منظور از تازه‌سازی ذهن چیست؟

ذهن ما سیستمی جذاب، پیچیده و قدرتمند است که هر بخش آن یک وظیفه مهم و حیاتی را برعهده گرفته است. مثلا وقتی به یک شخص نگاه می‌کنیم، بخشی از ذهنمان چهره او را تشخیص می‌دهد، بخش دیگر محیط اطرافش را آنالیز می‌کند و این تکه‌ها همچون یک پازل در کنار هم قرار می‌گیرند تا ما نتیجه کار را در قالب یک تصویر متحرک زنده تماشا کنیم. در حقیقت، دانشمندان هنوز هم نمی‌توانند انتهایی برای توانایی‌های ذهن تعریف کنند.

این هزارتوی بی‌انتها ما را به ناشناخته‌هایی بسیار قدرتمند وصل می‌کند. بنابراین سرزنده نگه داشتن این بخش مهم از جسممان می‌تواند مرزهای ظرفیت درونی‌مان را در هم بکشند و ما را به چیزی فراتر از کسی که هستیم سوق دهد.

در این مقاله به سراغ «تازه‌سازی ذهن» می‌رویم و از تمرین‌هایی کاربردی برای خالی کردن ذهن خود کمک می‌گیریم. اگر شما هم به دنبال راهی برای افزایش تمرکز، بهره‌وری و آرامش هستید تا انتهای این ماجرای پرهیجان با ما همراه باشید.

ذهنت را خالی کن، بی‌شکل باش، مثل آب. آب می‌تواند جریان داشته باشد یا در هم بشکند. مثل آب باش، دوست من.

Bruce-Lee

بروس لی

انباشتگی ذهنی چیست؟

اگر ذهن را یک ظرف در نظر بگیریم – همان‌طور که بسیاری از فنون شرقی این‌گونه در نظر می‌گیرند – این ظرف هر روز به اندازه گنجایشی که دارد از استرس، ترس‌ها و بی‌قراری‌ها پر می‌شود که به آن وضعیت، «انباشتگی ذهنی» می‌گویند. یک ذهن انباشته از استرس و نیروهای منفی می‌تواند به منبعی برای تولید استرس تبدیل شود.

در آن هنگام است که می‌فهمید اگر ذهن‌تان تصمیم بگیرد علیه شما اقدام کند، راه فراری نخواهید داشت. وقتی تعادل نیروهای ذهنی‌مان به هم بریزد، بدون اینکه کار کنیم خسته هستیم، بدون اینکه گرسنه باشیم، غذا می‌خوریم و بدون اینکه زندگی کنیم نفس می‌کشیم. در آن حالت، قدرت تمرکز روی یک موضوع و انگیزه برای تمام کردن کارها را از دست می‌دهیم.

اما ماجرا به آن بدی که به نظر نمی‌رسد نیست. وقتی شما به این آگاهی برسید که باید به دنبال تازه‌سازی ذهن باشید، بزرگ‌ترین قدم برای این کار را برداشته‌اید. در واقع، انسان‌های زیادی از این موضوع آگاهی ندارند و به همین دلیل در طول عمر خود با مشکلات زیادی کلنجار می‌روند.

یک ذهن انباشته چه ویژگی‌هایی دارد؟

گاهی عادت کردن به وضعیت موجود می‌تواند ما را از حقیقت ماجرایی که در حال رخ دادن است دور کند. انباشتگی ذهنی هم در شمار همین موضوع قرار می‌گیرد. اما می‌توان با دنبال کردن نشانه‌های این وضعیت به وجود آن پی برد. در ادامه چند مورد از نشانه‌های انباشتگی ذهنی را با هم مرور می‌کنیم:

  • بی‌خواب می‌شوید

اگر سر ذهنتان شلوغ باشد، باید قید خوابیدن را بزنید. در واقع، حتی اگر هم بخواهید و جسمتان بسیار خسته هم باشد خواب به چشمانتان نمی‌آید. البته خیلی هم عجیب نیست. وقتی ذهن شما پر از داده‌هایی باشد که باید آنها را تحلیل کند و مشکلاتی جلویش قد کشیده باشند که باید برایشان راه‌حلی درست و درمان بیابد در نقش کودکی فرو می‌رود که معلمش به او مشق شب داده است و او چاره‌ای جز تمام کردن تکلیفش ندارد.

اگر شما آن کودک بودید و فقط تا پایان روز فرصت تمام کردن مشقتان را داشتید آیا کار را تعطیل کرده و استراحت می‌کردید؟ ذهن شما هم می‌خواهد قبل از آغاز یک روز تازه، تمام ماجراهایی که در طول روز اتفاق افتاده‌اند و تمام داده‌های خامی که به دست آورده را تحلیل کند و پرونده امروزتان را ببندد. بنابراین حتی با وجود خستگی جسمی وارد فاز خواب نمی‌شود و همچنان به کار خود ادامه می‌دهد. در این شرایط شما که نمی‌دانید در ذهنتان چه خبر است با بی‌خوابی‌های پی‌درپی دست و پنجه نرم می‌کنید.

  • درگیر شدن با استرسی مهار نشدنی

استرس‌های روزانه چیزهایی هستند که اگر کمی به خودتان فرصت استراحت بدهید، ذهنتان ترتیبشان را می‌دهد. اما وقتی بدون هیچ دلیلی احساس اضطراب می‌کنید و حتی با استراحت کردن هم این مشکل برطرف نمی‌شود باید انگشت اتهام را به سمت انباشتگی ذهنی نشانه بروید.

ذهن انسان‌ها را آزاد کن و در پایان جسم آن‌ها را آزاد خواهی کرد. مارکوس گاروی

  • فراموش کردن چیزهای ساده

بسیاری از مردم وقتی چیزی را فراموش می‌کنند ذهنشان یکراست به سمت فهرست بلندبالایی از بیماری‌ها کشیده می‌شود. اما باید به مشکل انباشتگی ذهن هم فکر کنید. اگر ذهن شما پر از اطلاعات درهم و برهم، نگرانی‌های حل نشده‌ای که روی هم تلنبار شده‌اند یا ترس‌های با دلیل و بی‌دلیل باشد، فراموش‌کار می‌شوید.

در واقع این وضعیت، یکی از استراتژی‌های ذهنتان است تا خودش را از زیر بار تحلیل دستورهای جدیدی که به آن می‌دهید خلاص کند! چون وقتی دستوری نباشد، داده‌ای هم نخواهد بود. شاید در نگاه اول این کار، پاک کردن صورت مسئله به نظر برسد؛ اما وقتی خودتان این کار با ذهنتان می‌کنید، او چاره‌ای جز مقابله به مثل ندارد.

  1. کار عمیق چیست؟
  2. هوش مالی
  3. قانون جذب
  • درگیر شدن با وسواس

وسواسی که به علت انباشتگی ذهنی ایجاد می‌شود به چیزهایی مانند احساس کثیف بودن دست‌ها یا مواردی از این دست شباهت ندارد. وقتی ذهن شما به دلیل حجم بالای داده‌ها و فشارِ روانیِ تخلیه نشده روزانه، درگیر وسواس می‌شود به جزئیات ساده بیش از اندازه توجه می‌کنید.

مثلا اگر قرار باشد یک مقاله را بنویسید سر انتخاب کردن نوع فونت بیشتر از موضوعی که قرار است راجع به آن بنویسید زمان صرف می‌کنید و حتی خودتان هم علت این ماجرا را متوجه نمی‌شوید. در نتیجه، کارتان را با کیفیت پایین انجام می‌دهید و به همین خاطر وقتی به سراغ کار بعدی می‌روید، ذهنتان مدام به همین کار اول برگشت می‌زند. در پیش گرفتن این مسیر، بهره‌وری شما را تا اندازه زیادی کاهش می‌دهد.

گام به گام تا خالی کردن ذهن

وقتی به این نتیجه رسیدید که با انباشتگی ذهنی دست و پنجه نرم می‌کنید نوبت برداشتن گام بعدی یعنی انجام تمرین‌های تازه‌سازی ذهن فرا می‌رسد.

تمرین اول: با قلم و کاغذ، ذهنتان را ضربه‌فنی کنید

با وجود آنکه انباشتگی ذهن مثل یک کلاف سردرگم است اما باز کردن این کلاف، ساده‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد. یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای خالی کردن ذهن، استفاده کردن از قلم و کاغذ است.

برای این کار باید چند لحظه با خودتان خلوت کنید و تمام چیزهای سرگردانی که در ذهنتان معلق مانده‌اند را روی کاغذ بنویسید. اجازه بدهید مثالی برای برایتان بزنم. تصور کنید که شما باید ۱۰ ایمیل کاری بزنید، عملکرد هفتگی تیمتان را به رئیستان گزارش دهید، برای نیروی تازه‌ای که استخدام شده جلسه توجیهی بگذارید و در کنار تمام این‌ها به کارهای خودتان هم برسید و همه را تا قبل از پنج عصر تمام کنید. البته این فقط یک مثال بود. ممکن است شما در طول روز با حجم بسیار سنگین‌تری از این برنامه‌ها دست و پنجه نرم کنید.

 به جای اینکه سعی کنید تمام این برنامه‌ها را در ذهنتان نگه دارید و مدام با خودتان یادآوری کنید که هر کدام را چه زمانی و چه طور به سرانجام برسانید، تمام آنها را فهرست‌وار روی یک کاغذ بنویسید. این کار مثل یک جادو عمل می‌کند و در لحظه، احساس بسیاری خوبی را در شما به وجود می‌آورد.

ذهن‌تان سبک می‌شود چون آنچه که لازم بود برایش برنامه بریزد حالا روی کاغذ پیاده شده است. از طرفی وقتی با فهرست کارهایی که خودتان را با آنها درگیر کرده بودید روبه‌رو می‌شوید این توانایی را پیدا می‌کنید که آنها را به ترتیب اولویتشان مرتب کرده یا حتی خودتان را از دست تعدادی از آنها که واقعا اهمیت چندانی ندارند نجات دهید.

 این کار درست مانند این است که یک دستیار شخصی همه‌فن حریف را برای انجام کارهای خود استخدام کرده باشید و او همه کارهای شما را سر و سامان بدهد. در واقع، شما با این کار به آگاهی می‌رسید و موقعیت خود را بهتر درک خواهید کرد. مثلا متوجه می‌شوید که تاکنون کارهایتان چقدر بر اساس تصوری که از خودتان داشتید جلو می‌رفته است. این موضوع به شما کمک می‌کند تا راهی برای قوی‌تر کردن نقطه‌های قوت خود بیابید.

تمرین دوم: از بدن‌تان کمک بگیرید

با وجود آنکه شما فکر می‌کنید خودتان را می‌شناسید اما آگاهی بسیار اندکی از ماجراهای درون جسمتان دارید. دو عضو بسیار مهم از جسمتان می‌توانند به سادگی باعث تازه‌سازی ذهن شما شوند. این دو عضو، ریه‌ها و قلبتان هستند. بیایید کار را با ریه‌هایتان آغاز کنیم:

  • روزی چند دقیقه، درست نفس بکشید

تنفس، یک فرآیند غیرارادی در انسان‌ها است. این بدان معنا است که برای نفس کشیدن فکر نمی‌کنیم. اما بیشتر ما فقط تا اندازه‌ای که زنده بمانیم نفس می‌کشیم و از گنجایش تمام ریه خود برای نفس کشیدن بهره‌ای نمی‌بریم. اگر در طول روز چند دقیقه را برای تنفس عمیق کنار بگذاریم می‌توانیم حجم بزرگی از استرس را از جسممان خارج کنیم و در عوض، تمرکز و آرامش را به دست بیاوریم.

یکی از سبک‌های تنفس عمیق که در «یوگا» هم به آن پرداخته می‌شود «تنفس شکمی» است. انجام این کار بسیار ساده است و می‌توانید تاثیر آن را از همان تنفس اول با تمام وجودتان درک کنید. گذشته از این اگر سعی کنید تعداد مرتبه‌های تنفس شکمی را افزایش دهید، می‌توانید به بهبود مشکلاتی مانند گردش خون ضعیف، سردردهای عفونی و مواردی از این دست کمک بسیار زیادی کنید. برای شروع آماده‌اید؟

آشنایی با گام‌های یک تنفس شکمی اصولی

  1. راست بنشینید، کمرتان را صاف کنید و سینه خود را جلو دهید.
  2. حالا هوا را به آرامی از بینی خود به درون ریه‌ها بکشید و همزمان با آن، شکم خود را تا جایی که می‌توانید منبسط کنید. در واقع باید تصور کنید که هوای دم به جای ریه‌ها به درون شکمتان می‌رود و آن را مثل یک بادکنک باد می‌کند.
  3. حالا به آرامی و در حالی که شکم خود را به درون می‌کشید هوا را از راه دهان خود بیرون بدهید. این قسمت مانند آن است که بادکنک خود را از هوا خالی می‌کنید. اگر برای اولین بار است که این شیوه تنفس را به کار می‌گیرید باید انجام آن را به دو تا نهایت پنج بار محدود کنید. کم‌کم وقتی احساس کردید که به راحتی می‌توانید این تنفس را انجام دهید، تعداد آن و مدت زمان حبس کردن هوا درون ریه‌های خود را افزایش دهید.

نکته: می‌توانید تنفس شکمی را با یکی از روش‌های مراقبه ترکیب کنید. برای این کار تنها کافی است وقتی نفس خود را فرو می‌دهید، تصور کنید که به جای هوای معمولی یک حجم آبی رنگ که انرژی بسیار زیاد و خاصیت شفا دهندگی برای سلول‌های جسمتان را دارد وارد بدنتان می‌کنید. به هنگام بازدم هم باید تصور کنید که یک حجم نارنجی رنگ که شامل تمام نیروهای منفی و ناراحتی جسمی و روحی شما است از وجودتان بیرون می‌آید و در لحظه نابود می‌شود. به این ترتیب با یک تیر دو نشان را می‌زنید، هم به تازه‌سازی ذهن خود پرداخته‌اید و هم بخشی از زمانتان را به مراقبه مشغول بوده‌اید.

  • به درون بروید و آرامش خود را پیدا کنید

قلب شما در هر ساعت از شبانه‌ روز و از زمانی که قرار بر حضورتان بر این دنیا بوده است بدون لحظه‌ای استراحت برای زنده ماندن شما کار کرده است. این عضو بی‌نظیر نه تنها مسئول پمپاژ خون در بدن شما است بلکه به عنوان یکی از چاکراهای مهم بدنتان انرژی زیادی را به گردش درمی‌آورد.

یکی از روش‌های ساده برای تازه‌سازی و خالی کردن ذهنتان این است که دستتان را روی سینه خود بگذارید و به قلبتان فکر کنید. به درون بروید. پمپاژ خون توسط قلب خودتان را تصور کنید و عمیق نفس بکشید. این کار به شما کمک می‌کند که خیلی زود آرامش خود را بازپس بگیرید و استرس را از وجودتان خالی کنید.

همیشه آزاد هستی که ذهن خود را تغییر دهی و آینده‌ای متفاوت یا گذشته‌ای متفاوت را انتخاب کنی.

Richard_Bach

ریچارد باخ، نویسنده

 

تمرین سوم: اطرافتان را خلوت کنید

هر کدام از ما اطرافمان را با اشیای زیادی پر کرده‌ایم. از وسایل تزئینی بگیر تا چیزهایی که سال‌ها است به امید روز مبادا در انبارمان در حال خاک خوردن هستند. حتی در کتابخانه خود نیز کتاب‌هایی را داریم که نه آنها را خوانده‌ایم و نه تا چند سال آینده قصد داریم لای آنها را باز کنیم. تمام این وسایل که بدون استفاده در اطراف ما قرار گرفته‌اند در ذهن ما هم جایی برای خودشان باز کرده‌اند.

خلوت کردن اطرافتان از چیزهایی که به آنها نیازی ندارید، روشی است که می‌توانید با کمک آن بخشی از ذهنتان را خالی کنید. البته در این کار زیاده‌روی نکنید. نباید به یکباره اطرافتان را از وسایلتان خالی کنید. چون این کار می‌تواند به شکل دیگری به شما استرس وارد کند. می‌توانید در آغاز کار از وسایل تزئینی شروع کرده و قدم‌به‌قدم همسو با احساستان پیرامون خود را خلوت‌تر کنید.

free-your-mind

تحول با قدم‌های ساده آغاز می‌شود

انجام دادن هر کدام از تمرین‌های تازه‌سازی ذهن می‌تواند بخشی از زندگی‌تان را تغییر دهد. اگر تلاش خود را بر این بگذارید که آرام‌آرام تمام این تمرین‌ها را وارد زندگی‌تان کنید، بر سرعت این تغییر می‌افزایید. تمرین‌های خالی کردن ذهن هنوز تمام نشده‌اند. در قسمت پایانی این گفتار، بخش‌های بیشتری از این ماجرا را دنبال خواهیم کرد.

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *