چگونه خودمان را مدیریت کنیم؟

وقتی حرف از مدیریت کردن می‌شود معمولا فکر همه به یاد مجموعه‌ها یا شرکت‌های کوچک و بزرگ و حتی مدیریت کردن خانه و خانواده می‌افتد. در حالی که بزرگ‌ترین مسئولیت مدیریتی ما یعنی مدیریت کردن خودمان همین‌طور بی‌سروسامان مانده است. در این گفتار، سری به این بخش مهم و دور افتاده از زندگی‌مان می‌زنیم و به دنبال راهکارهایی برای مدیریت کردن خودمان می‌گردیم. اگر احساس می‌کنید فرمان زندگی‌تان از دستتان در رفته است و نمی‌توانید آنطور که باید و شاید به چیزهایی که می‌خواهید برسید تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید.

ماجراجویی انسان چیزی خارج از خودش نیست؛ بلکه در درون او قرار دارد.

George-Eliot

جرج الیوت

 

» کجا ایستاده‌اید و قصد رفتن به کجا را دارید؟

اینکه بفهمیم کجا ایستاده‌ایم به معنای «خودآگاهی» و اینکه بدانیم قصد رفتن به کجا را داریم «هدف» ما را نشان می‌دهد. روشن شدن چشممان به جمال این دو نقطه، آغاز قدم برداشتن برای مدیریت خودمان است. در حقیقت، تغییرهایی که در آینده پدیدار می‌شوند از همین نقطه آغاز می‌گردند. در این مورد هیچ کسی جز خودمان نمی‌تواند کمکی به ما بکند. باید یک قلم و کاغذ برداریم، گوشه‌ای ساکت را انتخاب کنیم و در دو گام، این کار را انجام دهیم:

گام اول: بررسی موقعیت کنونی

  • چه مهارت‌هایی دارم؟
  • چه مقدار پس انداز دارم؟
  • اوضاع روابطی که با خودم، خانواده‌ام، دوستانم و خانواده‌ام دارم چطور است؟
  • آیا از داشتن شغل فعلی‌ام احساس خوشحالی می‌کنم؟
  • آیا روش پول خرج کردن را به خوبی می‌دانم؟
  • اوضاع سلامتی‌ام چطور است؟
  • آیا حال و احوال روحم روبه‌راه است؟
  • آیا برای تفریح، استراحت و زندگی کردن وقت دارم؟
  • و …

این‌ها فقط پرسش‌هایی نمونه بودند. شما آنها را با توجه به زندگی و موقعیت خودتان گسترش دهید.

گام دوم: موشکافی هدف‌ها

  • قصد دارم در ۱۰ سال آینده چه زندگی‌ داشته باشم؟
  • می‌خواهم چه مقدار پس انداز داشته باشم؟
  • دوست دارم چه تغییر بزرگی در زندگی خانوادگی‌ام به وجود بیاید؟
  • می‌خواهم در آینده چه شغلی داشته باشم؟
  • قصد دارم در آینده، سلامتی و اوضاع روح و روانم را به چه سطحی برسانم؟
  • و…

تبریک می‌گوییم. شما با نوشتن این دو بخش، بزرگ‌ترین تغییر را برای آینده خود رقم زدید. اما این تازه اول راه است. بیایید ادامه این ماجرا را با هم دنبال کنیم.

» در کنار رویا، چشمتان را به واقعیت هم بدوزید

یکی دیگر از گام‌های مدیریت خودمان در طراحی یک چشم‌انداز دست یافتنی نهفته است. این بدان معنی است که ما باید به هنگام تعیین هدف‌ها و برنامه‌ریزی برای رسیدن به آنها نگاهی خلاقانه، منعطف، واقع‌بینانه و امیدوار داشته باشیم. البته این بدان معنا نیست که باید افکار و اهداف خودمان را با محدودیت‌های رنگارنگ به زنجیر بکشیم. اجازه بدهید برایتان مثالی بزنیم. تصور کنید در رویاهایتان همیشه دوست داشتید که دروازه‌بان تیم فوتبال باشید؛ اما اگر سن شما از مرز ۵۰ سال گذشته باشد و حدود ۶۰ کیلو هم اضافه وزن داشته باشید در عمل راهی برای زنده کردن رویایتان پیدا نخواهید کرد. چون فرسنگ‌ها با واقعیت و فرصت‌های اکنونتان فاصله دارد.

جالب اینجا است که عده‌ای با پیش کشیدن همین آرزوهای از دست رفته، هر چه دم دستشان پیدا می‌کنند را بر سر هدف و هدف‌گذاری می‌کوبند و آن را کاری بیهوده صدا می‌زنند. در صورتی که اگر همین افراد در زمان درستش هدف‌گذاری کرده بودند چه بسا اکنون آرزوهایشان را در خاطراتشان داشتند. چون سال‌ها قبل به آنها جامه عمل پوشانده بودند.

نتیجه اینکه، حتی اگر طبق مثالی که زدیم نتوانید در نقش دروازه‌بان تیم ملی کار کنید اما می‌توانید صاحب یک باشگاه فوتبال باشید! اجازه ندهید محدودیت‌ها برایتان شاخ و شانه بکشند. آنها را به شکلی حرفه‌ای و با سیاست دور بزنید. انجام این کار، هوشمندانه‌ترین قدم در مدیریت خودتان به شمار می‌رود.

» سربازانتان را به صف کنید

حالا وقت آن است که از تمام امکانات پیدا و پنهانتان برای رسیدن به اهداف دست یافتنی که تعیین کرده‌اید استفاده کنید. یادتان باشد اگر واقعا قلبتان برای رسیدن به یک هدف می‌تپد پس حتما راه دسترسی به آن را در اختیار دارید. این یکی از ماجراهای زیبایی است که در مورد خواسته‌های قلبی‌مان وجود دارد. هیچ فرصت یا امکانی را از قلم نیندازید. پس از اینکه اطرافتان را به خوبی بررسی کرده و امکاناتی که دارید را الک کردید نوبت جستجوی گسترده‌تر فرا می‌رسد.

این بار باید به سراغ منابع دورتر بروید، در اینترنت جستجو کنید، کتاب‌های مرتبط را پیدا کرده و آن را موشکافی کنید. به سراغ آدم‌هایی بروید که قبلا به هدف مشابه شما رسیده‌اند و روش آنها را آنالیز کنید. انجام این موارد به شما اطلاعات خوبی می‌دهد که در مسیر پیش رویتان حکم چشم و گوشتان را خواهند داشت.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

» پرگارتان را بردارید؛ اکنون زمان ترسیم نقشه است

با طی کردن گام‌های قبلی به جایگاهی می‌رسیم که می‌توانیم آن را «سکوی نقشه‌کشی» صدا بزنیم. شما باید اهدافتان را با توجه به امکانات و تحقیقاتی که انجام داده‌اید به یک برنامه عملی تبدیل کنید تا بتوانید بر اساس آن، قدم‌هایتان را یکی پس از دیگری بردارید. اولویت‌هایتان را مشخص کنید، مرزهایتان را تعیین کرده و برای قدم‌هایتان برنامه داشته باشید.

انجام این گام، وقت قابل توجهی را از شما می‌گیرد. ولی چند فایده دارد:

  • مسیر پیش‌رو را برایتان روشن می‌کند.
  • انگیزه‌تان را برای آغاز حرکت، افزایش می‌دهد. چون در مسیر چراغانی پیش‌رویتان دیگر تاریکی و ترس، جایی ندارند. به همین دلیل در قلبتان احساس قدرت و اشتیاق می‌کنید.
  • در وقت، انرژی و تلاشتان صرفه جویی می‌کند. چون به جای آزمون و خطا، از قبل فکر همه‌جا را کرده‌اید و در مسیری مهندسی شده قدم بر می‌دارید.

فطرت انسان‌های خوب، گرایش به دانستن است.

Khalil-Gibran

لئوناردو داوینچی

» موتورتان را روشن کنید و به پیش بروید

اکنون شما حکم یک جستجوگر را دارید که نقشه‌ای تمام‌عیار و کاملا عملی در دستانش قرار دارد. نباید اجازه بدهید که طولانی بودن مسیر، شما را بترساند. قدم بردارید و در هر لحظه به هدف نهایی‌تان فکر کنید. اگر مسیرهایی که قبل از سفر انتخابشان کردید اکنون به کارتان نمی‌آیند نباید ناامید شوید. بازخورد بگیرید و مسیرهای تازه‌تر را در طول سفرتان انتخاب کنید. در این میان باید مراقب چند نکته باشید:

  • قدم‌های کوچک را انتخاب کنید

نباید طولانی بودن مسیر پیش‌رو شما را وسوسه کند که با برداشتن بی‌هوای قدم‌های بزرگ‌تر مسیر را سریع‌تر سپری کنید. قدم‌های کوچک شما را به موفقیت‌ها و حتی شکست‌های کوچک می‌رسانند. در این صورت، درس گرفتن از اشتبا‌هاتتان برایتان چندان گران تمام نمی‌شود. یادتان باشد، فتح بلندترین قله‌ها هم به برداشتن کوچک‌ترین قدم‌ها نیاز دارد. البته نباید این ماجرا را با کوچک فکر کردن یک کاسه کنید.

  • از بودن در مسیر لذت ببرید اما عشقتان را روی هدفتان بگذارید

برخی از ما چنان در زمان حال زندگی می‌کنیم که به کل، هدف زندگیمان را از یاد می‌بریم. در این جور مواقع عاشق مسیر می‌شویم و شوق رسیدن به مقصد را از یاد می‌بریم. حال و روزمان مثل کوهنوردی می‌شود که به جای فتح کردن قله، مدام از دامنه کوه بالا و پایین می‌رود. شاید این ماجرا در کوتاه مدت به چشممان نیاید اما وقتی چندین سال از عمرمان را در این رفت و آمدهای بی‌حاصل سپری کردیم آن هنگام است که ناگهان به خودمان می‌آییم و می‌بینیم چه روزهای طلایی را از دست داده‌ایم. پس اگر شما هم دل به مسیرهای مختلف بسته‌اید لطفا بیدار شوید. چون هدف فعلی و هدف‌های بسیار زیادی در آینده منتظر شما هستند.

  • بازخورد گرفتن را جدی بگیرید

بهترین کسی که می‌توانید از او یاد بگیرید خودتان هستید. شما می‌توانید از تک‌تک قدم‌های درست و غلط خودتان درس بگیرید. بخش‌های اشتباه را در دسته نبایدها قرار دهید و کمر به تقویت بخش‌های درست ببندید.

» نیروهای کمکی را فرا بخوانید

شما تنها نیستید. در هر قدمی که بر می‌دارید بهترین، قوی‌ترین و راهگشاترین ابزار رسیدن به هدفتان درست در وجودتان شما را همراهی می‌کند. کافی است که بخواهید از آن استفاده کنید. آن هنگام است که از میان سخت‌ترین مسیرها میانبرهایی بسیار آسان و جادویی برایتان باز می‌شود تا راحت‌تر، سریع‌تر و شگفت‌انگیز به هدفتان برسید. اما این نیروهای درونی چه هستند؟ بیایید نگاهی به آنها بیندازیم:

  • قانون جاذبه؛ راه بروید و زندگی‌تان را بسازید

بخواهید یا نخواهید، باور داشته باشید یا نداشته باشید در هر صورت تک‌تک لحظه‌های زندگی شما بر اساس این قانون پیش می‌رود. انسان هوشمند به جای مبارزه کردن علیه این قانون و تلف کردن انرژی و توانش، از آن به بهترین شکلی که می‌تواند استفاده می‌کند تا به اهدافش برسد. بر اساس این قانون، ما به چیزهای خوب و بدی که پیوسته به آن می‌اندیشیم دست پیدا می‌کنیم.

با این حساب، بد نیست نگاهی به خودمان و افکارمان بیندازیم تا ببینیم بیشتر وقت‌ها در حال فکر کردن و اهمیت دادن به چه چیزهایی هستیم و این سوال را از خودمان بپرسیم که آیا واقعا دوست داریم نمونه فیزیکی افکارمان جایی درست بیخ گوشمان به وجود بیایند؟ اگر پاسخمان مثبت است پس افکارمان درجه یک و خواستنی هستند اما اگر پاسخمان منفی است باید هر چه زودتر فکر کردن به این چیزها را متوقف کرده و جای آنها را با چیزهایی که واقعا می‌خواهیم تغییر دهیم. چون این بزرگ‌ترین راه نجات ما در زندگی‌مان خواهد بود.

  • باورها و قدرت آنها

باورها پایه‌هایی هستند که افکار و قانون‌های زندگی‌مان روی آنها سوار می‌شوند. با این حساب اگر می‌خواهیم افکارمان را تغییر دهیم باید قبل از هر چیزی باورهای مخرب خودمان را با باورهایی سازنده جابه‌جا کنیم. هر چقدر که باورهایمان عمیق‌تر باشند از ریشه درآوردن آنها و کاشت یک نهال تازه‌نفس به جایشان سخت‌تر می‌شود؛ اما بدون شک، این کار ارزشش را دارد. مواردی مانند: «استفاده کردن از قدرت تلقین» و «تلاش برای درک دیگران» می‌توانند غبار تعصب را از چهره ما بشورند و زیبایی درونمان را به نمایش بگذارند.

  • تصویرسازی و باز کردن مسیر سنگلاخی

یکی از گزینه‌هایی که در ذهنمان برای خودش اسم و رسمی دارد، تصویرسازی است. در واقع، ذهن ما دوست دارد آینده‌ای که هنوز نیامده است را با کمک اطلاعاتی که دارد پیش‌بینی کند و تصویر آن را به ما نشان دهد. ما می‌توانیم از این ویژگی برای به تصویر کشیدن آینده‌ای که خودمان می‌خواهیم نهایت بهره را ببریم.

به این ترتیب که خودمان را در آینده مورد نظرمان تصور کرده و تلاش کنیم که آن را همچون داستان‌هایی که می‌خوانیم در پرده ذهنمان به تصویر بکشیم. این تصویر برای ذهن ما حکم یک نقشه راه را دارد. بنابراین، هر چقدر که این تصویر شفاف‌تر باشد، ذهن ما هم می‌تواند سریع‌تر و راحت‌تر مقدمات رسیدن به آینده مورد نظرمان را برایمان فراهم کند.

» به دنبال چیزهایی باشید که می‌خواهید

بیشتر ما این کار را انجام نمی‌دهیم و خیلی لجبازانه در پی انجام عکس این کار هستیم؛ مثلا بیشتر وقت‌ها برای خودمان داستان‌های دور و درازی از نتوانستن‌ها، شکست‌ها یا چیزهایی که در زندگی از آنها واقعا بدمان می‌آید تعریف می‌کنیم و چنان به این داستان‌ها آب و تاب می‌دهیم که گویی هر لحظه برایمان در حال رخ دادن هستند.

البته ناگفته نماند که روش ما برای ساخت زندگی با این داستان‌ها کاملا درست است اما در جهت اشتباهی اجرا می‌شود. اگر می‌خواهید زندگیتان به سمت و سویی که می‌خواهید پیش برود و از چیزهایی که دوست ندارید یا نمی‌خواهید در زندگی‌تان حضور داشته باشند فرسنگ‌ها فاصله بگیرید با خودتان قرار بگذارید که فقط به چیزهایی که دوست دارید فکر کنید و درباره آنها آهسته یا بلند صحبت کنید.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/08/shadi-product.gif

» چند فوت کوزه‌گری که باید از آنها خبر داشته باشید

نکته‌هایی که در ادامه برایتان می‌گوییم یادآوری‌های ساده‌ای هستند که می‌توانند زندگیتان را تغییر دهند:

  • هرگز گول افکار منفی که با عنوان تفکر انتقادانه و نگاه به واقعیت زندگی به خوردتان داده می‌شوند را نخورید. شما دنیای خودتان را می‌سازید. دنیایی که در آن قانون‌ها و منطقی که شما اراده می‌کنید به واقعیت تبدیل می‌شوند. بنابراین، هیچ دلیلی ندارد که منطق منفی دنیای فرد دیگری در دنیای شما هم به اجرا در بیاید.
  • مثبت‌اندیشی را با ساده‌لوحی یکی نکنید. تفکر مثبت، بسیار بیشتر از چیزی که فکرش را می‌کنید هوشمندانه است. شما با مثبت فکر کردن، انرژی و تمرکزتان را تحت کنترل خودتان در می‌آورید و می‌توانید راحت‌تر و سریع‌تر از دیگران، حقیقت پنهان شده در هر ماجرا را کشف کنید.
  • مراقب چیزهایی که می‌نویسید باشید. هرگز برای نوشتن ناله و شکایت دست به قلم نشوید. چون هر چیزی که روی کاغذ بنویسید به واقعیت تبدیل می‌شود. بدون شک شما نمی‌خواهید موضوع‌های ناراحت‌کننده زندگی‌تان را تا ابد به دنبال خودتان بکشانید یا حتی بدتر! با نسخه‌های خلاقانه‌تری از آنها روبه‌رو شوید. بنابراین، از قدرت نوشتن برای ساخت زندگی خودتان آن هم به شیوه‌ای که دوست دارید نهایت استفاده را ببرید.

» ‌آینده مساوی با گذشته نیست البته به یک شرط!

اگر می‌خواهید آینده‌ای که آن را در ذهنتان به تصویر می‌کشید هیچ شباهتی به زمان حال یا گذشته‌تان نداشته باشد باید قدم‌های اکنونتان را تغییر دهید. باید روش‌ها، قوانین، رویکردها و نگاهتان به جهان را دستخوش یک دگرگونی بزرگ کنید تا بتوانید خودتان را از حصار افکار آلوده و محدودیت‌های تحمیل شده بیرون بیاورید. تنها در آن زمان است که می‌توانید هوای تازه‌ی تغییر را نفس بکشید و آینده جدیدتان را در آغوش بگیرید.

  • نظر شما چیست؟
  • شما از چه روشی برای مدیریت خودتان استفاده می‌کنید؟

 

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *