عشق به مطالعه (نکات و روش‌های مطالعه موثر)

ما چه هستیم؟ که هستیم؟ اینجا چه می‌کنیم؟ در ذهن کسانی که هزاران سال قبل از ما زندگی می‌کردند چه می‌گذشته است؟ دیگران چطور به زندگی، خودشان و دنیا نگاه می‌کنند؟ شاید بتوانیم پاسخ تمام این پرسش‌ها را با غوطه‌ور شدن در اقیانوس ذهن دیگران پیدا کنیم.

در حقیقت، کتاب‌ها سندهای نوشته شده‌ای از ذهن‌های سرگردان هستند که به شکلی منظم و مرتب در کنار هم قرار گرفته‌اند. وقتی ذهن تشنه خود را به مطالعه کردن عادت دهیم، شعله‌ای کوچک و آبی در وجودمان بیدار می‌شود که هر لحظه، بیشتر ما را به سمت خواندن سوق می‌دهد. در این گفتار به دنبال نکته‌هایی می‌گردیم که در مسیر یک مطالعه موثر، چراغ راهمان باشند. با ما همراه باشید.

مطالعه بدون اندیشیدن، روح را آشفته می‌کند و اندیشیدن بدون مطالعه کردن، آدم را احمق می‌کند. کنفسیوس

» در جستجوی کشف کتابی که دوست دارم

افراد مختلف با فکرهای متفاوت و سلیقه‌های گوناگون به سمت خواندن کتاب‌های مختلفی کشیده می‌شوند. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در اثر تبلیغات فراوان یا پیشنهاد پر از آب و تاب یکی از دوستان‌تان در مورد کتابی که به تازگی شهره آفاق شده است، دست به جیب شده و آن را خریده باشید.

اما بعد از خواندن چند ورقه از آن کتاب با تمام وجودتان احساس کردید که آبتان با نویسنده کتاب، قلمش، تفکرش و واژه‌هایش در یک جوی نمی‌رود که نمی‌رود! دلیل چیست؟ آیا آن کتاب، بیخود و بی‌جهت معروف شده است؟ آیا دوستتان می‌خواسته سر به سرتان بگذارد؟ یا حتی اینکه نویسنده برای مشهور شدن کتابش از حقه‌های جورواجور استفاده کرده است؟ در حقیقت، این ماجرا هیچ متهمی ندارد. چون دلیل اصلی آن سلیقه ذهنی شما برای مطالعه است.

برخی از افرادی که به تازگی مطالعه کردن را شروع کرده‌اند، هنوز نمی‌دانند که از چه سبک کتاب‌هایی خوششان می‌آید. پیشنهاد ما این است که با آزمون و خطا جلو بروید و کتاب‌هایی از سبک‌های مختلف را بخوانید. به این ترتیب، خیلی زود متوجه می‌شوید که شیفته چه سبک‌هایی و گریزان از چه موضوع‌های هستید. این هم یکی دیگر از جذابیت‌های مطالعه است که شما را با بُعدی نا آشنا از خودتان آشنا می‌کند.

» نیم‌نگاهی به تندخوانی و تاثیر آن روی یک مطالعه موثر

وقتی اسم مطالعه به میان می‌آید، ذهن برخی از ما یکراست به سمت «تندخوانی» تغییر جهت می‌دهد. حتی برخی، زیر بار هزینه‌های کوچک و بزرگ می‌روند و در کلاس‌ها و دوره‌های تندخوانی شرکت می‌کنند. فکر می‌کنید علت گرایش به تندخوانی چه باشد؟ آیا حجم کتاب‌های نخوانده در جهان و عمر ما پشت این تمایل به تندخوانی پنهان شده است یا نه، می‌خواهیم راهی برای تندخواندن کتاب‌هایی که نقش آش کشک خاله را برایمان بازی می‌کنند و چاره‌ای به جز خواندنشان نداریم پیدا کنیم؟

دلیل پنهان پشت تندخوانی، هر چه که باشد، کوچک‌ترین ارتباطی با هدف اصلی از مطالعه کتاب ندارد. چون تندخوانی، چیزی جز ادای بدون درک واژه‌ها نیست. چنین روشی برای مطالعه، میزان درک مطلب ما را به شدت پایین می‌آورد. اگر قرار باشد کتابی بخوانیم که در انتها چیزی از آن متوجه نشویم اصلا چرا باید زحمت خواندنش را به جان بخریم؟ مگر نه اینکه هدفمان از مطالعه، افزایش آگاهی، کاهش سطحی‌نگری و عمیق‌تر شدن افکارمان است؟

تندخوانی، با هیچ کدام از این اهداف، هم‌جهت نیست. اگر می‌خواهید مطالعه موثری داشته باشید، باید به سمت «روان‌خوانی»، «خواندن با صدای آهسته»، «خواندن در دلتان»، «لب‌خوانی بدون صدا» و لذت‌ بردن از هم‌نشینی واژه‌ها تغییر جهت دهید.

با این وجود، تندخوانی آن‌چنان هم ناکارآمد نیست. در واقع، بهتر است قبل از آغاز یادگیری تندخوانی به هدف خود از مطالعه نگاه کنیم. اگر هدفمان فقط خواندن بدون درک مطلب باشد و نخواهیم دانشی یا تفکری را از دل واژه‌ها بیرون بکشیم، آنگاه می‌توانیم از تندخوانی برای یک چاق سلامتی بدون توقف با جمله‌ها استفاده کنیم.

کتاب‌ها یا محتواهایی که قابلیت مطالعه با این روش را دارند شامل روزنامه‌ها، محتواهای خبری، رمان و مواردی از این دست هستند. ناگفته نماند که آموزش‌های تندخوانی یک نکته مثبت دیگر هم دارند و آن اصلاح کردن چرخش چشمان ما روی واژه‌ها و عبارت‌ها است.

اگر کم خوانده باشیم یا در روان‌خوانی چندان قدرتمند نباشیم، به طور کلی سرعت خواندنمان بسیار آهسته‌تر از حد معمول خواهد بود. چون مجبور می‌شویم یک پاراگراف یا عبارت را چندین بار بخوانیم. در این زمینه، تندخوانی می‌تواند چرخش چشمان ما روی عبارت‌ها را اصلاح کند.

» قلم به دست، مطالعه کنید

«هنری دیوید ثارو» می‌گوید: «مسئله این نیست که به چه چیزی نگاه می‌کنید. مسئله این است که چه چیزی به نگاه شما می‌آید.» شاید این موضوع برای شما هم پیش آمده باشد که به هنگام خواندن کتاب، جمله‌هایی از آن جلوی دیدگانتان می‌آیند و یکراست وارد قلبتان می‌شوند. این دقیقا همان چیزی است که دیوید ثارو از آن یاد کرده است؛ یعنی چیزهایی که به نگاه ما می‌آیند.

به هنگام مطالعه، این چیزها همان جمله‌ها و نکته‌های ناب – از نظر ما – هستند. یکی از عادت‌های خوب به هنگام مطالعه، یادداشت‌برداری کردن از نکته‌های نابی است که در قلب جمله‌ها پنهان شده‌اند. این موضوع، نه تنها درک ما را از محتوایی که در حال خواندن آن هستیم افزایش می‌دهد بلکه قدرت تحلیلمان را هم بالا می‌برد.

این یادداشت‌‌برداری چه به صورت آفلاین و با کمک قلم و کاغذ باشد و چه صورت آنلاین با کمک نرم‌افزارهای گوناگون، تاثیر مثبت خود را روی عمق مطالعه و درگیر شدنمان با موضوع کتاب می‌گذارد.

» چالش‌هایی که در مسیر مطالعه، قد علم کرده‌اند

در دنیای دیجیتالی امروز، راه‌های زیادی برای مطالعه کردن به چشم می‌خورند. دسترسی آسان به اپلیکیشن‌هایی که میلیون‌ها نسخه الکترونیکی از کتاب‌ها در آن وجود دارند یا وب‌سایت‌هایی که با یک کلیک، می‌توانیم محتواهای درون آن را بخوانیم، راه‌های مطالعه کردن را برایمان هموارتر کرده‌اند. در این بین، هنوز چند چالش کوچک دردسرساز وجود دارند:

  • کُشتی گرفتن با متن‌های طولانی

شبکه‌های اجتماعی مانند تلگرام، حوصله مطالعاتی ما را بسیار تنگ و کوچک کرده‌اند. این موضوع به اندازه‌ای جدی است که در ترفندهای افزایش ممبر در شبکه‌های اجتماعی پیشنهاد می‌شود که از متن‌های بسیار کوتاه در کپشن‌ها استفاده شود. چون کاربران حوصله خواندن متن‌های طولانی را ندارند! بنابراین باید به خودمان حق دهیم که به هنگام مطالعه کتاب‌های قطور، ذهنمان به روغن‌سوزی بیفتد! چاره این ماجرا هم چیزی جز مطالعه بیشتر نیست.

  • نیمه کاره رها کردن کتاب‌ها

در کتاب‌خانه آنلاین یا فیزیکی بیشتر ما، یک دو جین کتاب وجود دارد که تقریبا تا نیمه آنها را خوانده‌ایم و سپس به هوای خواندن یک کتاب دیگر، رهایشان کرده‌ایم. وقتی کسی از ما می‌پرسد: «فلانی چند تا کتاب مطالعه کرده‌ای؟» خیلی زود، فهرست کتاب‌های نیمه‌کاره‌مان جلوی دیدگانمان قطار می‌شوند و به دنبال آن احساس ناخوشایندی گریبانمان را می‌گیرد. این ماجرا از چند جا آب می‌خورد. اجازه بدهید با هم آنها را بررسی کنیم:

  1. کتاب اشتباهی را برای خواندن انتخاب کرده‌ایم

سلیقه هر فرد در مورد کتاب‌ها، موضوع‌ها و سبک مطالعه با دیگری متفاوت است. اگر به ادبیات کلاسیک علاقه داشته باشید اما به سراغ کتابی با موضوع روانشناسی بروید، تقریبا برایتان محال است که آن را تا انتها مطالعه کنید.

پس، قبل از آغاز کردن هر کتابی، ابتدا سلیقه خودتان را در نظر بگیرید. در این میان، شاید تلاش شما برای خواندن کتاب‌هایی در زمینه‌های جدید با هدف کشف ابعاد تازه‌ای از خودتان باشد. در این صورت، نباید به هنگام رها کردن یک کتاب، ناراحت شوید. چون دست‌کم متوجه شدید که به آن موضوع، علاقه‌ای ندارید.

  1. حوصله مطالعاتی ما پایین آمده است

گاهی خواندن کتاب‌های چاپی به جای کتاب‌های الکترونیکی می‌تواند تاثیر بسیار خوبی در افزایش حوصله مطالعاتی‌تان داشته باشد. چون شما همراه با ورق زدن صفحه‌های کتاب، از حواس دیگر خود مانند لامسه، بویایی و شنوایی هم استفاده خواهید کرد. همین موضوع باعث می‌شود که مطالعه برای شما به تجربه جدید و دلنشینی تبدیل شود.

  1. کتاب مورد نظرمان برای ما جذابیتی ندارد

گاهی شما به طور دقیق می‌دانید که از چه کتاب‌هایی خوشتان می‌آید. اما کتابی که در دست دارید چندان جذاب نوشته نشده است. گویی نویسنده به زور خواسته چند واژه را در کنار هم بنشاند تا از دل آن کتابی بیرون بدهد. در این جور مواقع، نیازی نیست که خودتان را مجبور به تمام کردن چنین کتاب‌هایی کنید.

  1. نیمه‌کاره رها کردن همه‌چیز، به یک عادت در زندگی‌مان تبدیل شده است

گاهی، نیمه‌کاره رها کردن یک کتاب، نشانه‌ای از یک عادت منفی است. اگر ما عادت داشته باشیم که همه‌چیز را تا نیمه انجام داده و سپس آن را به امید یک چیز دیگر رها کنیم، نه تنها یک دوجین کتاب نخوانده روی دستمان می‌ماند بلکه فرصت پیشرفت در زندگی‌مان را هم از دست می‌دهیم. در این صورت باید آستین‌هایمان را بالا بزنیم و راهی برای تغییر این عادت نابود کننده پیدا کنیم.

در هر کتاب، حروف مانند مورچه‌هایی هستند که در شهر پنهان خود زندگی می‌کنند.

Elias-Canetti

الیاس کانتی، نویسنده اسپانیایی
  • پیدا نکردن زمان خالی برای کتاب خواندن

بسیاری از ما، پر انرژی‌ترین ساعت‌های روزمان را سر کار هستیم. وقتی هم که به خانه برمی‌گردیم باید یک خروار کار شخصی دیگر را سر و سامان بدهیم. با وجود اینکه کار کردن و رسیدن به بخش شخصی زندگی، خالی از شادی نیست اما فهرست کتاب‌هایی که قرار بود در این ماه یا حتی در این سال مطالعه کنیم، همین‌طور لنگ در هوا باقی مانده‌ است.

اگر به مطالعه کردن اهمیت می‌دهید و دلتان می‌خواهد در طول روزهای زندگی خود راهی برای عمیق‌تر شدن افکارتان یا آموختن چیزهای جدید از طریق مطالعه پیدا کنید، باید به معدنچی فرصت‌ها تبدیل شوید. در طول روز، چه زمان‌هایی که سر کار هستیم و چه زمان‌هایی که در خانه، سرمان به انجام کارهای ریز و درشت گرم است، زمان‌هایی وجود دارند که به انتظار، سپری می‌شوند. مثلا:

  • گیر کردن پشت ترافیک
  • منتظر ماندن برای بالا آمدن سیستم (البته اگر لپ‌تاپ شما هم مثل مال من، بعضی از روزها دیر بالا بیاید!)
  • منتظر ماندن در ایستگاه اتوبوس یا مترو
  • منتظر ماندن برای جوش آمدن آب
  • منتظر ماندن در انواع مختلف صف‌ها
  • و …

این جور وقت‌ها، بهترین زمان برای مطالعه هستند. پس آنها را غنیمت بدانید. گذشته از این، زمان‌هایی وجود دارند که شما نمی‌توانید از چشم‌های خود برای مطالعه کردن استفاده کنید. مثلا زمانی که در حال رانندگی هستید، چشم‌ها، دست و پاهایتان حسابی درگیر هستند اما گوش‌هایتان بیکار ایستاده‌اند. در این هنگام می‌توانید از کتاب‌های صوتی استفاده کنید و به شکلی متفاوت، هدف‌های مطالعاتی‌تان را نشانه بروید.

  • پرت شدن حواس و نداشتن تمرکز

مطالعه کردن و لذت‌ بردن از ماجرای واژه‌های داخل یک کتاب به حواسی جمع و تمرکزی قابل قبول نیاز دارد. بنابراین، در طول آن چند دقیقه‌ای که برای مطالعه کنار گذاشته‌اید، اتصالتان را به اینترنت قطع کنید و در جایی خلوت و به دور از تلویزیون بنشینید. هنگامی هم که مطالعه می‌کنید، با خودتان قرار بگذارید که فقط روی مطالعه خود تمرکز کنید و در افکار گوناگونتان سرک نکشید.

  • گره زدن کتاب به خواب یا مشکلات

برای برخی از ما، کتاب خواندن چیزی در مایه‌های قرص خواب یا آرام‌بخش است. چون خودمان را این‌گونه عادت داده‌ایم که مثلا قبل از خواب یک کتاب دستمان بگیریم و در میانه خواندن آن خوابمان ببرد یا اینکه وقتی از دست کسی یا ماجرایی ناراحت یا عصبانی هستیم، یک کتاب دستمان می‌گیریم و آن را ورق می‌زنیم.

نمی‌گوییم که کتاب در این جور وقت‌ها نمی‌تواند به ما کمک کند. اما نباید خودمان را شرطی کنیم تا فقط در زمان‌های خاصی به سراغ کتاب برویم. البته این ماجرا چهره دیگری هم دارد. مثلا اگر کتاب را به خواب یا مشکلاتمان گره بزنیم، حتی در شرایط آرام هم با دیدن یا در دست گرفتن کتاب، حال و هوای خواب یا حس بد مشکلات در پرده ذهنمان نقش می‌بندند. همین موضوع می‌تواند ما را از مطالعه کردن فراری دهد.

 

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

» مطالعه کردن روی پای افکار خودتان

یکی از پرسش‌هایی که در ذهن کتاب‌خوان‌های تازه‌نفس پرسه می‌زند این است که چطور کتاب خوب و بد را از هم تشخیص دهند؟ در این مورد چند راهکار ساده وجود دارند. مثلا می‌توانید از تجربه کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای استفاده کنید یا اینکه حجم مطالعه خود را بالا ببرید و با تکیه بر تجربه‌های شخصی خودتان به این توانایی دست پیدا کنید. اما نکته بسیار مهمی در این میان وجود دارد که نباید از آن غافل شد. «خوب» یا «بد» بودن، مفهوم‌هایی نسبی هستند.

به قول «شکسپیر»: «چیزی به عنوان خوب یا بد وجود ندارد مگر اینکه تفکر آدم آن را این‌گونه بسازد.» بنابراین، شاید بهترین پیشنهاد برای کشف کتاب‌های خوب از نظر خودتان، تکیه کردن بر قدرت تشخیص درونی‌تان باشد. به این ترتیب، نه تنها استقلال مطالعاتی خودتان را به دست می‌آورید بلکه قدمی بزرگ برای تحلیل افکار ناب و ناشناخته پیرامونتان بر خواهید داشت.

  • انتخاب کنید

اگر قرار باشد به یک مسافرت بسیار طولانی بروید و فقط به اندازه ۵ کتاب در چمدانتان جای خالی وجود داشته باشد، چه کتاب‌هایی را با خودتان برمی‌دارید؟

 

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *