد دیگری هم تشنه باشد، به جای آنکه آن مقدار آب را بین خودشان و آن فرد تقسیم کنند، تشنه ماندن را انتخاب می‌کنند و تمام آب را به دیگری می‌‌دهند.

این نمونه بسیار کوچکی از عادت به فداکاری است. برخی از افراد حتی روی زندگی‌شان برای خوشنودی دیگران ریسک می‌کنند. مشکل اینجا است که عادت به فداکاری عوارضی دارد. مثلا:

  • در فرد فداکار، احساس سرکوب شدن به وجود می‌آید

این مورد کاملا طبیعی است. ما به عنوان یک انسان نمی‌توانیم همیشه خواسته‌های درونی خود را برای خشنودی دیگران فدا کنیم. چون بعد از مدت کوتاهی این احساس گریبانمان را می‌گیرد که برای شادی دیگران و نه خودمان زندگی کرده‌ایم. در نتیجه، به فردی عُقده‌ای، افسرده و حتی خشمگین تبدیل می‌شویم که انتظار دارد دیگران تمام فداکاری‌هایش را برایش جبران کنند.

  • انتظار بیجا در دیگران به وجود می‌آید

انسان‌هایی که مدام خودشان و آرزوهایشان را برای دیگران فدا می‌کنند باعث ایجاد یک سوتفاهم در اطرافیانشان می‌شوند. در واقع، اتفاقی که در این میان می‌افتد این است که دیگران، فداکاری آنها را نوعی وظیفه در قبال خودشان در نظر می‌گیرند. به دنبال این ماجرا نه تنها ارزش فداکاری‌های آن فرد زیر سوال می‌رود بلکه از ارزش وجودی او نیز به شدت کاسته می‌شود.

پس بهتر است یک حد ضرر برای میزان فداکاری خودمان در نظر بگیریم. با این کار هم به خودمان و هم به دیگران احترام می‌گذاریم. یادتان باشد، بخشیدن بی‌چون و چرای کشور وجودتان به همسایگانی که هرگز راضی نمی‌شوند، هدر دادن ارزش محبت و ایثار است.

  • توضیح دادن ریز جزئیات زندگی‌مان به دیگران

یکی از عادت‌های بدی که می‌تواند به ما آسیب بزند، تعریف کردن همه‌چیز برای همه‌کس است. در این صورت، ما تمام نقطه‌های ضعف خود را برای دیگران رو می‌کنیم. این مورد می‌تواند راه را برای کسانی که منتظر فرصتی برای آسیب زدن به ما هستند هموار کند. اگر صحبت‌هایی که می‌کنیم در مورد امور مالی یا ایده‌های ایجاد و توسعه کسب و کارمان باشند بسیار آسیب‌پذیرتر می‌شویم.

چون ممکن است با دستان خودمان فرصت‌هایی که برایشان زحمت کشیده‌ایم را دو دستی تقدیم فرصت‌طلبان کنیم. پس باید همیشه حد ضرری برای صحبت‌هایی که در مورد زندگی شخصی و کاری‌مان می‌کنیم در نظر بگیریم. گاهی تودار بودن و کمتر سخن گفتن بیشتر از هر چیز دیگری به نفع ما و آرامش زندگی‌مان است.

  • مطالعه

در نظر گرفتن حد ضرر برای مطالعه می‌تواند ما را از فردی بدون مطالعه به فردی اهل مطالعه تبدیل کند. مثلا می‌توانیم با خودمان قرار بگذاریم که دست‌کم روزی یک صفحه کتاب بخوانیم. از آنجا که تحول و بزرگ شدن حتی با یک واژه هم امکان‌پذیر است، شاید در همان یک صفحه کتاب، مسیری برای تحول خود بیابیم.

  • سلامتی

مشخص کردن یک خط قرمز برای انجام دادن یا حتی ندادن کارهایی که به طور مستقیم به سلامتی ما گره خورده‌اند می‌تواند بزرگ‌ترین خدمتی باشد که به خودمان می‌کنیم. مثلا برای ورزش کردن، سبک غذا خوردن و حتی داشتن تفریح باید حد ضررهای تعیین کنیم تا بتوانیم در شرایط متعادل حاصل از این تصمیم، زندگی با نشاطی داشته باشیم.

  • تلاش روی توسعه و رشد شخصی

تبدیل شدن به کسی که دوست داریم باشیم، در عرض یک شب اتفاق نمی‌افتد. این کار نیازمند تلاشی پیوسته است که ذره‌ذره ما را تغییر دهد. اما گاهی این کار مهم را در میان روزمرگی و شلوغی‌های زندگی فراموش می‌کنیم. تعیین کردن حد ضرر برای رشد شخصی به ما گوشزد می‌کند که نباید تلاش برای بهتر کردن خودمان را از یاد ببریم.

منتظر نباش! زمان مناسب هرگز فرا نمی‌رسد. از همان جایی که ایستادی و با هر ابزاری که داری شروع کن. در طول مسیر آنچه را که نیاز داری پیدا می‌کنی.

Napoleon-Hill.

ناپلئون هیل

» به شکارچی نکته‌ها تبدیل شوید

«جان سی. مکسول» – نویسنده و سخنران – در کتاب «بی‌حد و مرز» از ماجرای سفر خود به زندانی می‌گوید که «نلسون ماندلا» سال‌های طولانی عمرش را در آن سپری کرده بود. مکسول در کتابش نوشت: «من فقط ۱۵ دقیقه در آن سلول دوام آوردم اما در همین مدت کم، چهار درس مهم را از نلسون ماندلا آموختم:

  1. محیط پیرامون ما نمی‌تواند روح ما را کنترل کند.
  2. افرادی که ما را کم‌ارزش به شمار می‌آورند، ارزش ما را تعیین نمی‌کنند.
  3. رویاها می‌توانند به هنگام انجام کارهای سخت روزانه هم ایجاد شوند.
  4. ما می‌توانیم شکست‌های خود را التیام بدهیم و برای دیگران درمان را به ارمغان بیاوریم.

یادتان باشد، حجم نیاز ما برای آموختن، عمق یادگیری‌مان را تعیین می‌کند. شاید پرسش درست این باشد که چقدر برای آموختن، تلاش می‌کنید؟ در قسمت پایانی، بخش دیگری از نکته‌های بورسی و درس‌های پنهان در آن را بررسی خواهیم کرد. لطفا پیگیر قسمت بعد باشید.

  • نظر شما چیست؟
  • اگر قرار باشد از فردا برای بخش‌هایی از زندگی خود حد ضرر تعیین کنید، از چه معیاری برای این کار کمک می‌گیرید؟

به اشتراک گذاری

One Comment

  1. Fatemeh پاسخ

    سلام و وقت بخیر.این دست از مقالات تون که نکات بورس و بازار و امثال اینها رو به نکات زندگی ربط میدهید بسیار شیرین و جذاب هستند.موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *