زندگی در زمان حال، از رویا تا واقعیت

در طول زندگی،‌ ذهن ما مثل یک آواره خانه به دوش مدام از زمان حال به گذشته و آینده در حال حرکت است. مقصدش کجا است؟ خودش هم نمی‌داند و همین ندانستن باعث می‌شود که ما به جای حرکت به سمت جلو، مدام در جایی که هستیم، درجا بزنیم. اگر ذهنمان را به جسممان متصل نکنیم، نمی‌توانیم آینده‌ای غرورآمیز را برای خودمان بسازیم.

چون فقط وقتی ذهنمان در زمان حال وجود داشته باشد، می‌تواند دست به عمل بزند و عمل کردن، تنها چیزی است که فکر را به واقعیت تبدیل می‌کند. در این مقاله به سراغ زندگی در زمان حال می‌رویم و راهکارهایی را برای حضور داشتن در این ثانیه‌های گران‌بها پیدا می‌کنیم. با ما همراه باشید.

تنها چیزی که پایانی ندارد، زمان حال است.

Schrödinger

اروین شرودینگر، فیزیک‌دان

زندگی در زمان حال چه مزیت‌هایی دارد؟

بعضی وقت‌ها تنها چیزی که باعث می‌شود تا ما در مورد یک واقعیت به خودمان بیاییم، روبه‌رو شدن با بخش‌های خوب آن واقعیت است. در این بخش به سراغ چند مزیت زندگی کردن در زمان حال می‌رویم.

  • حضور در لحظه، کمک‌تان می‌کند تا سریع‌تر به اهدافتان برسید

وقتی تمرکزتان از گذشته و آینده به زمان حال بازگردد، این توانایی را پیدا می‌کنید که برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی کنید. در حقیقت، چیزی که باعث می‌شود به اهدافتان نزدیک شوید، اقدامی است که در زمان حال انجام می‌دهید.

  • از نگرانی و اضطرابتان می‌کاهد

نگران بودن برای گذشته‌ای که دیگر بازنمی‌گردد و آینده‌ای که هنوز نیامده، کاری بیهوده است که فقط لحظه گران‌بهای اکنون را از چنگتان درمی‌آورد. اگر می‌خواهید یک گذشته عالی برای آینده خود بسازید باید در لحظه حال زندگی کنید.

  • نگاهتان را عمیق‌تر می‌کند

وقتی یاد بگیرید که مدت بیشتری را در زمان حال زندگی کنید، کم‌کم نگاهتان به دنیا و چیزهایی که در آن هستند تغییر می‌کند. می‌آموزید که دیگران را به خاطر آنچه که اکنون هستند نه چیزی که بودند یا خواهند بود بپذیرید.

  • تصمیم‌هایتان را هوشمندانه‌تر می‌کند

حضور در لحظه حال این امکان را به شما می‌دهد تا با مشاهده دقیق رویدادها و تحلیل شرایط، تصمیم‌های بهتری بگیرید. زیرا تصمیم‌های خود بر مبنای بهتر شدن شرایط در آینده‌ یا بر اساس عملکرد خوب یا بد گذشته نمی‌گیرید؛ بلکه اکنون را در نظر می‌گیرید و شرایط را با توجه به داشته‌های حال حاضر می‌سنجید.

در جستجوی نسخه‌ای طلایی برای گذشته و آینده

زمان حال، مهم است. اما آیا این بدان معنا است که گذشته ما اهمیتی ندارد یا آینده چیزی نیست که برایش زمان بگذاریم؟ در حقیقت، شکل و شمایل حضور ما در زمان حال به تصمیم‌هایی که در گذشته گرفته‌ایم، بستگی پیدا می‌کند. این یعنی چیزی که هستیم، نتیجه افکار و تصمیم‌های گذشته ما است. اما این حقیقت باز هم به ما ثابت می‌کند که چقدر زمان حال مهم است. چون گذشته‌ای که از آن صحبت می‌کنیم هم به زمان حال در یک روز یا یک سال قبل تعلق دارد.

آینده هم بخشی از صحبت ما است. با آنکه این زمان، هنوز به وجود نیامده است، اما بسیاری از ما برایش برنامه‌های بزرگی داریم. وقتی هدفی داریم، باید برایش برنامه‌ریزی کنیم و این برنامه‌ریزی همان دستور کار در زمان حال است.

شاید نتیجه اقدام‌های کوچک ما در همین لحظه دیده نشوند، اما وقتی در طول زمان و به صورت پیوسته ادامه پیدا کنند، نتیجه خود را وارد زمان حال می‌کنند؛ این یعنی با هدف، یکی شدن و حتی بهتر از آن، به هدف تبدیل شدن. زمانی که با هدفتان یکی شوید، دیگر از آن جدا نخواهید بود. شما او هستید و او شما است. این وضعیت، همان پیروزی واقعی است.

به یاد داشته باشید، این اهدافتان نیستند که باید به سمت شما حرکت کنند. بلکه این شما هستید که باید به سمت اهدافتان قدم بردارید. اگر از جایی که هستید به جایی که می‌خواهید، تغییر مکان ندهید، هرگز نمی‌توانید فرصت تماشای منظره‌های جدید را به دست بیاورید.

تصمیم‌های ما در گذشته، معمار زمان حال ما است.

Dan-Brown

دن براون

 

چه موانعی بر سر راه زندگی در زمان حال وجود دارند؟

گاهی ترس ما برای زندگی در لحظه، علت‌هایی دارد که خودمان هم از وجودشان بی‌خبر هستیم. بیایید نگاهی به چند علت مهم گریزان بودن از زمان حال بیندازیم:

  • ترس از دست دادن آینده

برای برخی از ما زندگی کردن در زمان حال به معنای کنار گذاشتن رشد یا تغییرهای مثبت در آینده است. اما ماجرا کاملا برعکس است. زندگی در زمان حال به ما کمک می‌کند تا با درک لحظه‌هایی که اکنون در اختیار داریم بهتر و عمیق‌تر برای آینده‌ای که دوستش داریم تلاش کنیم.

  • نگرانی به خاطر چیزهای ناشناخته در آینده یا تکرار خاطرات تلخ گذشته

شاید بهانه برخی از ما برای بیهوده شمردن زندگی در لحظه حال، از دست دادن کنترل زندگی و پایین آوردن گاردمان در مقابل ماجراهای ناشناخته در آینده یا تکرار اشتباه‌هایی است که در گذشته انجام داده‌ایم. اما نگران بودن به خاطر احتمال‌هایی که ممکن است هیچ وقت در زندگی‌مان رخ ندهند تنها به معنای از دست دادن انرژی، انگیزه و شادابی اکنون ما است.

کمی به گذشته و نگرانی‌هایی که برای امروزتان داشتید فکر کنید. چند درصد از نگرانی‌ها و ترس‌هایی که برای امروزتان داشتید به واقعیت تبدیل شدند؟ شجاع بودن فقط به معنای ایستادن در برابر مشکلات نیست. گاهی شجاعت ایستادن در برابر ترس‌های درونمان بسیار ارزشمندتر از هر چیزی دیگری است.

  • آگاهی نداشتن از ظرفیت وجودی‌مان

ما می‌ترسیم در زمان حال زندگی کنیم چون فکر می‌کنیم کسی که هستیم آن‌قدرها هم آدم مهم و دوست‌داشتنی نیست. در عوض، به دنبال رسیدن به نسخه‌ای بهتر از خودمان در زمان آینده می‌گردیم. اما اشتباه می‌کنیم. ما خودمان را دست کم می‌گیریم و این حقیقتی ناگوار است.

بسیاری از ما بدون شناختن ظرفیت‌های فوق‌العاده درونمان این جهان را ترک می‌کنیم. بخشی از این تراژدی به خاطر ترس‌ از اشتباه کردن رخ می‌دهد. در حالی که یاد گرفتن بدون اشتباه کردن امکان پذیر نیست.

به دوران کودکی خود و زمانی که مشغول یاد گرفتن خواندن و نوشتن بودید نگاهی بیندازید. آیا کسی می‌تواند ادعا کند که بدون اشتباه نوشتن و غلط خواندن این دوران را سپری کرده است؟ اگر اشتباه نکنیم، مسیرهای جدید را پیدا نمی‌کنیم. این ماجرا ترسناک، خجالت‌آور یا مایه شرمندگی نیست.

کسانی که اشتباه‌های زیادی در زندگی‌شان دارند و در کنار این موضوع از هر اشتباه خود درسی تازه می‌گیرند معمولی باقی نمی‌مانند. اشتباه کنید، هر چقدر که می‌توانید؛ اما از اشتباه‌های خود چیزهایی تازه یاد بگیرید و با دانسته‌های تازه خود رو به جلو قدم بردارید. موفقیت در همین قدم‌های کوچک و در لحظه حال به انتظارتان نشسته است.

چند راهکار ساده برای بیشتر زندگی کردن در زمان حال

نباید به زندگی کردن در سه زمان یعنی گذشته، حال و آینده، به چشم یک مشکل نگاه کنید. چون این تفکر سه‌گانه به شما کمک می‌کند تا با در نظر داشتن درس‌های گذشته و چشم‌اندازی که از آینده مورد علاقه خودتان می‌بینید قدم‌هایی هدفمند در زمان حال بردارید. اما با این وجود، عمل کردن در لحظه حال تنها چیز واقعی در دستان ما است. گذشته کار خود را انجام داده و رفته، آینده نیز هنوز متولد نشده است. ما و زمان حال، تنها چیزهایی هستیم که وجود داریم. حالا باید راهی پیدا کنیم که از این شگفتی پرقدرت، نهایت استفاده را ببریم.

  • به هدفتان فکر کنید

شاید دیدن این راهکار خیلی به نظرتان عجیب باشد. چون در تمام طول این مقاله، سعی‌مان را بر این گذاشتیم تا توجه شما را به لحظه حال متمرکز کنیم. اما تصور کردن هدف و تجربه ذهنی دست‌یابی به آن بهترین انگیزه برای بازگشت به زمان حال و تلاش کردن است. وقتی به یاد بیاوریم تنها چیزی که می‌تواند ما را به هدف شیرینمان برساند، تلاش هدفمند در لحظه حال است، بیشتر و عمیق‌تر به اکنون خود توجه خواهیم کرد.

  • کارها را یکی یکی انجام دهید

این بسیار عالی است که انسان بتواند همزمان چند کار را با هم انجام دهد. اما مشکل این جا است که نمی‌تواند همه را به خوبی تمام کند. از طرف دیگر، روح و جسم او در این فرآیند خسته و فرسوده می‌شود. پس بهتر است در هر لحظه فقط روی انجام یک کار تمرکز کرده، آن را تمام کنید و سپس به سراغ کار بعدی بروید. در این صورت، راندمان کاری شما به شکل سرسام آوری افزایش پیدا می‌کند، از انجام کارتان لذت بیشتری می‌برید و زمان بیشتری را در لحظه حال سپری خواهید کرد.

  • تفریح کنید

دوست دارید احساس زنده بودن را دوباره تجربه کنید؟ تفریح کنید. سپری کردن لحظه‌های خوش در کنار کسانی که دوستشان دارید یکی از ساده‌ترین و عمیق‌ترین راه‌ها برای زندگی در لحظه حال است. با وجود آنکه هدف‌هایمان مهم هستند. اما فدا کردن خوشحالی این لحظه به بهانه یافتن آن در آینده کار درستی نیست. تفریح کردن به شما این فرصت را می‌دهد تا با لذت بردن از لحظه حال خود، به یاد بیاورید که زندگی واقعی در کدام زمان جریان دارد.

  • به جای نگاه کردن، واقعا ببینید

بسیاری از ما هر روز در ایستگاه اتوبوس منتظر می‌مانیم، در تاکسی می‌نشینیم، مسیری را پیاده طی می‌کنیم یا حتی اتومبیل خودمان را می‌رانیم. ما هر روز از کنار چیزهای زیادی عبور می‌کنیم. درخت‌ها، پرنده‌ها، اتومبیل‌های دیگر، آدم‌هایی که از زمین تا آسمان با ما فرق دارند، مغازه‌ها، باغچه‌ها و… . ما هر روز از کنار این چیزها رد می‌شویم، آنها را نگاه می‌کنیم اما نمی‌بینیم.

اگر می‌خواهید هر روز چند دقیقه در زمان حال زندگی کنید، به اطراف خود و چیزهای خوب آن نگاه کرده و سعی کنید آنها را ببینید. فکر کنید که در حال تماشای یک فیلم هستید. آنچه در اطراف شما می‌گذرد، زمان حال است. تمرین روزانه این کار به شما کمک می‌کند که عمیق‌تر ببینید و بیشتر زندگی کنید.

 

 

عجله‌ای بی‌فایده‌ برای رسیدن به امروز

زندگی در قرن ۲۱ چیزی شبیه به دویدن در دوی ۴۸ ساعته است. البته با این تفاوت که هر چقدر می‌دویم به خط پایان نمی‌رسیم! انگار کسی فراموش کرده که خط پایان را مشخص کند. ما می‌دویم و با خودمان حساب می‌کنیم که این دویدن در آینده به دردمان می‌خورد چون باعث می‌شود که راحت‌تر زندگی کنیم.

ما در طول این حرکت بی‌وقفه، غذا می‌خوریم اما از طعم آن چیزی را درک نمی‌کنیم، نفس می‌کشیم اما اصلا آن را به یاد نمی‌آوریم، لبخند می‌زنیم اما به علت آن اهمیت نمی‌دهیم، چای می‌نوشیم اما از عطر آن لذت نمی‌بریم، عاشق می‌شویم اما شیرینی بودن در کنار یکدیگر را به هوای آینده‌ای که نمی‌دانیم به آن می‌رسیم یا نه، به روزهای بعد موکول می‌کنیم.

بیایید همین حالا زندگی کنیم. بیایید باور کنیم که ما فقط امروز را داریم. بیایید امروزمان را به شیرین‌ترین و به یاد ماندنی‌ترین لحظه عمرمان تبدیل کنیم.

نظر شما چیست؟

چند دقیقه از سهم ثانیه‌های امروزتان باقی مانده است؟ برای زندگی کردن در این لحظه‌های باقی مانده چه نقشه‌ای دارید؟

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *