ماجرای توسعه فردی، چیزی سوا از تلاش‌های ما برای پیشرفت در کار است. در واقع، تلاش‌هایی که برای توسعه مهارت‌های فردی خود انجام می‌دهیم، «بودن» ما را تعریف می‌کنند. در حالی که پیشرفت شغلی‌مان در نهایت به موجودی حساب بانکی‌مان تبدیل می‌شود. بودن‌ها همان چیزهایی هستند که تصویر ما از خودمان را شکل می‌دهند.

جالب اینجا است که تلاش برای بهتر کردن این تصویر و نزدیک کردن آن به چیزی که واقعا دوستش داریم، به شکلی مستقیم روی افزایش درآمد و موفقیت کاریمان هم تاثیر می‌گذارد. اگر شما هم به دنبال توسعه فردی و ساخت نسخه‌ای بهتر از خودتان هستید، تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید.

کسی که به خود احترام می‌گذارد از گزند دیگران در امان است. جوشنی به تن دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند در آن نفوذ کند.

Henry-Wadsworth-Longfellow

هنری لانگفلو

» توسعه فردی چیست و چرا به آن نیاز داریم؟

«توسعه فردی» که به آن «Personal Development» هم می‌گویند با هدف افزایش توانمندسازی فردی انجام می‌شود. این توانایی می‌تواند ما را به فردی بهتر و مفیدتر برای خودمان و حتی جامعه تبدیل کند. وقتی از توسعه فردی صحبت می‌کنیم، باید آن را هدفی بلندمدت در نظر بگیریم که در طول زندگی‌مان پله‌پله به آن می‌رسیم.

 مفهوم «من» قلکی است که همگام با زندگی کردن و افزایش مهارت‌ها، بر اندوخته آن افزوده می‌شود. مثلا علاقه من، رشته من، خانواده من، مهارت من، دانش من، نظر من و خیلی چیزهای خوب و بد دیگر دیگر که آشکارا و نهان، «من» ما را شکل می‌دهند. در واقع، می‌توان برنامه توسعه فردی را برنامه عمیق‌تر و گسترده‌تر کردن «من» هم نامید.

بسیاری از مهارت‌های وجودی ما بذرهایی آماده جوانه زدن هستند که تنها با تلاش می‌توانیم چهره واقعی آنها را ببینیم. گذشته از این، تلاش برای ساخت نسخه بهتر و عمیق‌تری از خودمان، نگاه ما به دنیا و خودمان را دستخوش تغییر و تعالی می‌کند. مجموعه این تلاش‌ها در کنار هم در درک زندگی و چیستی آن، کمک‌حالمان خواهند بود.

» توسعه فردی شامل چه بخش‌هایی می‌شود؟

اینکه برنامه توسعه فردی شما به چه بخش‌هایی نیاز دارد، به طور مستقیم به نیازهای شخصی شما برای رشد کردن برمی‌گردد. این نیازها از یک فرد به فرد دیگر متفاوت هستند. اما با این وجود، چند پیشنهاد برایتان داریم که می‌توانید از آنها به عنوان سرنخی برای برنامه توسعه فردی خودتان استفاده کنید:

  • ساخت یا ترمیم رابطه ما با خودمان

بزرگ‌ترین طرفدار و بهترین دوست ما خودمان هستیم. وقتی پرچم صلح با خودمان را بالا ببریم، خودمان را ببخشیم، دوست داشته باشیم و بتوانیم انگیزه حرکت کردن را در وجودمان بیدار و تقویت کنیم، بزرگ‌ترین قدم را برای توسعه فردی خود بر خواهیم داشت.

  • یادگیری عمیق مهارت‌های ارتباطی

به عنوان یک انسان، برقراری ارتباط، یکی از اصلی‌ترین نیازهای ما است. با این وجود، بسیاری از ما در این بخش، ضعیف عمل می‌کنیم. مواردی مانند: «کمبود اعتماد به نفس»، «کمبود عزت نفس»، «خجالت» و … می‌توانند میان ما و دیگران فاصله ایجاد کنند. بنابراین، تقویت مهارت‌های ارتباطی می‌تواند بستر پیشرفتمان را در زمینه‌های گوناگون مهیا کند.

بیزینس کوچینگ در سازمان

  • تقویت مهارت کار تیمی و همکاری با دیگران

کار و زندگی در کنار دیگران، سرنوشت ما به عنوان یک انسان است. در این میان، کسانی موفق‌تر می‌شوند که نقش خودشان را به عنوان عضوی از یک تیم، به خوبی ایفا کنند از و رمز و راز یک همکاری موفق با دیگران آگاه باشند.

  • تقویت مهارت‌ حل مسئله و تصمیم‌گیری هوشمندانه

شیوه برخورد ما با چالش‌هایی که در زندگیمان ایجاد می‌شوند، در عرض یک لحظه شکل نمی‌گیرند. ما در تک‌تک ثانیه‌های زندگی‌مان در حال ساخت شیوه نگرش خود به جهان هستیم. یک نگرش پخته، حاصل تلاش، تمرین و خودسازی پیوسته است و می‌تواند از دل سخت‌ترین چالش‌ها بهترین فرصت‌ها را بیرون بکشد. از طرفی، توانایی گرفتن تصمیم‌های هوشمندانه هم در پرتوی نگرش عمیق ما به وجود می‌آیند.

  • مطالعه و یادگیری در زمینه‌های جدید

ذهن خام ما با کمک دانش نهفته در کتاب‌ها شکل نهایی خود را پیدا می‌کند. مطالعه، این فرصت را در اختیار بخش تحلیل‌گر ذهنمان قرار می‌دهد تا با تماشای الگوهای فکری متفاوت، عمق خود را به چالش بکشد، تعصب را از اوج به پایین کشاند و راهی برای آزادی از زنجیر افکار زنگار گرفته پیدا کند.

  • مهارت مشاهده و تحلیل

بسیاری از ما از چشم‌هایمان فقط برای نگاه کردن استفاده می‌کنیم. غافل از آنکه چشم‌ها دریچه دیدن نادیدنی‌ها هستند. وقتی روی مهارت مشاهده کردن کار می‌کنیم متوجه می‌شویم که مردم فقط با زبانشان سخن نمی‌گویند، بلکه از تمام جسمشان برای برقراری ارتباط با دیگران بهره می‌گیرند.

گذشته از این، مهارت مشاهده به ما کمک می‌کند که حتی با گوش‌هایمان هم دیگران را تماشا کنیم و از لحن و آوای دیگران برای دیدن بُعد تازه‌ای از آنها نهایت استفاده را ببریم. در این حالت، نسبت به اطرافمان و کسانی که در کنارمان زندگی می‌کنند بسیار آگاه‌تر می‌شویم، عکس‌العمل‌های بهتر و سریع‌تری از خودمان نشان می‌دهیم و به عمق تازه‌ای از زندگی دست پیدا می‌کنیم.

  • شناخت و مدیریت هیجان‌ها، عادت‌ها و رفتارهای ناگهانی

هر انسانی، کلکسیونی از عادت‌ها و رفتارهای گوناگون است. برخی از این عادت‌ها چنان با جانمان عجین شده‌اند که حتی خودمان هم از وجودشان خبر نداریم. گذشته از این، برخی از ما در مدیریت کردن هیجان‌های خود مثل عصبانی‌ شدن، پریشانی، دل‌آشوبی و … چندان موفق نیستیم. در نظر گرفتن یک برنامه مشخص و یافتن راه‌هایی کاربردی برای افزایش تسلط ما بر خودمان و اعصابمان می‌تواند زمینه‌ساز تحولی بزرگ در زندگی‌مان باشد.

  • یادگیری یک یا چند زبان خارجی

هر زبان، دروازه‌ای به سوی جهانی ناشناخته است. کلید کشف این جهان، آموختن شیوه دیدن، سخن گفتن و خواندن در قالب آواها و الفبایی است که سعی در بیان یک مفهوم مشترک دارند. وقتی شروع به یادگیری یک زبان جدید می‌کنید، به ذهنتان یاد می‌دهید که مفهومی تکراری را از مسیری تازه به نمایش بگذارد. این کار، گذشته از تاثیر مثبتی که روی ذهنمان می‌گذارد، زمینه آشنایی ما با انسان‌ها، افکار و نگاه‌هایی متفاوت را در اختیارمان قرار می‌دهد.

  • مهارت کار با پول و مدیریت مالی

ارتباط ما با پول و عمق مهارتمان در مدیریت آن، چیزی نیست که در خونمان وجود داشته باشد. شناخت پول و شکل‌گیری یک رابطه درست و هوشمندانه با آن، چیزی است که در طول زندگی‌مان ایجاد می‌شود. متاسفانه نمی‌توانیم از مدرسه، دانشگاه و حتی خانواده خودمان انتظار داشته باشیم که مهارت‌های درست برقراری ارتباط با پول را بدون تاثیر منفی اشتباه‌های مالی خودشان در اختیارمان قرار دهند.

به همین دلیل، ما نیز تا زمانی که خودمان دست به کار نشویم، به تکرار این الگوهای مالی اشتباه در زندگی‌مان ادامه می‌دهیم. مهارت کار با پول، اصلاح رابطه‌مان با پول و تغییر نگرشمان در مورد مسائل مالی می‌تواند توانایی کشف و شکار فرصت‌های مالی و سرمایه‌گذاری بسیار عالی را در اختیارمان قرار دهد.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/05/banner-money-new.jpg

  • مهارت مذاکره و تاثیرگذاری روی دیگران

بخش قابل توجهی از زندگی ما در حال مذاکره کردن با دیگران سپری می‌شود. مهم نیست که موضوع مورد مذاکره در چه زمینه‌ای است. چون وقتی در میدان مذاکره هستیم، این مهارت ما است که حرفمان را به کرسی می‌نشاند و از منافعمان به عنوان یک مذاکره کننده محافظت می‌کند.

  • مهارت تفکر استراتژیک و نگاه به ماجرا از بُعدی متفاوت

«رابرت گرین» می‌گوید: «استراتژی، هنر رسیدن به نتیجه و تبدیل ایده به عمل است.» وقتی توانایی تفکر استراتژیک را داشته باشیم و بتوانیم به تصویر بزرگ‌تر یک ماجرا نگاه کنیم، تصمیم‌هایی هوشمندانه‌تر برای زندگی‌مان می‌گیریم.

» روز به روز بهتر شوید

«امیل کوئه»، روانشناس معروف به مراجعانش توصیه می‌کرد که این سخن را هر روز با خودشان تکرار کنند: «من روز به روز و در هر زمینه، بهتر و بهتر می‌شوم.» این روش که نوعی خود روان‌درمانی به شمار می‌رود، نکته بسیار کوچکی را در خود پنهان کرده و آن نکته این است که تغییر، نه به یکباره بلکه در طول روزهایی که زندگی می‌کنیم، هر بار اندکی متفاوت‌تر رخ می‌دهد.

 شاید با دیدن فهرست موارد پیشنهادی برای توسعه فردی، چنین تصوری از ذهنتان گذشته باشد که: «انجام دادن هر کدام از این‌ها کلی زمان می‌برد چه رسد به اینکه همه این‌ها را با هم انجام دهم!» بله، حق با شما است. اما هیچ نیازی نیست که همه این موارد را یکجا یاد بگیرید. شما می‌توانید با یک برنامه‌ریزی بلند مدت، کم‌کم از فردی که هستید به فردی که دوست دارید باشید، تغییر ماهیت دهید. هر روز یک قدم و هر قدم یک تغییر اندک.

  • برنامه شما چیست؟
  • آیا برای توسعه فردی خود برنامه‌ یا اهدافی را تعیین کرده‌اید؟ اولین اولویتتان چه چیزی است؟

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/11/more-reading.png

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *