نقش زبان بدن در ارتباط با دیگران

یادگیری زبان بدن، قدم گذاشتن در مسیری پیچیده و سرشار از هیجان است. برای یادگیری عمیق این ماجرا و تبدیل شدن به یک حرفه‌‌ای باید راه و چاه رسیدن به یک نگاه گسترده را یاد بگیرید. در این گفتار به چند پرسش مهم در مورد زبان بدن پاسخ می‌دهیم و دریچه‌ای کوچک به سوی نگاهی متفاوت را به رویتان می‌گشاییم. اگر به ماجرای زبان بدن علاقه دارید و می‌خواهید آن را در عمل به کار بگیرید تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید.

برقراری ارتباط به صورت موثر، ۲۰% چیزی است که می‌دانی و ۸۰% حسی است که در مورد چیزی که می‌دانی داری.

jim-rohn

جیم ران

 

» آیا زبان بدن همان ارتباط غیر کلامی است؟

خیر. ارتباط‌های غیر کلامی بسیار گسترده‌تر از این حرف‌ها هستند. این ارتباط‌ها تمام حرکت‌های مستقیم و غیر مستقیم ما را در برمی‌گیرند. به این نمونه‌ها توجه کنید:

  • سکوت کردن
  • شیوه ریختن یک لیوان آب یا چای برای یک نفر
  • دیر آمدن به جلسه‌های کاری یا خانوادگی
  • انتخاب بین ایستاده ماندن یا نشستن
  • چیدمان کتاب‌ها در کتابخانه
  • چیدمان میز کاری
  • ترتیب انجام کارهای شخصی یا سازمانی
  • و …

هر کدام از این کارها نوعی ارتباط غیر کلامی هستند. در این میان، زبان بدن به عنوان یکی از شاخه‌های ارتباط غیر کلامی، سهم ویژه‌ای را برای خودش کنار می‌گذارد.

» آیا زبان بدن، ماجرایی جهانی است یا از یک کشور به کشور دیگر فرق می‌کند؟

همه ما انسان هستیم و برای برقراری ارتباط از شیوه‌های مشترکی استفاده می‌کنیم اما تفاوت‌های فرهنگی، قاره‌ای، جغرافیایی، مذهبی و فکری باعث ایجاد تفاوت‌های بزرگی میان ما و همنوعانمان در بخش‌های دیگر جهان شده است. در ادامه به چند مورد از بخش‌های جهانی زبان بدن اشاره می‌کنیم:

  • تکان دادن سر از طرفی به طرف دیگر

وقتی با چیزی روبه‌رو می‌شویم که آن را نمی‌خواهیم یا به دنبال رد کردن یک پیشنهاد هستیم، سرمان را چند بار از راست به چپ یا برعکس تکان می‌دهیم. این رفتار که از دوران شیرخوارگی با ما باقی مانده در میان بیشتر مردم جهان مشترک است.

  • شانه بالا انداختن

هنگامی که چیزی را نمی‌دانیم، از ماجرایی سر در نمی‌آوریم، می‌خواهیم ارتباط یک چیز یا ماجرا را با خودمان قطع کنیم یا حتی وقتی که می‌خواهیم بی‌خبری خودمان را نشان دهیم خیلی راحت، شانه‌هایمان را بالا می‌اندازیم. معمولا این رفتار چاشنی‌هایی هم دارد؛ مثلا همزمان با بالا انداختن شانه‌هایمان لب پایینی خود را بیرون می‌آوریم و حتی ابروهایمان را به سمت بالا می‌کشانیم.

  • نشان دادن کف دست

تقریبا در تمام فرهنگ‌ها و کشورهای جهان، نشان دادن کف دست، نشانه‌ای از «صداقت»، «درستی»، «وفاداری»، «مطیع بودن» و «یکرنگی» است. وقتی کسی می‌خواهد شهادت بدهد با کف دستش قسم می‌خورد یا دستش را روی قلبش می‌گذارد. این در حالی است که افراد دروغگو و کلاهبردار به طور ناخودآگاه کف دستشان را از بقیه پنهان می‌‌کنند.

» پنج مورد از بزرگ‌ترین اشتباه افراد تازه‌کار در تشخیص زبان بدن کدامند؟

 

  • اشتباه اول: نگاه تک بُعدی

بررسی جداگانه تک‌تک حرکت‌های بدن و تلاش برای ترجمه کردن آنها به صورت جداگانه، یکی از اشتباه‌های افراد تازه‌کار در یافتن معنی واقعی زبان بدن است. باید به یاد داشته باشیم که زبان بدن هم مثل زبان‌های دیگر، از واژه‌ها، مکث و حتی نقطه پایان تشکیل شده است.

با وجود آنکه هر واژه به تنهایی یک یا حتی چند معنی دارد اما منظور اصلی از یک واژه زمانی روشن می‌شود که آن را در کنار واژه‌های دیگر می‌بینیم؛ مثلا اگر کسی در یک گفتگو مرتب سرش را بخاراند این به تنهایی به معنی داشتن اضطراب نیست. شما باید این رفتار او را در کنار داده‌های دیگری از تجزیه و تحلیل مجموعه رفتارهای او در آن لحظه به دست می‌آورید قرار دهید.

  • اشتباه دوم: در نظر نگرفتن موقعیت

تشخیص چند جانبه و نگاه کلی به مجموعه رفتارها تنها در صورتی می‌تواند شما را به آن حرف نگفته در پس رفتارهای فرد مورد نظرتان برساند که مجموعه رفتارهای او را در ترازوی موقعیت قرار دهید.

اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم؛ مثلا اگر کسی در یک صف، دستانش را به هم قلاب کرده، چانه خود را به سمت بدنش آورده و مدام ورجه وورجه می‌کند، به احتمال زیاد سردش شده و از ایستادن در صف کلافه گشته است؛ اما اگر همین فرد در موقعیت دیگری مثلا در یک اتاق با دمای مناسب، تهویه خوب و چند صندلی برای نشستن، چنین رفتاری را از خودش بروز دهد می‌توانید احتمال دهید که او از حضور در این موقعیت دچار اضطراب شده، احساس منفی دارد و می‌خواهد هر چه زودتر خودش را از آن مهلکه نجات دهد!

  • اشتباه سوم: تشخیص راحت راست از دروغ

بسیاری از کسانی که قدم‌های نخست در یادگیری زبان بدن را برمی‌دارند فکر می‌کنند که می‌توانند با تحلیل رفتارهای فرد با اطمینان ۱۰۰ درصدی به راست یا دروغ بودن حرف‌هایش پی ببرند. این در حالی است که حتی حرفه‌ای‌ترین افراد در زمینه زبان بدن هم نمی‌توانند این کار را انجام دهند.

با وجود آنکه می‌توان از رفتارها چیزهای زیادی را فهمید اما هیچ چیز خط‌کشی شده‌ای در این زمینه وجود ندارد. در حقیقت، مرز بین دروغگویی و استرس آن‌قدر مبهم است که نمی‌توان برای روشن کردن مرز آن فقط به زبان بدن تکیه کرد. اینجا است که پای شواهد، سخن دیگران، بررسی موقعیت و موارد زیادی از این دست به میدان تشخیص ماجرا باز می‌شود.

  • اشتباه چهارم: در نظر نگرفتن مدت آشنایی

این درست است که زبان بدن به صورت ناخودآگاه رخ می‌دهد و بر اساس احساس ما در موقعیت شکل می‌گیرد؛ اما باید به خاطر داشته باشیم که گذر زمان در عرض همان یکی دو دقیقه‌ای که ما در موقعیت قرار گرفته‌ایم دیده و درک نمی‌شود و می‌تواند معنی زبان بدن را برای طرفین تغییر دهد. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم.

تصور کنید شما در حال یادگیری زبان بدن هستید و می‌خواهید زبان بدن بین دو دوست را تحلیل کنید. یک تازه‌کار در زبان بدن، رفتارهای این دو نفر را مثل تمام افرادی که در یک پیاده‌رو از کنار هم عبور می‌کنند در نظر می‌گیرد؛ اما یک حرفه‌ای در زبان بدن، قبل از هر چیز فاکتور زمان را می‌بیند و تحلیل خود را بر اساس دوستی این دو فرد در بازه‌ای طولانی ارائه می‌دهد.

در این صورت، معنی بسیاری از رفتارها کاملا تغییر می‌کنند؛ مثلا اگر یکی از آن دو نفر با دست به کمر دیگری بکوبد، این را به معنی آمادگی برای دعوا یا تنش معنی نمی‌کند بلکه آن را در شمار چندین هزار رفتار معمولی که بین دو دوست شکل می‌گیرند و معنایی کاملا متفاوت دارند مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

  • اشتباه پنجم: عادت‌ها را در نظر نمی‌گیرد

هر کدام از ما رفتارهای زیادی را نه از سر داشتن یک هدف مشخص بلکه از روی عادت انجام می‌دهیم. کسی که قصد تحلیل رفتار دیگران و خواندن زبان بدنشان را دارد باید به این نکته توجه ویژه‌ای داشته باشد و بداند حساب رفتارهایی که از روی عادت سر می‌زنند از رفتارهایی که معنای پنهانی را با خود به دوش می‌کشند سوا است.

این موضوع نکته مهمی را نشان می‌دهد و آن این است که خواندن زبان دیگران کاری نیست که بتوان آن را در طول یک ملاقات و به صورت اورژانسی انجام داد. چون شما باید رفتارهای پایه یک فرد را بشناسید تا بتوانید در صورت بروز دادن رفتارهایی متفاوت به دنبال علت اختلاف بگردید. 

عادت‌های خودتان را به خوبی انتخاب کنید. عادت‌ها قوی‌ترین ابزار در جعبه‌ ابزار مغز شما هستند.

Ray-Dalio

ری دالیو، کارآفرین

» آیا می‌توان با یادگیری زبان بدن، آن را به شیوه‌ای معکوس به کار برد؟

خیر. چون رفتارهایی که آنها را به عنوان زبان بدن می‌شناسیم به صورت ناخودآگاه رخ می‌دهند. جالب‌تر اینکه ما شکل کامل و افراطی این رفتارها را در دوران کودکی خودمان بروز می‌دادیم و اکنون در بزرگسالی با وجود تلاش برای کمرنگ کردن آن رفتارها باز هم انجامشان می‌دهیم. گذشته از این، حتی اگر سعی کنیم که با استفاده از نکته‌های زبان بدن، میان حرف و رفتارمان دوگانگی ایجاد کنیم شکلی ناخودآگاه از زبان بدنمان ما را لو می‌دهد!

اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم. بر اساس آموزه‌های زبان بدن می‌دانیم که افراد دروغگو از نشان دادن کف دستشان پرهیز می‌کنند. حالا اگر یک فرد دروغگو برای آنکه ثابت کند دروغ نمی‌گوید به شکلی آگاهانه کف دستش را در معرض نگاه شما قرار دهد ناخودآگاه این رفتار را با لبخند زدن، تغییر عجیب در حرکات چهره یا بی‌قراری در وضعیت بدن ترکیب می‌کند!

» آیا زبان بدن در مورد خودمان هم برقرار است؟

ما هم به عنوان یک انسان با تک‌تک رفتارهایی که می‌کنیم در حال ارسال پیام‌های مختلف به دیگران و حتی خودمان هستیم. در واقع، می‌توان این‌طور گفت که یادگیری زبان بدن یکی از راه‌های جالب برای شناخت بیشتر خودمان هم به شمار می‌رود. چون حجم غریبگی ما با خودمان بسیار بیشتر از چیزی است که تصورش را می‌کنیم. زیر ذره‌بین گرفتن رفتارهای ناخودآگاهی که انجام می‌دهیم و ترجمه آنها با زبان بدن می‌تواند ما را با خودمان آشناتر کند.

شناخت دیگران خردمندی و شناخت خودت روشنفکری است.

Laozi

لائوتسه

 

» این هزارتو پر از مسیرهای کشف نشده است

زبان بدن، چیزی نیست که آن را با خواندن یکی دو کتاب، دیدن چند فیلم آموزشی یا حتی گذراندن چند دوره بیاموزیم. درک زبان بدن به تجربه کردن گره خورده است. بهترین کار برای تجربه اندوزی، «تمرین کردن نامحسوس» است. می‌توانید این کار را وقتی در ایستگاه منتظر آمدن اتوبوس یا مترو هستید یا هنگامی که در پیاده‌رو یا پارک قدم می‌زنید انجام دهید.

تنها کافی است که بدانید این تمرین کردن هیچ محدودیتی ندارد. شما باید این تمرین تحلیل و ترجمه زبان بدن را به عنوان یکی از کارهای عادی روزانه خودتان انجام دهید. هر چقدر که در کار بیشتر دقیق شوید، تسلط و مهارتتان شکل و شمایلی کامل‌تر به خود می‌گیرد. بنابراین در مسیر بودن، تنها راه برای یادگیری زبان بدن است.

آغاز این ماجرا دست شما است اما پایانی برای آن وجود ندارد. چون درک لایه‌های پیچیده وجود انسان‌ها یک هنر و حتی علم است. در حقیقت، ما هنوز هم برای خودمان یک موجود ناشناخته هستیم. هر قدمی که برای شناخت خودمان برداریم ما را به ذات چیزی که از آن آمده‌ایم نزدیک‌تر می‌کند و این زیباترین راز برملا شده جهان است.

  • نظر شما چیست؟
  • آیا تاکنون از چیزهای که در مورد زبان بدن می‌دانید به صورت عملی استفاده کرده‌اید؟
به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *