چگونه با فرزندان خود صحبت کنیم؟

 طبق یک نظرسنجی غیررسمی از ۲۰۰۰ پدر و مادر، آنها در یک روز به‌طور متوسط شش بار با فرزندانشان صحبت می‌کردند. (مدت زمان هر صحبت تقریبا ۸ دقیقه، یا ۲۴ ساعت در ماه). تصور کنید این اعداد چقدر افزایش خواهد یافت وقتی که والدین در خانه دورکاری کنند و ۲۴ ساعت ۷ روز هفته را با فرزندانشان بگذرانند. بنابراین شما هم احتمالا امروز با فرزندان خود صحبت و مذاکره خواهید داشت!

اما ازطرفی و باتوجه به همین نظرسنجی، والدین حس می‌کنند که بیشتر این مذاکرات خوب پیش نمی‌رود. برای مثال روایت‌ها و داستان‌های زیادی از والدین را شنیده‌ایم که سر میز مذاکره به‌شدت توانا و تاثیرگذار بودند اما سر میز شام نمی‌توانستند به‌خوبی محل کار عمل کنند.

یکی از مدیران موفق می‌گفت که در محل کار همیشه به خاطر مهارت‌های مذاکره مورد تعریف و تمجید قرار می‌گیرد اما در خانه وقتی با سوالات کودک غیرمنطقی کلاس سومی‌اش روبه‌رو می‌شود، این جمله را به کار می‌برد «برو از مادرت بپرس!». وقتی هم به یاد می‌آورد که اغلب با مشتریان غیرمنطقی مذاکره می‌کند، دچار سردرگمی می‌شود.

بن‌بست مذاکره در خانه

چرا این اتفاق برای اشخاصی می‌افتد که می‌توانند معاملات پرریسک انجام دهند، همکارانشان را تشویق کنند تا دیدگاه و نظرشان را عوض کنند، و به‌راحتی گفتگوها و بحث‌ها درباره افزایش حقوق و ترفیع را مدیریت کنند؟ در ادامه، سه چالش مذاکره با فرزندان را بررسی خواهیم کرد:

  • احساسات

فرزندان ما از ابزارهای متفاوت‌تری از همکاران استفاده می‌کنند، مانند ایجاد حس گناه، تشدید احساسات، طرفداری از یکی از والدین، به‌دلیل اینکه می‌دانند نمی‌توان آنها را اخراج کرد. همچنین افراطی‌تر از وقتی که در محل کار هستیم، عمل می‌کنیم و واکنش نشان می‌دهیم. مذاکره‌کنندگان موفق در محل کار می‌دانند که چطور باید روی مشکل تمرکز کنند و درگیر روابط بین‌فردی نشوند.

  • تکرار

ما بارها و بارها در هنگام خواب، تماشای تلویزیون و خوردن غذا درگیر مکالمات و بحث‌های یکسانی می‌شویم و به صورتی که به آنها واکنش می‌دهیم، با الگوها و قالب‌های رفتاری تعریف می‌شویم. در محل کار، مذاکرات کنترل‌شده‌تر است و خیلی کم اتفاق می‌افتد که شرایط عوض شود.

  • آماده‌سازی

به دلیل اینکه مذاکرات از قبل مشخص نشده‌اند، به دلیل اینکه مذاکرات همراه با فرزندانمان است، و به دلیل اینکه مذاکرات درباره هر مورد روزمره‌ای مثل تلویزیون و موبایل و غذا است، سعی نمی‌کنیم برای این مذاکرات برنامه‌ریزی کنیم و یا از نظر روانی آماده شویم. در محل کار، غالبا می‌توان مذاکره را پیش‌بینی کرد و با احتیاط عمل کرده و مقدمات کار فراهم کرد.

مشکل این نیست که مهارت‌های حرفه‌ای مذاکره در خانه به کار گرفته نمی‌شود، مشکل این است که ما از این مهارت‌ها استفاده نمی‌کنیم. در حقیقت، استفاده از مهارت حرفه‌ای در خانه می‌تواند ارزش بسیار زیادی در مذاکره با فرزندانتان ایجاد کند.

والدین شاغل باید به توافقات «برد-برد» دست پیدا کنند، یعنی توافقاتی که منافع هر دو طرف را تضمین کند. زمان و انرژی باارزش است، و این توافقات مشکلات ناگهانی را حل و فصل می‌کند، از بروز مجدد مشکلات جلوگیری می‌کند، روابط شما را تقویت می‌کند و بهبود می‌بخشد و زمان کنار هم بودن خانواده را افزایش می‌دهد.

در ادامه چند راهکار را برای دستیابی به این توافقات بررسی می‌کنیم.

بفهمید که برای رفع چه مشکلی صحبت می‌کنید

در محل کار، مشخص است که می‌خواهیم از موقعیت چه استفاده‌ای کنیم و به چه چیزی دست پیدا کنیم و می‌توانیم به این هدف مهم به‌عنوان مشکلی که باید حل شود، نگاه کنیم. در خانه، درگیر موقعیت‌های خاص و کشمکش‌های نیرومندی می‌شویم، که می‌تواند ما را از مسیر دستیابی به راه‌حل‌های درست منحرف کند.

پدر یا مادری را در نظر بگیرید که با فرزندش درباره پوشیدن کلاه در بیرون از خانه به توافق می‌رسد. وقتی دخترم نمی‌خواست کلاه سرش کند و از حالت صورتش فهمیدم که آماده است تا به حیاط برود، پیشنهاد کردم تا بازی شنل قرمزی را انجام دهیم. من به او گفتم که شالم را به‌عنوان کلاه سرم می‌گذارم و خیلی خوشتیپ می‌شوم، همین حرف باعث شد تا او بخواهد تا شال من را سرش کند.

پدر یا مادر به‌جای اینکه درگیر نبرد «با کلاه یا بدون کلاه» شود و یا اینکه بی‌خیال این موضوع شود، فهمید که موضوع مهم برای او گرم نگه داشتن سر فرزندش است. دانستن اینکه چه چیزی مهم است، و می‌توانید یا نمی‌توانید بدون توافق با آن زندگی کنید، به شما کمک می‌کند تا راه‌حل درست را پیدا کنید، به‌جای اینکه برای حل هر مشکلی از هر روشی استفاده کنید.

برای از بین بردن فاصله‌ها، سوال بپرسید

شما بهتر از هر کسی فرزندتان را می‌شناسید. این موضوع در مذاکرات خیلی به کارتان می‌آید، اما از آنجا که هرگز نمی‌توانیم بفهمیم که شرایط با فرد دیگری چطور پیش می‌رود، می‌تواند یک نقطه کور هم باشد.

من و فرزندم یک دونات خریدیم. او کل دونات را می‌خواست، در حالی که من می‌خواستم اول نصف دونات را به او بدهم و اگر باز هم خواست، نصف دیگر دونات را در اختیارش بگذارم. حرکت خوبی نبود. و در نهایت با عصبانیت بی‌خیالش شدم. اگر در محل کار چنین اختلاف نظری داشته باشیم، احتمالا از همکارم می‌پرسم که چرا این موضوع برایش این قدر مهم است، اما والدین این سوال را نمی‌پرسند.

وقتی که او دونات را در دو قسمت به فرزندش داد، نتوانست برای کودکی که می‌توانست یک دونات کامل و بزرگ را بخورد، ارزش قائل باشد. اگر او نظر فرزندش را می‌پرسید، ممکن بود طور دیگری با کودکش حرف می‌زد. فراهم کردن فرصت مشارکت در بحث و توضیح دادن به فرزندش، باعث می‌شود حس یک بازی عادلانه و جوانمردانه داشته باشند.

در زمان درست از روش درست استفاده کنید

همه مدیران می‌دانند که اصلا لازم نیست در بعضی از نبردها شرکت کنند، بعضی از نبردها از نظر استراتژیک به تعویق می‌افتد و بعضی دیگر هم فقط نیازمند یک تصمیم قطعی از طرف مدیریت است.

به همین شکل والدین به‌جای اینکه بدون فکر و برنامه درگیر مذاکره شوند، با اتخاذ استراتژی درست در زمان درست می‌توانند کارشان را پیش ببرند. همین روش می‌تواند هم‌زمان با رشد و بزرگ شدن کودکان، نتیجه متفاوتی داشته باشد (یا حتی اینکه کودکان در آن لحظه چقدر گرسنه هستند!)

تصمیم بگیرید که چه زمانی باید دست از مذاکره بردارید (من می‌دانستم که در این لحظه ادامه بحث و گفتگو سودی ندارد و گفتم که بعدا درباره‌اش حرف می‌زنیم.) و چه زمانی را برای بهتر شدن شرایط صرف کنید.

و در صورتی که «دیدی گفتم» بعضی وقت‌ها جواب درستی است، اما استفاده بیش از حد از این جمله باعث می‌شود تا فرزندانمان دیگر به حرف درست (و به صحبت‌های ما) گوش ندهند. توضیح دادن درباره اینکه تصمیمات چگونه گرفته می‌شود می‌تواند باعث شود تا میزان سازگاری و حسن‌نیت تا حد زیادی افزایش پیدا کند.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/08/shadi-product.gif

» نظرات را طوری مطرح کنید تا جذاب به نظر برسند

مدیران توانا می‌دانند فقط حرفی که می‌زنید مهم نیست، بلکه چگونگی بیان کردن آن حرف هم اهمیت دارد. والدینی که سرشان شلوغ است می‌توانند با ارائه توضیحات، بحث و جدل‌ها را به حداقل برسانند و راه را برای پذیرش حرف‌هایشان هموار کنند.

» پیش‌قدم شوید

بیشتر بحث‌ها و گفتگوهای شما از انتظارات و توقعات و پیشنهادهای متقابل تشکیل خواهد شد، از این موارد برای نشان دادن علاقمندی‌ها و نظراتتان درباره علاقمندی‌های طرف مقابل استفاده کنید. پیشنهادها را در اول مذاکره مطرح کنید و در ادامه گفتگو انتظارات و توقعات را مشخص کنید و پیشنهادهای متقابل را مدیریت کنید.

به فرزندم پیشنهاد دادم که ساعت ۱۰ شب باید خانه باشد و پسرم خواست که ساعت ۱۱ به خانه برگردد و ما روی ساعت ۱۰:۳۰ توافق کردیم. اگر او پیش‌قدم می‌شد، درخواست می‌کرد که ساعت ۱۲ شب خانه باشد و در نهایت روی ساعت ۱۱ به توافق می‌رسیدیم.

» حق انتخاب بدهید

به‌جای اینکه یک گزینه را پیشنهاد دهید، دو یا سه حق انتخاب را، با توجه به اولویت‌های فرزندانتان، مشخص کنید و بدین شکل راحت‌تر می‌توانید با فرزندانتان به توافق برسید. حق انتخاب این حس را منتقل می‌کند که بر روند و نتیجه تصمیم‌گیری کنترل دارند.

سفارش غذا توسط پدر یا مادر باعث می‌شود این روش یاد گرفته شود: به‌جای اینکه بحث و گفتگو کنیم، اعلام کردم که به کدام رستوران سفارش غذا خواهیم داد، اما به هر کدام از فرزندان این اجازه را دادم تا غذا را خودش انتخاب کند. این تغییر کوچک، باعث شد بحث و جدلی در این باره در خانه ما انجام نشود.

» نقاط عطف را مشخص کنید

ما پیشنهادها را نه به‌صورت مجزا، بلکه در مقایسه با سایر گزینه‌ها ارزیابی می‌کنیم. برای مثال، یک کالا به دلیل اینکه قیمت زیادی دارد، الزاما کالای خوبی نخواهد بود. این مورد جواب می‌دهد به دلیل اینکه گزینه پیشنهادی در مقایسه با گزینه «می‌توانست بدتر باشد»، خوشایندتر به نظر می‌رسد.

من به فرزند نوجوانم گفتم که رفتارهای او می‌تواند مجازات‌ها و تنبیه‌های سخت‌تری به‌دنبال داشته باشد، اما من به او سخت نمی‌گیرم و از شدت تنبیه‌ها کم می‌کنم.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

» عدالت را رعایت کنید

«اصلا عادلانه نیست!» حرفی است که همیشه گفته می‌شود، اما تصور کودکان از عدالت این است که همه چیز باید دقیقا مساوی و برابر باشد و این طرز فکر به‌شدت ساده‌انگارانه و پیش‌پاافتاده است. اگر چه تقسیم کردن شیرینی به‌طور مساوی بین خواهر و برادر کار خوبی است، اما شاید یک بچه چهارساله نباید بیشتر از یک نوجوان شیرینی بخورد.

یا اگر یکی از بچه‌ها خامه روی کیک و بچه دیگر کل کیک را دوست داشته باشد، نباید تکه آخر کیک را به دو قسمت مساوی تقسیم کرد.

ما در خانه‌مان برای توصیف حس بی‌عدالتی از کلمه «ناعادلانه» استفاده می‌کنیم. وقتی بچه‌ها این کلمه را به کار می‌برند، می‌توانیم بفهمیم که چرا ممکن است موضوعی از نظر آنها ناعادلانه باشد و سپس بفهمیم که چرا چیزی که حتی مساوی و برابر هم نیست، می‌تواند عادلانه تلقی شود.

منظورتان را فقط با حرف زدن بیان نکنید

سکوت می‌تواند ابزار قدرتمندی باشد، هم می‌تواند به شما کمک کند تا امتیازات یک‌طرفه به فرزندانتان ندهید (مانند افزایش بی‌موقع پیشنهادها و حق انتخاب‌ها) و هم به کودک شما کمک می‌کند تا در تصمیم‌گیری مشارکت داشته باشد.

پسرم می‌خواست بعد از صرف ناهار با ماشین برقی به هتل برگردد، اما من گفتم می‌خواهم قدم بزنم و از این روز زیبا لذت ببرم. به‌جای اینکه نظرم را فورا به او تحمیل کنم، لحظه‌ای صبر کردم. بعد او پیشنهاد کرد که برعکس مسیر تا هتل را قدم بزنیم تا هم پیاده‌روی طولانی‌تر داشته باشیم و هم کمی بیشتر سوار ماشین برقی شویم.

مدیران موفق می‌دانند که چطور اهدافشان را اولویت‌بندی کنند، سوالات درست بپرسند، پیشنهادهایشان را به‌صورت خلاقانه در مذاکره مطرح کنند و به توافقاتی دست یابند که به نفع هر دو طرف باشد.

همین مهارت‌ها می‌تواند به والدین شاغل کمک کند (به‌خصوص این روزها که میزان حضورشان در خانه افزایش یافته است) با فرزندانشان به نتایج مثبتی دست پیدا کنند تا هم در لحظات دشوار به کارشان بیاید و هم از مهارت‌های کاربردی حل مسئله استفاده کنند.

فرزندانتان بزرگ می‌شوند و مهارت‌های شما نیز باید بهتر شود. و از طریق تمرین مهارت‌های مذاکره با کودکان و نوجوانان سرسخت، پرشور و هیجان و سمج خودتان می‌توانید در کارتان پیشرفت کنید.

نویسنده: میلاد قزللو

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *