مدیریت ذهن، یافتن یک مرهم برای زخم‌های قدیمی

قسمت دوم از مقاله مدیریت ذهن

در دست گرفتن قدرت ذهن و مدیریت این گنج درونی مسیری است که تنها عده کمی از مردم در آن به موفقیت می‌رسند. چون قدم گذاشتن در این مسیر به صبوری و تمرین نیاز دارد. اما در انتها می‌توانید شاهد تاثیر عمیق تلاش‌هایتان روی زندگی خود باشید. در واقع، با پیگیری تمرین‌های مدیریت ذهن، زندگی‌تان خیلی بی‌‌سروصدا به سمت بهتر شدن تغییر جهت می‌دهد. در قسمت پایانی گفتگویمان در مورد «مدیریت ذهن» به دنبال راه‌های بیشتری برای کنترل این منبع انرژی می‌گردیم. با ما همراه باشید. 

درد و رنج، زمانی پایان می‌یابند که به معنا برسید.

Viktor-Frankl

ویکتور فرانکل، روانشناس

» تعیین تکلیف گذشته‌ها

هر کدام از ما کارهایی در گذشته خود انجام داده‌ایم که اگر می‌توانستیم برای اصلاح آن به عقب برگردیم، بدون لحظه‌ای درنگ این کار را انجام می‌دادیم. ولی چنین چیزی غیرممکن است. زمان، دکمه «بازگشت» ندارد و کاری که در گذشته درست یا اشتباه انجام شده، هرگز قابل اصلاح نیست.

به همین دلیل، وقتی سرمان خلوت می‌شود یا با ماجرایی شبیه به کار گذشته خود درگیر می‌شویم، حسرتی عمیق وجودمان را دربرمی‌گیرد و با خودمان می‌گوییم: «این چه کار اشتباهی بود که من انجام دادم؟ چرا آن موقع این طور رفتار کردم؟ چرا فلان حرف را زدم؟ فلان چیز را خریدیم و… .» در این میان نکته‌هایی نهفته هستند که توجه به آنها می‌تواند دید شما را تغییر دهد. بیایید آنها را با هم بررسی کنیم:

  1. شما رشد کرده‌اید

یکی از علت‌هایی که ما را بر صندلی قضاوت کارها و رفتارهای گذشته‌مان می‌نشاند، تفکر عمیق‌تری است که اکنون به آن دست پیدا کرده‌ایم. ما از انجام آن کار اشتباه و رویارویی با نتیجه‌اش درس گرفته‌ایم. به همین علت، اکنون کار گذشته خود را به دادگاه ذهنمان می‌کشانیم و خودمان را به عنوان گناهکار سرزنش می‌کنیم. پس می‌توانید امیدوار باشید که دست‌کم در زندگی خود درجا نزده‌اید و از نظر ذهنی پخته‌تر شده‌اید.

  1. شرایط گذشته تغییر کرده است

گاهی ما رویدادهایی که در گذشته اتفاق افتاده‌اند را با شرایط امروز می‌سنجیم و آنها را اشتباه در نظر می‌گیریم. باید سعی کنید به ماجراهایی که در گذشته رخ داده‌اند با توجه به شرایط، سطح آگاهی و عمق افکار گذشته‌تان نگاه کنید. انسانی که در گذشته برای انجام یک کار که اکنون اشتباه به نظر می‌رسد تصمیمی گرفته است با کسی که امروز به آن فکر می‌کند، یکی نیست.

به قول فیلسوف یونانی «هراکلیتوس» (Heraclitus): «هیچ کس دو بار در یک رودخانه قدم نمی‌گذارد، چرا که آن رودخانه، رود گذشته نیست و آن انسان نیز همان آدم قبلی نیست.» پس این انتظار بیهوده که در شرایط گذشته باید به شکل دیگری که امروز آن را می‌پسندید رفتار می‌کردید، نتیجه‌ای به جز عذاب دادن خودتان در پی ندارد. کسی که قبلا بودید، درست یا غلط، تصمیمی گرفته است. کسی که هستید نباید او را قضاوت کند.

» دست به کار شوید و عینکی تازه به چشمان‌تان بزنید

حالا که نمی‌توان به عقب بازگشت و گذشته را تغییر داد، آیا باز هم باید به این روش ادامه دهیم و خودمان را به خاطر اشتباه‌های گذشته سرزنش کنیم؟ در حقیقت، راه فراری از گذشته وجود ندارد. چون گذشته با تخیل انسان ترکیب می‌شود و از این طریق، راهی برای زنده ماندن در لحظه حال و آینده پیدا می‌کند. اما با این حال، مدیریت ذهن، دو راه نجات برای ما کنار گذاشته است:

  1. تغییر برداشت ما از گذشته

مشکل بیشتر ما انسان‌ها این است که خیلی جدی به دنیا و ماجراهای درونش نگاه می‌کنیم. در حالی که تمام دیده‌ها، شنیده‌ها و درکمان از خودمان و جهانی که در آن قرار داریم، چیزی نیستند به جز نتیجه نگرش ما به همه‌چیز. مشکل از جایی عمیق‌تر می‌شود که ما با وجود این جهت‌گیری شخصی، خیلی هم سطحی به ماجراها نگاه می‌کنیم. به این ترتیب، ممکن است همیشه در حال و هوای نادرست یک افسانه و نه واقعیت، گیر بیفتیم. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم.

 تصور کنید شما بعد از ساعت‌ها کار فشرده در حالی که خسته و کوفته به سمت خانه قدم می‌زنید به یک شیرینی فروشی می‌رسید. از طرفی، هم گرسنه هستید و هم در میانه‌های رژیم کاهش وزن به سر می‌برید. بعد از دقایقی کلنجار رفتن با خودتان، دست آخر تصمیم می‌گیرید به جای شام، یک عدد شیرینی خامه‌ای بزرگ بخورید!

جایی خلوت را پیدا می‌کنید و بدون توجه به دنیای اطرافتان با خوشحالی و لبخندی بزرگ بر لب، مشغول خوردن شیرینی می‌شوید. آن‌قدر در این لذتِ کوچکِ شیرین غرق می‌شوید که فراموش می‌کنید در خانه نیستید. به همین دلیل احساس راحتی می‌کنید و بعد از خوردن آن شیرینی، تک‌تک انگشتانتان را هم در دهانتان می‌گذارید تا حتی یک کالری هم از این شیرینی حیف و میل نشود.

در همان حال، فرد دیگری که در حال عبور از کنار شیرینی فروشی است، شما را می‌بیند. ناگهان با او چشم در چشم می‌شوید و از اینکه در حال خوردن انگشتان خود دیده شده‌اید حسابی خجالت می‌کشید. بعد از این ماجرا تا مدت‌ها سمت آن شیرینی فروشی نمی‌روید. چون با خودتان فکر می‌کنید آن رهگذر حتما از دیدن شما در آن وضع کلی تعجب کرده و به خودش گفته: «کدام آدم شکمو و پرخوری می‌تواند این‌طوری شیرینی بخورد؟!»

حتی کار به جایی می‌کشد که خودتان را به خاطر ندانستن آداب درست غذا خوردن سرزنش می‌کنید. غافل از آنکه آن عابر پیاده که مدت‌ها به خاطر موضوعی سخت ناراحت بوده است با دیدن شکل بامزه شیرینی خوردن شما و اینکه چطور بدون توجه به دیگران در حال و هوای خودتان خوشحال بوده‌اید، نیرویی تازه می‌گیرد و به خودش قول می‌دهد که یک بار دیگر برای حل مشکلش تلاش کند.

 شما دور آن مغازه را خط می‌کشید و دیگری به مشتری ثابت آن تبدیل می‌شود. هر دو هم به یک علت این کار را انجام می‌دهید؛ یک شیرینی خوردن ساده. می‌بینید؟ یک ماجرا می‌تواند برای انسان‌های مختلف چندین معنی متفاوت داشته باشد. اگر شما هم ماجرایی در گذشته خود دارید که یادآوری‌اش آزارتان می‌دهد، سعی کنید از نگاهی متفاوت به آن بنگرید. در این صورت، تمام ماجرا شکل و بویی دیگر به خود می‌گیرد. 

  1. جلوگیری از تکرار گذشته در حال و آینده

اگر یک جا وجود داشته باشد که بتواند تاثیر واقعی مدیریت ذهن را به نمایش بگذارد دقیقا همین قسمت است. گذشته با تمام ماجراهای ریز و درشت، خوشحالی‌ها و غم‌هایش تمام شده است. اما یک یادگاری بزرگ را برایمان باقی گذاشته و آن درس‌هایی است که به واسطه گذشته خود آموخته‌ایم.

وظیفه ما به عنوان کسی که می‌خواهد رو به جلو قدم بردارد این است که درس‌های گذشته را از یاد نبریم و با تحلیل دقیق موقعیت‌هایی که در حال و آینده‌مان پیش می‌آیند جلوی تکرار ماجراهای ناخوشایند گذشته را بگیریم یا تعداد اتفاق‌های خوب را افزایش دهیم. این همان چیزی است که از مدیریت ذهن خود انتظار داریم؛ یعنی هدایت ما به سمت انجام رفتار آگاهانه و تحت کنترل که باعث ایجاد اتفاق‌های خوب در زندگی‌مان می‌شود.

» راهی برای ترمیم خود پیدا کنید

اگر انسان را یک ظرف خالی در نظر بگیریم، فشارهای روزانه، ناراحتی‌ها و خستگی‌های روحی می‌توانند ظرف وجود ما را پر کنند. در این صورت، علاوه بر روحمان، جسممان نیز در اثر این فشار، بیمار می‌شود. به همین دلیل باید راهی برای خالی کردن استرس و فشارهایی که در طول روز آنها را از سر می‌گذرانیم پیدا کنیم. با توجه به شخصیت و علاقه‌مندی‌هایتان راه‌های بسیار زیادی برای این کار وجود دارند. برای آنکه ایده‌ای داشته باشید چند مثال را با هم بررسی می‌کنیم:

  • آهنگ گوش دهید

گوش دادن به موسیقی‌هایی که ریتم ملایم و آرامش‌بخشی دارند می‌تواند راهی برای خالی کردن ذهنتان از تمام فشارهای روزانه باشد.

  • ورزش کنید

پرداختن به یک فعالیت ورزشی به ویژه در پایان روز می‌تواند انرژی جسم و روحتان را به اندازه زیادی ترمیم کند. از میان تمام رشته‌های ورزشی، دویدن به عنوان ساده‌ترین، موثرترین و کم‌هزینه‌ترین روش، این توانایی را دارد که جایی همیشگی در برنامه روزانه شما باز کند.

  • هر روز چند دقیقه مراقبه کنید

مراقبه کردن روش‌های گوناگونی دارد. فرقی نمی‌کند که از کدام سبک برای شارژ کردن روحتان استفاده می‌کنید. چون تمام روش‌های مراقبه به طور مستقیم روح و جسم شما را نشانه می‌روند.

  • کتاب بخوانید و یک نوشیدنی گرم بنوشید

سر زدن به کتابخانه‌ها و خواندن کتاب‌هایی با ژانرهای مورد علاقه‌تان هم می‌تواند به عنوان روشی برای مدیریت ذهن و کاهش فشارهای روزانه معرفی شود. البته شاید ترجیح بدهید در خانه و با اپلیکیشن‌های آنلاین به مطالعه بپردازید. در این صورت هم مطالعه تاثیر مثبت خود را روی روان شما می‌گذارد. نوشیدن یک فنجان چای، قهوه یا یک لیوان شیر گرم هم می‌تواند جسم شما را آرام‌تر کند.

» مثل یک تیر رها شده از کمان، متمرکز باشید

یکی از روش‌های مدیریت ذهن و به کار گرفتن توانایی‌های آن در جهت رسیدن به اهدافمان، متمرکز شدن روی یک کار یا برنامه است. از این شاخه به آن شاخه پریدن و انجام دادن چند کار به طور همزمان، مشکل مشترکی است که همه ما کم‌و‌بیش با آن درگیر هستیم.

اگر با توجه به شرایط زندگی و کارتان، برنامه‌ای برای خودتان در نظر می‌گیرید، دست‌کم سه روز آن را انجام دهید، سپس بازخوردهای خود از این برنامه را استخراج کرده و بخش‌هایی که نیاز به تجدید نظر دارند را تغییر دهید. به این ترتیب در طول یک دوره زمانی مشخص می‌توانید برنامه‌ای بسیار کاربردی با بیشترین درصد بهره‌وری را برای خودتان بسازید.

اگر قبل از دیدن نتیجه‌های واقعی یک برنامه، مدام آن را تغییر دهید، هم کارهایی که دارید به سرانجام نمی‌رسند و هم در سرگردانی میان انجام برنامه‌های مختلف، تمام انرژی و توانتان از بین می‌رود. بهترین روش این است که در هر لحظه، یک کار را به عنوان هدف در نظر بگیرید و تمام نیروی خود را روی آن متمرکز کنید.

کلید موفقیت این است که ذهن هوشیار خود را روی چیزهایی متمرکز کنیم که اشتیاق آنها را داریم، نه چیزهایی که از آنها می‌ترسیم. برایان تریسی

» تصویرسازی به جای رویاپردازی

تفاوت زیادی میان تصویرسازی ذهنی و رویاپردازی وجود دارد. در تصویرسازی ذهنی، ما پیش درآمدی از آینده خود را در پرده ذهنمان با جزئیات فراوان می‌بینیم. اما در رویاپردازی، خبری از جزئیات نیست و ما هم واقعا نمی‌خواهیم به آن خواسته برسیم یا قدمی برای انجامش برداریم. گاهی اشتباه نادرستی در تصویرسازی رخ می‌دهد که ما را فرسنگ‌ها از اقدام کردن دور می‌کند. در این جور مواقع، ما از قدرت خود برای عملی کردن تصاویر ذهنمان علیه خودمان استفاده می‌کنیم.

به این ترتیب که تصویر شکست، مسخره شدن یا ترس‌هایمان را خیلی واضح‌تر از تصویر پیروزی‌ها یا شجاعتمان در انجام کارها در ذهن خود به تصویر می‌کشیم؛ همین موضوع باعث می‌شود که در دنیای واقعی هم عملکرد ضعیفی داشته باشیم. برای تغییر دادن این رویه باید خودمان را در حال انجام کارهایی به تصویر بکشیم که می‌دانیم باعث پیشرفت ما در زندگی می‌شوند. در این صورت، هم انجام دادن آن کار برایمان ساده‌تر می‌شود و هم آن را با کیفیت بسیار بیشتری به سرانجام می‌رسانیم.  

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

» مدیریت ذهن، میانبری برای مدیریت زندگی

زندگی ما تنها زمانی تغییر می‌کند که برای ایجاد آن تغییرات دست به کار شویم. در غیر این صورت همه‌چیز به همان سبک گذشته پیش می‌رود و آب از آب تکان نمی‌خورد. اگر خودمان را باور داشته باشیم و مدیریت ذهنمان را هم به خدمت بگیریم، می‌توانیم به کسی که آرزویش را داریم تبدیل شویم. زندگی به رویا تبدیل می‌شود اگر ما بخواهیم که در رویا زندگی کنیم. یادتان باشد، اگر دیگران توانستند، شما هم می‌توانید؛ اگر دیگران نتوانستند، دلیلی بزرگ‌تر در اختیار دارید تا شما آن را به یک کار انجام شده تبدیل کنید. پس قوی باشید و به پیش بروید. 

  • نظر شما چیست؟
  • شما از چه روشی برای مدیریت ذهن خود استفاده می‌کنید؟
  • چگونه ظرف احساس خود را از فشار و تنش‌های روزانه خالی می‌کنید؟

به اشتراک گذاری

One Comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *