ویژگی‌های یک هدف گذاری خوب چیست؟

زندگی انسان، زمانی به بار می‌نشیند که هدفی واقعی داشته باشد و برای دستیابی به آن تلاشی هوشمندانه را آغاز کند. در غیر این صورت، روزهای او بی هیچ نتیجه‌ای یکی پس از دیگری می‌آیند و می‌روند. وجود هدف، به زندگی‌مان معنا می‌بخشد و روزهای خاکستری‌مان را به رنگین‌کمانی هزار رنگ تبدیل می‌کند.

حالا پرسش درست این است که چگونه می‌توانیم یک هدف برای زندگی خود تعیین کرده و به سمت آن قدم برداریم؟ در این گفتار به سراغ ویژگی‌های یک هدف گذاری خوب می‌رویم و از این گریز، راهی برای اهداف خودمان باز می‌کنیم. با ما همراه باشید.

هدف واقعی انسان، رسیدن به بالاترین مرزها نیست، بلکه تکامل بخشیدن است که پایانی ندارد.

Rabindranath-Tagore

رابیندرانات تاگور

 

» آیا هدف شما این چهار ویژگی طلایی را دارد؟

انتخاب درست یک هدف، اولین قدم در شیوه هدف‌ گذاری خوب است. بنابراین باید یک عقب‌گرد استراتژیک به سمت هدف خود برداریم و آن را از چهار فیلتر مهم عبور دهیم. یک هدف خوب:

  1. مثل روز، روشن است!

اهدافی که در سر ما چرخ می‌خورند، دو دسته هستند. دسته اول، اهدافی مبهم به شمار می‌روند که بیشتر، رنگ‌و‌بوی یک آرزو را دارند تا هدف. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنم. مثلا وقتی هدف ما، خوشبخت شدن، پولدار شدن یا موفق شدن باشد، به بیراهه زده‌ایم. چون این‌ها اهداف نیستند بلکه خواسته‌هایی بسیار کلی هستند که یک دنیا هدف مختلف را در خود جای داده‌اند.

اگر می‌خواهید به هدفتان برسید و با چشمان خودتان ببینید که تلاش‌هایتان به نتیجه می‌رسند، باید موضوعی بسیار روشن و مشخص را برای خودتان انتخاب کنید.

 مثلا به جای پولدار شدن، می‌توانید هدف خود را به دست آوردن یک میلیارد تومان در نظر بگیرید. شاید با خودتان بگویید: «به نظر من یک داشتن یک میلیارد تومان، به معنی پولدار شدن نیست.» این موضوع، نکته ریز اما بسیار مهمی است که ما به هنگام انتخاب هدف – به ویژه وقتی که می‌خواهیم هدف خود را از روی دست فرد دیگری کپی کنیم – از قلم می‌اندازیم. در حقیقت، هر کدام از ما تعریف درونی مشخصی از خوشبختی، سلامتی، ثروت و موفقیت داریم.

مثلا برای عده‌ای، موفقیت در پیدا کردن یک کار با درآمد ماهی ۱۰ میلیون تومان نهفته است و برای دیگری، راه‌اندازی یک شرکت بزرگ صادراتی، موفقیت به شمار می‌رود. به همین دلیل، باید هدف ویژه خودتان را به روشنی انتخاب کنید. چون معیار شما برای هر مفهوم، بسیار متفاوت‌تر از دیگران است.

اهمیت مدیریت زمان

  1. به سلاح زمان، تجهیز شده است

هدفی که زمان مشخصی نداشته باشد، رویایی است که هرگز قرار نیست به واقعیت تبدیل شود. وقتی برای اهداف خودتان زمان تعیین می‌کنید، به پتانسیل‌های درونی‌تان مهلت می‌دهید تا هر آنچه در توان دارند را در این بازه زمانی محدود به کار بگیرند و شما را به هدفتان برسانند. مثلا اگر هدف شما به دست آوردن یک میلیارد تومان پول است باید تعیین کنید که می‌خواهید در طول چه مدتی به این پول برسید.

در این مورد هم افراد مختلف، زمان‌های متفاوت را بسته به ظرفیت درونی خود برای پذیرفتن این مقدار پول، در نظر می‌گیرند. مثلا عده‌ای ترجیح می‌دهند که در یک بازه زمانی ۵ ساله به این پول برسند. چون احساس می‌‌کنند در این صورت می‌توانند برنامه‌ای منظم برای رشد مالی پیوسته خود ترتیب بدهند. در نقطه مقابل، عده‌ای می‌خواهند ظرف ۱۲ ماه به این هدف برسند. چون می‌دانند که توانایی برنامه‌ریزی برای رسیدن به این جهش مالی را دارند.

یادتان باشد، هرگز به هنگام مشخص کردن زمان برای رسیدن به هدفتان، به زندگی دیگران یا افراد بسیار موفق نگاه نکنید. چون در آن صورت، شاید ذهنتان نتواند چنین جهشی را در زمینه مثلا مالی تحمل کند و دچار «چالش ذهن فراری» شوید.

وقتی ذهنتان از دست شما فرار کند، توانایی انجام کارهای بزرگ، برنامه‌ریزی و حرکت به سمت اهدافتان را از دست می‌دهید، بی‌انگیزگی به سراغتان می‌آید و حتی شاید دست از هدفتان بکشید. آرام، آهسته اما پیوسته، ظرفیت‌های درونی خود را گسترش دهید.

  1. می‌توان آن را اندازه‌گیری کرد

اهداف شما باید قابل اندازه‌گیری باشند. یعنی بتوانید به طور دقیق برای خودتان مشخص کنید که اکنون به چند بخش، چه مقدار و چه اندازه از اهدافتان رسیده‌اید. مثلا اگر هدف شما دستیابی به یک میلیارد تومان پول در طول پنج سال است باید در طول سال اول به یک پنجم این مقدار یعنی ۲۰۰ میلیون تومان برسید.

عده‌ای در همین بخش دچار اشتباه می‌شوند. آنها به جای استفاده از معیارهای قابل اندازه‌گیری برای اهداف خود از معیارهایی مانند «میزان خوشحالی»، «حال خوب» و مواردی از این دست استفاده می‌کنند. اگر می‌خواهید به طور جدی، اهداف خود را پیگیری کنید باید بتوانید در قالب اعداد، میزان پیشرفت خودتان را نشان دهید.

  1. قابل دستیابی اما به اندازه کافی بزرگ است

ما به اندازه بزرگی افکارمان و ظرفیت‌های درونی‌مان پیشرفت می‌کنیم. در واقع، وقتی باور داریم که می‌توانیم به یک هدف بزرگ برسیم، ذهنمان مسیرهای متفاوتی را برای دستیابی به آن هدف پیدا می‌کند. اما این بدان معنا نیست که شما باید به یکباره، جهشی غیرقابل قبول را از ذهنتان انتظار داشته باشید. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم.

تصور کنید که شما دوست دارید زبان‌های جدید را یاد بگیرید. اما در حال حاضر، تنها زبان جدیدی که می‌توانید دست‌و‌پا شکسته در قالب آن صحبت کنید، انگلیسی است. حالا تصمیم می‌گیرید که به صورت همزمان ۵ زبان جدید را در طول یک سال، یاد بگیرید. شاید بتوانید در روزهای اول، به علت شور و هیجانی که برای انجام این کار دارید، ذهنتان را قانع کنید که زیر بار یک برنامه فشرده آموزش زبان برود اما این موضوع نمی‌تواند در یک بازه زمانی طولانی ادامه پیدا کند.

 یادگیری ۵ زبان جدید در طول یک سال، هدف بزرگی است اما برای بسیاری از مردم، قابل دستیابی نیست. بنابراین، به هنگام انتخاب هدف خود باید آن را به اندازه کافی بزرگ و در عین حال، قابل دستیابی در نظر بگیرید. تنها در این صورت است که می‌توانید همراه با ذهنتان، یک برنامه منسجم را در یک بازه زمانی مشخص دنبال کنید و به هدفتان برسید.

ظهور توانایی‌هایتان

» با سطح‌های سه‌گانه وجودتان آشناتر شوید

در اعماق وجود هر کدام از ما سه سطح ذهنی برای انجام کارها وجود دارد. این سطح‌ها مرزهای ذهنی ما هستند که میزان پسرفت و پیشرفتمان را به روشنی مشخص می‌کنند. سطح‌های سه گانه عبارتند از :

  1. سطح تحمل

این سطح، حداقل و کف نهایی خواسته‌های ما برای زندگی است. وقتی در زندگی به سطح تحمل برسیم، ذهنمان آژیر خطر خود را به صدا درمی‌آورد. حتی اگر اندکی از این سطح پایین‌تر برویم، ذهنمان به تکاپو می‌افتد و از تمام پتانسیلش استفاده می‌کند تا ما را دوباره به بالای سطح تحملمان برگرداند. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم.

تصور کنید که شما به دنبال کار می‌گردید. با توجه به تخصصی که دارید، حداقل حقوقی را برای خودتان تعیین می‌کنید. مثلا به ازای روزی ۸ ساعت کار مفید در زمینه تخصصتان انتظار دارید که ماهانه ۴ میلیون تومان حقوق بگیرید.

حالا اگر شرکتی به شما پیشنهاد دهد که به ازای کار در خارج از شهر، بدون سرویس رفت و آمد، انتظار دست‌کم روزی ۱۲ ساعت کار، بدون تعطیلی، بدون بیمه و ماهانه یک میلیون تومان حقوق برای آنها کار کنید، آژیر خطر ذهنتان به صدا درمی‌آید! چون پذیرفتن این پیشنهاد کاری، فرسنگ‌ها عقب‌تر از سطح تحمل شما است. در این صورت، شما حاضر هستید ۶ ماه بیکار بمانید اما چنین کاری را نپذیرید.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/04/frequency-banner.gif

  1. سطح پذیرش

سطح پذیرش، همان رضایتی است که به شرایط کنونی زندگی‌مان داریم. مثلا با وجود آنکه دوست داریم در یک ویلای خوش آب و هوا که ۳۰۰۰ متر زیربنا دارد زندگی کنیم، ولی به یک آپارتمان کوچک هم رضایت می‌دهیم. اما در این حال، باز هم سطح تحملمان اجازه نمی‌دهد که از این آپارتمان کوچک عقب‌تر برویم و مثلا گوشه خیابان زندگی کنیم.

  1. سطح مورد انتظار

این سطح، آرزوهای ما است. مثلا دوست داریم ماهانه چند میلیارد تومان درآمد مستقیم داشته باشیم.

نکته مهمی که باید به هنگام تعیین کردن اهدافتان در نظر داشته باشید این است که اهداف خود را به یکباره در سطح مورد انتظارتان جای ندهید. چون در آن صورت، ذهنتان به بزرگ‌ترین مانع شما برای موفقیت‌تان تبدیل می‌شود. مثلا اگر درآمد فعلی شما ماهانه ۳ میلیون تومان است نباید هدف خود را رسیدن به درآمد ماهانه یک میلیارد تومان در طول شش ماه در نظر بگیرید.

البته این بدان معنا نیست که شما نمی‌توانید به این پول برسید. برعکس، صد درصد می‌توانید. اما قبل از آن باید سطح پذیرش خود را از ۳ میلیون به یک میلیارد برسانید. برای این کار باید:

  • یک بازنگری اساسی در افراد پیرامونتان داشته باشید

سطح پذیرش شما به طور مستقیم تحت تاثیر ۱۰ نفری است که با آنها رابطه نزدیکی است. شما نمی‌توانید خانواده خود را عوض کنید اما می‌توانید ارتباط خود را با دوستان یا همکارانی که مدام از نداری، نیستی و شرایط بد اقتصادی ناله و شکایت می‌کنند، کمرنگ کنید و جای آنها را به افرادی بدهید که هر روز در حال پیشرفت هستند.

حتی اگر چنین کسانی را سراغ ندارید می‌توانید درباره افراد بسیار موفقی که در زمینه کاری شما فعالیت می‌کنند و پیروزی‌های بسیار زیادی را به دست آورده‌اند مطالعه و تحقیق کنید. سپس از روش تفکر آنها برای افزایش سطح پذیرش خود کمک بگیرید.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/05/banner-money-new.jpg

  • مطالعه کنید

مطالعه در زمینه‌های تخصصی کسب و کارتان، روانشناسی موفقیت، خودشناسی، زندگی‌نامه افراد موفق، دیدن کلیپ‌های انگیزشی و مواردی از این دست به شما کمک می‌کنند تا افکار خود را با سطح مورد انتظارتان از زندگی، همراستا کنید.

» برای یک تغییر تمام عیار، آماده شوید

بعد از اینکه هدف خود را به درستی انتخاب کردید، حالا باید به سراغ گام‌های بعدی بروید. اولین گام بعد از تعیین هدف، شناسایی چیزهایی است که در طول مسیر به آنها نیاز پیدا می‌کنید. این کار، درست مانند آن است که قبل از رفتن به یک سفر طولانی، چمدانی از چیزهای مورد نیازتان را آماده می‌کنید، بلیط اتوبوس، قطار یا هواپیما می‌خرید، اتاقی در هتل رزرو می‌کنید و فهرستی از مکان‌های دیدنی مقصدتان را گرد هم می‌آورید.

شما تمام این کارها را هنگامی که در خانه هستید و هنوز یک گام هم به سمت مقصدتان برنداشته‌اید انجام می‌دهید. اما باز هم برای انجام این کارها زمان می‌گذارید و هر مورد را به دقت مورد بررسی قرار می‌دهید. چون می‌دانید که بعد از حرکت کردن، دیگر نمی‌توانید به راحتی برای تغییر این موارد تصمیم بگیرید.

مثلا وقتی روی صندلی قطار نشسته‌اید، نمی‌توانید آن را با صندلی هواپیما عوض کنید. خوشبختانه، حرکت در مسیر رسیدن به اهداف، انعطاف‌پذیرتر از حرکت در مسیر یک مقصد فیزیکی است. چون شما می‌توانید تمام تاخیرها، بهم‌ریختگی در برنامه‌ها و مواردی از این دست را در برنامه‌ریزی اهدافتان وارد کرده و شکل تازه‌ای به آن بدهید.

مثلا اگر در میانه‌های مسیرتان به این نتیجه برسید که یادگیری فلان مهارت می‌تواند طی کردن مسیر را برایتان ساده‌تر کند، می‌توانید جایی در برنامه خود برای آن باز کنید.

» اهداف بزرگ‌تر را دست‌یافتنی کنید

بعد از آنکه فهرستی از چیزها، آدم‌ها، دانش‌ها و مهارت‌های مورد نیاز برای رسیدن به هدفتان را شناسایی کردید، باید برنامه‌‌ای برای اجرای آن ترتیب بدهید. برای این کار باید هدف خود را در بازه زمانی که برایش تعیین کرده‌اید بشکنید. مثلا اگر برای رسیدن به هدف خود، یک بازه زمانی ۴ ساله را در نظر گرفته‌اید باید به طور دقیق، مشخص کنید که در پایان سال اول به چه مقداری از هدفتان دست پیدا خواهید کرد.

البته فقط این مقدار شکستن کافی نیست. شما باید همان مقدار مشخص یکساله از هدفتان را هم به بخش‌های شش ماهه، سه ماه، یک ماهه و روزانه تقسیم کنید و برای هر بخش، اهداف کوچکتری را در راستای هدف اصلی خود در نظر بگیرید. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم. تصور کنید که هدف شما یادگیری ۲۰۰۰ واژه جدید انگلیسی در طول یک سال است. در این صورت شما باید هدف یک ساله خود را در بازه‌های زمانی کوچک‌تر خرد کنید:

  • شش ماه: ۱۰۰۰ واژه
  • سه ماه: ۵۰۰ واژه
  • یک ماه: تقریبا ۱۶۷ واژه
  • روزانه: ۶ واژه

به این ترتیب، شما با یادگیری روزی ۶ واژه در طول یک سال بیش از ۲۰۰۰ واژه جدید را می‌آموزید. شکستن اهداف بزرگ به بخش‌های کوچک‌تر، پذیرفتن آن را برای ذهنتان بسیار راحت‌تر می‌کند. گذشته از این، انگیزه شما برای انجام آن هم بسیار افزایش می‌یابد.

» از بازخوردها غافل نشوید

«ناپلئون هیل» می‌گوید: «دلیل اصلی شکست افراد این است که وقتی می‌بینند برنامه‌های قبلی‌شان کار نمی‌کند، برنامه جدیدی را جایگزین آن نمی‌کنند.» متاسفانه، بسیاری از ما چنین کاری را انجام می‌دهیم. چون فکر می‌کنیم باید هر طور که شده که به اولین برنامه‌ریزی خودمان پایبند بمانیم.

این در حالی است که روش درست، اندازه‌گیری پیوسته برنامه‌ریزی و بررسی بازخوردها است. اگر می‌بینید که با دنبال کردن برنامه خود، به هیچ جایی نمی‌رسید و بازخوردهایی که به دست آورده‌اید سخن شما را اثبات می‌کنند، پس هر چه سریع‌تر آن را تغییر دهید. سپس این فرایند انجام برنامه، بررسی بازخوردها و تغییر برنامه را پیوسته تا زمانی که به هدفتان می‌رسید دنبال کنید. 

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

«بایدها» را جایگزین «می‌توانم‌ها» کنید

این بسیار عالی است که هر روز به خودمان بگوییم: «من می‌توانم» اما کافی نیست. چون «می‌توانم» فعلی امیدوار کننده است که در آن هیچ رنگ‌ و بویی از حرکت به چشم نمی‌خورد. تمام کارهایی که در زندگی‌مان به انتها رسیده‌اند یک «باید» بوده‌اند.

اگر پدر و مادرمان به جای اینکه ما را به مدرسه بفرستند مدام در گوشمان می‌خواندند: «تو می‌توانی خواندن و نوشتن را یاد بگیری» آیا هیچ‌کدام از ما می‌توانستیم به این مهارت‌ها دست پیدا کنیم؟ اگر مدرسه رفتن یک «باید» نبود، کمتر کودکی، سال‌های طولانی را در گرما و سرما به درس خواندن سپری می‌کرد.

اگر می‌خواهید به هدفتان برسید و قدم‌های محکمی برای رسیدن به آن بردارید، آن را از یک امید به یک اجبار در زندگی‌تان تبدیل کنید. تنها در این صورت است که ذهنتان دست به کار می‌شود و راه‌های فوق‌العاده‌ای را پیش پایتان می‌گذارد. 

  • نظر شما چیست؟
  • هدف زندگی شما چیست؟ تاکنون چه اقدامی برای رسیدن به هدفتان انجام داده‌اید؟

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/11/more-reading.png

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *