بسیاری از ما در طول زندگی خود، خواسته یا ناخواسته در جستجوی راز موفقیت هستیم. دلمان می‌خواهد بدانیم چرا عده‌ای بی‌بروبرگرد موفق می‌شوند و عده‌ای دیگر با وجود تلاش‌های صادقانه، راه به جایی نمی‌برند. آیا ِوردی سحرآمیز برای موفق شدن وجود دارد یا آنکه افراد موفق با استفاده از پارتی بازی و ثروتی باد آورده در حال دِروی مزرعه موفقیت هستند؟ در این گفتار، ما نیز به دنبال «راز موفقیت» می‌گردیم. با ما همراه باشید.

راز اول: خودتان را به سلاح اطلاعات مجهز کنید

قرنی که در آن زندگی می‌کنیم، سرشار از اطلاعات است. در نتیجه، تنها راه برای پیشرفت کردن و تغییر وضعیت فعلی، به دست آوردن اطلاعات بیشتر است.

تاریخ انقضای سخنانی مانند: «دیگر از من گذشته» یا «هر چه قرار بود یاد بگیرم را در مدرسه یاد گرفتم» سال‌ها است که به سر آمده‌اند. باید به جای گریختن از یادگیری به درون آن غوطه‌ور شوید تا از اطلاعات سطحی گذر کرده و چیزهایی که قدرت تغییر دارند را پیدا کنید. البته این نکته را به یاد داشته باشید که لازم نیست در تمام زمینه‌ها به دنبال یادگیری و به دست آوردن اطلاعات باشید.

اگر می‌خواهید مثل یک لیزر عمل کنید و درست و دقیق به هدفتان بزنید باید یک زمینه ویژه را انتخاب کرده و تمام اطلاعاتی که در آن زمینه وجود دارند را بیاموزید. این اولین و مهم‌ترین راز موفقیت است.

تحقیق یعنی آنچه دیگران دیده‌اند را ببینی و به چیزی فکر کنی که هیچ‌کس به آن فکر نکرده است.

Albert-Szent-Györgyi

آلبرت سنت گیورگی

راز دوم: ایرادگیری را تبعید کنید

اگر به دنبال این باشیم که ایراد زمین و زمان را کشف کنیم، هر روز با هزاران گزینه تازه روبه‌رو خواهیم شد. این ماجرا پایانی ندارد. ما این توانایی را داریم که از زیباترین چیزها، زشت‌ترین ایرادها را بگیریم یا برعکس، در منفی‌ترین شرایط نیز نکته‌هایی درخشان را استخراج کنیم.

راه اول، ما را به قعر تاریکی می‌برد و راه دوم، دروازه‌های روشنایی را به روی ما باز می‌کند. گذشته از این، ایراد گرفتن و دیدن نکته‌های منفی در هر چیزی نوعی اعتیاد است. افراد موفق، با تمرین و تلاش، خودشان را از آن اعتیاد جدا کردند و توانستند فرصت‌ها را از دل بدترین شرایط بیرون بکشند. با خودتان قرار بگذارید که از همین امروز دیگر راجع به هیچ چیزی بهانه‌گیری نکنید و در عوض به دنبال پیدا کردن راه‌حل‌های کاربردی بگردید.

راز سوم: به دنبال تایید دیگران نباشید

بسیاری از ما به دلیل کمبود اعتماد به نفس می‌خواهیم دیگران تک‌تک کارهای ما را تایید کنند. چون احساس می‌کنیم تنها در آن صورت است که کارمان به درستی انجام می‌شود. غافل از آنکه موفقیت تنها زمانی به سراغمان می‌آید که به جای نگاه به دیگران، خودمان را تماشا کنیم و با اعتماد به توانایی‌هایمان قدم برداریم.

از طرفی، مقایسه کردن توانایی‌های خودمان با دیگران می‌تواند ما را محدود کند. چون در آن صورت، مرزی برای رشد خودمان تعیین می‌کنیم و فراتر رفتن از آن را غیرممکن می‌دانیم. در حالی که دیگران تنها به اندازه مرزهای درونی خود و تجربه‌ای که از انجام موفقیت‌آمیز کارهایشان دارند به ما نگاه می‌کنند. اگر شما فراتر از آنها باشید و بی‌خبر از همه‌جا آنها را به عنوان معیاری برای مشخص کردن توانایی‌های خود در نظر بگیرید، نتیجه‌ای جز کوچک ماندن دستگیرتان نخواهد شد.

راز چهارم: پول هدف نیست

شاید با این تیتر، کمی – یا خیلی – مخالف باشید و بگویید: «چرا پول هدف نیست؟ ما باید پول داشته باشیم تا بتوانیم زندگی آرزوهایمان را بسازیم.» بله دقیقا همین‌طور است. اگر کسی همین الان به شما یک میلیارد تومان پول بدهد از داشتن آن پول احساس خوشحالی خواهید کرد. اما شادی شما نه به خاطر آن کاغذهای رنگی بلکه به دلیل کارهایی است که می‌توانید با این پول انجام دهید.

در حقیقت، پول برای شما ارزشی ندارد. این آرزوها و خواسته‌های شما هستند که سرشار از ارزش و زیبایی هستند. پس نباید پول را هدف زندگی خود قرار دهید. اگر بتوانید بر این تفکر پیروز شوید و به جای پول، هدفی دیگر را به عنوان چشم‌انداز خود در نظر بگیرید، ماجرا به شکل شگفت‌انگیزی به نفع شما تغییر جهت می‌دهد.

یکی از بهترین هدف‌هایی که می‌توانید برای زندگی خود انتخاب کنید «کمک کردن به دیگران و حل کردن مشکل آنها» است. در این صورت، هر چه به انسان‌های بیشتری کمک کرده و گره‌های بیشتری را باز کنید، ثروتمندتر می‌شوید و حال جهان پیرامونتان هم بهتر می‌شود.

راز پنجم: ترس‌ها را به چالش بکشید

ترسیدن، علت شماره یک اقدام نکردن است. وقتی شجاعت برداشتن اولین گام را نداشته باشیم، لذت چشیدن طعم پیروزی را از دست خواهیم داد. با وجود آنکه شکست‌ها خواه‌نا‌خواه گاهی در مسیر حرکت ما به سمت اهدافمان سبز می‌شوند اما می‌توان با عمیق‌تر نگاه کردن و برداشتن سهم خود از آن شکست‌ها که همان درس‌های نهفته در این زمین خوردن‌ها هستند، راه را برای ادامه مسیر هموارتر کرد.

اگر از زمین خوردن بترسیم، همیشه به جلوی پایمان نگاه می‌کنیم. در آن صورت نه راه رفتن را یاد می‌گیریم، نه هیجان دویدن را تجربه می‌کنیم و نه به جای خاصی می‌رسیم. به قول «رابرت گرین» نویسنده کتاب «۳۳ استراتژی جنگیدن»: «بزرگ‌ترین جنگ ما با خودمان است. یعنی با نقاط ضعف، هیجان‌ها و بی‌ارادگی‌ در پایان همه چیز.

شما باید جنگی دائمی با خود به راه بیندازید. باید در مقام رزم‌آور زندگی به نبرد خوش‌آمد بگویید و آن را راهی برای اثبات خویشتن، بهتر کردن مهارت‌هایتان، کسب شجاعت، شهامت و تجربه بدانید. به جای آنکه تردیدها و ترس‌هایتان را بکوبید با آنها روبه‌رو شوید و برایشان بجنگید.»

راز ششم: بزرگ‌تر فکر کنید

ضرب‌المثلی قدیمی وجود دارد که می‌گوید: «چون که ۱۰۰ آید ۹۰ هم پیش ماست.» این همان جادوی تفکر بزرگ است. اگر در زندگی خود اهداف بسیار بزرگی داشته باشید پتانسیل‌های درونی خود را به چالش می‌کشید تا به جای راضی بودن از شرایط موجود به دنبال راهی برای خلاصی از این وضعیت بگردد. در واقع، شما با بزرگ‌تر فکر کردن، حصار ظرفیت‌های درونی خود را در هم می‌شکنید و راهی به سوی خود برترتان باز می‌کنید.

راز هفتم: روی رشد شخصی خود سرمایه‌گذاری کنید

شما با تمام چیزی که هستید وارد کسب و کار یا تجارت خود می‌شوید. حالا اگر چیزی که هستید برای کسب و کارتان کافی نباشد چه اتفاقی می‌افتد؟ در بدترین حالت، شما ورشکسته می‌شوید. بهترین کار این است که در کنار آموزش‌های مالی و عمیق‌تر شدن در مهارت‌هایی که به کسب و کارتان مربوط است، راهی برای رشد و توسعه شخصی پیدا کنید. این کار، گذشته از دیدگاه عمیقی که به شما می‌دهد راه پیشرفت و تجربه یک زندگی بهتر را برایتان هموارتر می‌کند.

هر انسانی می‌تواند تا جایی که می‌تواند یا تا جایی که مایل است رشد کند. اما فقط میزان فکر او است که تعیین می‌کند تا کجا رشد کند. آین رند، نویسنده

راز هشتم: منتظر روزهای خوب نمانید

گاهی دست‌دست کردن و پرهیز از قدم برداشتن، پشت بهانه‌های قشنگی مانند: «منتظر فرصت مناسب ماندن» پنهان شده‌اند. این فرصت‌های مناسب که با منتظر ماندن هیچ‌گاه از راه نمی‌رسند ما را چشم به راه خود باقی می‌گذارند. یادتان باشد، فرصت‌ها در مرزبندی‌های محدودی به نام «خوب» و «بد» باقی نمی‌مانند.

گاهی فرصتی که برای شما خوب است، دیگری را نابود می‌کند. فرصت‌ها ساختنی هستند. باید با آموزش خودتان، عمیق‌تر کردن نگاهتان و داشتن تفکر مثبت، فرصت‌ها را مثل طلای پنهان شده در دل زمین بیابید.

آیا موفقیت، راز دارد؟

نکته‌هایی که در قالب رازها برایتان گفتیم، به هیچ عنوان «راز» نیستند. این موارد و چیزهای بسیار زیادی از این دست، نکته‌ها و روش‌هایی هستند که هزاران سال است افراد موفق و ثروتمندان از آنها برای رو به جلو حرکت کردن استفاده می‌کنند. با وجود آنکه انسان، مخلوق پیچیده‌ای است و جهانی که در آن زندگی می‌کند سرشار از اسرار است اما راه‌حل‌هایی که برای موفقیت در زندگی لازم داریم چیزهایی کوچک و ساده هستند که تنها به اقدام کردن ما نیاز دارند. حالا پرسش درست این است که آیا واقعا می‌خواهید حرکت کنید؟

نظر شما چیست؟

افراد موفق برای زندگی خود شعار و قانون دارند. شعار زندگی‌ شما چیست؟ لطفا آن را برای ما و خوانندگان این گفتار توضیح دهید. چرا آن را انتخاب کرده‌اید؟

 

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *