چگونه با اعتماد به نفس، زندگی و رفتار کنیم؟

همه می‌توانند زندگی کنند. در واقع، این کاری است که به طور خودکار برای آن برنامه‌ریزی شده‌ایم؛ مثلا می‌دانیم که هنگام گرسنه شدن باید به دنبال غذا برویم، هنگام خستگی بخوابیم یا در زندگی به دنبال یک هدف والا بگردیم و تمام تلاشمان را برای رسیدن به آن انجام دهیم؛ اما در این میان، چیزی وجود دارد که باید با تمرین و تکرار، یادش بگیریم و آن زندگی با اعتماد به نفس است.

در این گفتار به دنبال روش‌های افزایش اعتماد به نفس نیستیم. ما فقط می‌خواهیم راهکارها و روش‌هایی را بیان کنیم که با دنبال کردن آنها آن قوه اعتماد درونی بیدار شود و نقش خود را در زندگی‌مان ایفا کند. اگر با ما هم هدف هستید، تا پایان این ماجرا همراهی‌مان کنید.

با اعتماد به نفس، پیش از شروع، برنده شده‌ای.

Marcus-Garvey

مارکوس گاروی، نویسنده

» راه اول: خود واقعی‌تان را بیدار کنید

بر خلاف تمام تصورات ناجوانمردانه‌ای که در مورد خودمان داریم، جایی در اعماق وجودمان بخشی شگفت‌انگیز از ما زندگی می‌کند. البته تا زمانی که او را به رسمیت نشناسیم نمی‌توانیم از قدرت و دانش او استفاده کنیم. این فرد مرموز، خود واقعی ما است. او قهرمان اتفاق‌های ممکن و غیرممکن است. افراد زیادی در سرتاسر جهان با کمک گرفتن از این نیروی ویژه که از آغاز تولد در وجودشان قرار داده شده است به هدف‌های مالی، معنوی و سلامتی مورد نظرشان رسیده‌اند. خود درونی شما، کلید دسترسی به منبع هستی و راز گفتگوی مستقیم با کائنات است.

اما ما چه می‌کنیم؟ خودمان را حقیر و کوچک می‌پنداریم، به توانایی‌هایمان ایمان نداریم و با برچسب‌های گوناگون از خجالت خودمان در می‌آییم! بازگشت به درون و آزاد کردن این زندانی، راهی مستقیم برای با اعتماد به نفس زندگی کردن است.

» راه دوم: غول ترس را شکست دهید

ترس‌ها و نگرانی‌ها غول‌هایی ذهنی هستند که ما آنها را برای خودمان می‌تراشیم. سپس از هیبت آنها چنان خوف می‌کنیم که نمی‌دانیم به کجا پناه ببریم! وضعیت بغرنجی است. بیشتر انسان‌ها در جیب‌های ذهنشان یکی دو ترس و نگرانی دارند که سال‌ها است با آنها زندگی‌ می‌کنند. ترس‌ها و نگرانی‌های ما ریشه‌های اعتماد به نفسمان را می‌خورند. به همین دلیل روحمان را ضعیف کرده و ما را همچون انسان مار گزیده که از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد، از چیزهایی می‌ترسانند که واقعیت ندارند.

برای پرده‌برداری از پرونده ترس‌ها و نگرانی‌ها باید یک گوشه بنشینید و سنگتان را با آنها وا بکنید. وقتی خریدارانه به ترس‌ها و نگرانی‌هایتان نگاه کنید متوجه می‌شوید که بیشتر آنها ارزش ۱۰ دقیقه از عمرتان را هم ندارند اما شما چند دهه است که آنها را با خودتان به دوش می‌کشید.

» راه سوم: عاشق کارتان باشید

شما در کاری که برای آن ساخته شده‌اید، کاری که عاشقش هستید به موفقیت می‌رسید. البته «موفقیت» واژه‌ای بسیار کلی است. بیایید آن را کمی بازتر کنیم؛ موفقیت یعنی:

  • شادی
  • آرامش
  • رضایت از خود
  • توانایی انجام کارهایی که می‌خواهید آن هم بدون نگرانی مالی
  • حمایت از خودتان، آرزوهایتان و خانواده‌تان
  • و اعتماد به نفس!

اعتماد به نفس، یکی از میوه‌های تبدیل کردن علاقه‌تان به کارتان است. شما در کاری که دوستش دارید به یک ستاره تبدیل می‌شوید آن هم بدون اینکه خودتان را به سختی بیندازید یا منتظر تمام شدن لحظه‌های کارتان باشید. اگر نتوانستید راهی برای تبدیل کردن علاقه‌تان به منبع درآمدتان پیدا کنید، باز هم نباید ناامید شوید. به کاری که اکنون در آن مشغول هستید به شکلی متفاوت بنگرید. اجازه ندهید غر زدن یا شکایت کردن، شما را از میدان به در کند.

محکم سر جایتان بایستید و راهی برای لذت بردن از کار فعلی‌تان پیدا کنید. می‌توانید به کارتان به عنوان منبع برکت و ورود روزی به زندگی‌تان بنگرید و از داشتن یک شغل واقعی، سپاسگزار باشید. شاید برخی بگویند: «این نوعی تسلیم شدن است!» اما ما می‌گوییم این نوعی «انعطاف‌پذیری» است. چون قرار نیست به بهانه نداشتن کار مورد علاقه‌تان یک گوشه کِز کنید و قدم از قدم برندارید. زندگی شما وقتی تغییر می‌کند که برای تغییر دادنش دست به انجام یک کار متفاوت بزنید!

» راه چهارم: در آنچه پیش‌رویتان است غوطه‌ور شوید

دوست دارید از زندگی‌تان لذت ببرید؟ دلتان می‌خواهد با اعتماد به نفس راه بروید، نفس بکشید و لحظه‌ها را سپری کنید؟ یک راه ساده برای این کار، خالی کردن ذهن است.

بیشتر ما روی هیچ کاری تمرکز نداریم؛ مثلا وقتی در حال کار روی یک پرونده هستیم به ناهار امروز فکر می‌کنیم، وقتی در حال ناهار خوردن هستیم به گفتگویی که در کار داشتیم می‌اندیشیم، وقتی به خانه می‌رویم به کار فردا فکر می‌کنیم و حتی به حرف‌هایی که می‌توانستیم در فلان لحظه به یک نفر بگوییم هم می‌اندیشیم و چه بسا افسوس هم بخوریم که چرا آن موقع چیزی نگفتیم! خلاصه اینکه ما بیشتر وقت‌ها در جایی که هستیم حضور نداریم و مصداق روشن این بیت هستیم که می‌گوید:

هرگز حضور حاضر غایب شنیده‌ای؟ / خود در میان جمع و دلش جای دیگر است!

تمام سعیتان را بکنید که هنگام کار کردن، غذا خوردن، کتاب خواندن، آهنگ گوش دادن یا هر کار دیگری افکارتان را خاموش کرده و فقط در آن کار غوطه‌ور شوید. حساب و کتاب را کنار بگذارید، ثانیه‌ها را نشمارید و به گذشته یا آینده سفر نکنید. در همین لحظه و در حال انجام همین کاری باشید که اکنون به آن مشغولید.

این کار با صرفه‌جویی در زمان، تلاش و هزینه‌هایتان به طور مستقیم می‌تواند طعم با اعتماد به نفس زندگی کردن را به شما بچشاند. چون وقتی در لحظه حال حضور داشته باشید، هر کاری که انجام می‌دهید را با چنان کیفیتی به سرانجام می‌رسانید که خودتان هم انگشت به دهان می‌مانید. همین کار ساده، تاثیری بسیار بزرگ روی زندگی‌تان می‌گذارد. فقط کافی است آن را امتحان کنید.

هیچ چیزی بدون امید و اعتماد به نفس به دست نمی‌آید.

helen-keller

هلن کلر

 

» راه پنجم: نیمه‌کاره رها کردن را کنار بگذارید

لذت دیدن خط پایان کارها نصیب همه نمی‌شود. چون بیشتر ما کارهای ریز و درشت خودمان را به بهانه‌های مختلف، نیمه‌کاره رها می‌کنیم؛ مثلا مانند یک گنجشک از این شاخه به آن شاخه می‌پریم و مدام شغلمان را عوض می‌کنیم، یادگیری زبانمان را کامل نمی‌کنیم، ورزش هفتگی خودمان را به بهانه‌های مختلف کنسل می‌کنیم، مدام رژیم تناسب انداممان را می‌شکنیم، هر ماه به پس‌اندازهایمان دستبرد می‌زنیم و … . جالب‌تر اینکه همیشه هم در حال حسرت خوردن هستیم.

 مثلا به شغل همسایه‌مان غبطه می‌خوریم، از اینکه فلانی می‌تواند به چهار زبان زنده صحبت کند حسابی شاکی هستیم، از اینکه در حساب پس‌اندازمان چیز خاصی نداریم ناراحتیم، از اینکه همکارمان خودش را از ۱۸۰ کیلو به ۸۰ کیلو رسانده عصبانی هستیم و فکر می‌کنیم که چرا سال‌ها رژیم و کالری شماری ما راه به جایی نبرده است؟!

پاسخ تمام این موارد در یک جمله کوتاه خلاصه می‌شود: «ما کارهایمان را نیمه‌کاره رها می‌کنیم.» وقتی کاری تمام نمی‌شود چطور انتظار داریم که نتیجه آن را ببینیم؟ مهم نیست قدم‌هایتان چقدر کوچک هستند. مهم این است که آنها را پیوسته ادامه دهید و تا رسیدن به مقصد، متوقف نشوید!

» راه ششم: نگاهتان به جهان را تغییر دهید

جهان به شکل شیوه نگاه ما به آن تغییر می‌کند. مهم نیست چقدر خوب یا چقدر بد به آن نگاه کنیم. چون به همان اندازه خوب یا بد می‌شود. افرادی هستند که مدام از زندگی شکایت می‌کنند، آن را میدان جنگ یا جنگلی بی‌قانون صدا می‌زنند که در آن سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.

برخی دیگر جهان را نشانه‌ای از عظمت خلقت، سرشار از زیبایی، عشق، روشنایی و برکت می‌خوانند. با وجود آنکه این دو دیدگاه دو سوی یک طیف را تشکیل می‌دهند اما با این وجود کاملا واقعی هستند. اگر روزتان را با لبخند و انتظاری شیرین برای رسیدن اتفاق‌های خوشحال کننده آغاز کنید، محال ممکن است چیزهای بد سر راهتان قرار بگیرند.

 حتی اگر چیزهای بدی هم در مسیرتان وجود داشته باشند به لطف روشنایی نگاهتان از آنها دور خواهید شد و این ماجرا بدون اینکه از آن با خبر شوید اتفاق می‌افتد. جهان بسیار شگفت‌انگیز است؛ اما عجیب‌تر و خارق‌العاده‌تر از آن وجود خود ما است. قدرت‌هایی که در ذهن و جسممان داریم آن‌قدر عجیب هستند که وقتی از آنها می‌گوییم، می‌خوانیم یا می‌شنویم خودمان هم باورمان نمی‌شود!

اما وجود حقیقت، کاری به باور کردن یا نکردن ما ندارد. حقیقت جاری است. اگر می‌خواهیم با اعتماد به نفس زندگی کنیم باید هر روز سینه‌مان را ستبر کرده و با قلبی مهربان، ذهنی حریص برای رسیدن به بالاترین‌ها و روحی شجاع برای برداشتن اولین قدم و ادامه آن به استقبال لحظه‌های پیش‌رو برویم.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/08/shadi-product.gif

» راه هفتم: خودتان را دوست داشته باشید؛ بیشتر و باز هم بیشتر!

بیشتر ما فقط ادعا می‌کنیم که خودمان را دوست داریم. باور ندارید؟ اجازه بدهید چند مورد از کارهایی که با خودمان می‌کنیم را برایتان بشماریم:

  • به قول‌هایی که خودمان می‌دهیم اهمیتی نمی‌دهیم
  • از جسممان مراقبت نمی‌کنیم
  • خودمان را مجبور به تحمل افرادی می‌کنیم که می‌دانیم سمّی هستند
  • برای دل خودمان کاری انجام نمی‌دهیم و مدام در حال حساب و کتاب هستیم
  • به خودمان بد بیراه می‌گوییم و تمام کاسه‌کوزه‌ها را بر سر خودمان می‌شکنیم
  • جلوی دیگران خودمان را کوچک می‌کنیم
  • به خودمان دروغ‌های شاخ‌دار می‌گوییم و به روی مبارکمان هم نمی‌آوریم

احتمالا ما خودمان را دوست نداریم چون وجودمان را نوعی دشمن فرضی در نظر گرفته‌ایم و با تمام قوا در حال حمله به آن هستیم. کمی فکر کنید. چطور ممکن است به چنین موجودی اعتماد کنیم؟ آیا شما به دشمنتان اعتماد می‌کنید؟ هیچ آدم عاقلی این کار را نمی‌کند! بدون شک، ما هم نمی‌کنیم؛ اما مشکل اینجا است که ما دشمن خودمان نیستیم.

جنگیدن با خودمان، نوعی گل به خودی است. برای با اعتماد به نفس زندگی کردن باید قبل از هر کاری با خودمان آشتی کرده، شیشه‌های شکسته اعتماد و محبت را جارو کنیم، آنها را از نو در کوره گذاشته و جام بلورین اعتماد را از نو بسازیم. در هیچ کجای جهان و با هیچ دوست و آشنایی به جز خودتان نمی‌توانید این کار را انجام دهید. پس این فرصت ناب را دو دستی بچسبید و مسیر اعتماد میان خودتان و قلبتان را گلستان سازید.

» راه هشتم: گاهی به انتخاب‌های ساده، توجه کنید

ما معمولا با چیزهای ساده میانه خوشی نداریم؛ مثلا دوست نداریم کسی ما را «ساده» خطاب کند. حتی این موضوع را تا حد و اندازه یک توهین، پایین آورده‌ایم.

مورد دیگری که می‌توانیم آن را مثال بزنیم، انتخاب‌هایمان است؛ مثلا با خودمان فکر می‌کنیم که انتخاب‌های پیچیده، خرید محصولاتی که کمتر از آنها سر در می‌آوریم یا نشستن پای صحبت‌های کسی که از هر ۲۰ واژه فقط ۲ تای آنها را متوجه می‌شویم بهترین کاری است که می‌توانیم انجام دهیم؛ اما در حقیقت، چیزهای ساده، معاشرت با افرادی که راحت‌تر درکشان می‌کنیم، خرید محصولاتی که از کارایی‌شان سر در می‌آوریم یا زندگی با وسایلی که واقعا به درد جسم و روحمان می‌خورند بهترین انتخاب‌هایی هستند که می‌توانیم داشته باشیم.

 البته منظور ما این نیست که فقط در یک سطح خط‌کشی شده زندگی کنیم. منظور این است که همزمان با رشد فکر و ذهن خودمان، انتخاب‌هایی در همان حد و اندازه داشته باشیم و بیهوده خودمان را به چالش نکشیم؛ مثلا خواندن «بوستان سعدی» برای کودکی که تازه سال اول دبستان را تمام کرده نه تنها انتخابی پیچیده است بلکه اسباب گیج شدن آن کودک را هم فراهم می‌کند. ولی وقتی ذهنش پخته‌تر و گوشش به واژگان ناب‌تر عادت کند، شیفته نکته‌های ناب این کتاب شگفت‌انگیز خواهد شد.

» راه نهم: اعتماد به نفس دیگران را پرورش دهید

برای با اعتماد به نفس زندگی کردن، راه‌های زیادی وجود دارند که ما تا اینجا به هشت مورد از آنها اشاره کوتاهی داشتیم؛ اما شاید یکی از بزرگ‌ترین راه‌های افزایش اعتماد در زندگی و کار خودمان، ایجاد کردن این اعتماد به نفس در دیگران است. وقتی ما با رفتار و گفته‌هایمان این اعتماد را در ذهن دیگران کم‌ارزش کرده یا آن را دست‌کم می‌گیریم پایه‌های اعتماد به نفس را در خودمان به لرزه در می‌آوریم.

برعکس، وقتی به دیگران انگیزه می‌دهیم، آنها را در قدم‌هایی که بر می‌دارند و تصمیم‌هایی که می‌گیرند همراهی می‌کنیم، پایه‌های اعتماد به نفس در وجود خودمان هم تقویت می‌شوند. این ماجرا درست مانند زمانی است که برای روشن شدن مسیر دیگران یک چراغ می‌آوریم. خواه ناخواه با آوردن این چراغ به مسیر تاریک دیگران، پیرامون خودمان هم روشن می‌شود.

» راه یازدهم: خودتان را با دیگران مقایسه نکنید

یکی از عادت‌های بدی که می‌تواند اعتماد به نفس ما را ضعیف یا حتی آن را نابود سازد، مقایسه کردن خودمان با دیگران است. مقایسه کردن خودمان با دیگران، هزارتویی است که انتهایی برای آن ساخته نشده است. چون حتی اگر به بالاترین درجه از مقام، ثروت و … برسیم باز هم فردی وجود دارد که از ما قدرتمندتر، ثروتمندتر و … باشد.

بهترین کار این است که شادی و رضایت واقعی قلبی را ملاک خودمان قرار دهیم. این ماجرا به ما کمک می‌کند تا تصمیم‌هایمان را بر اساس میزان شادی که وارد زندگی‌مان می‌کنند بگیریم نه کارهایی که دیگران در زندگی‌شان انجام می‌دهند یا حتی نمی‌دهند.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

شما بیشتر از چیزی هستید که فکرش را می‌کنید

اعتماد کردن به خودمان و توانایی‌هایمان شاید سخت‌ترین پروژه زندگی ما باشد. چون معمولا خودمان را با برچسب‌های گوناگون محاصره کرده‌ایم. چطور امکان دارد به کسی که او را «ضعیف»، «ناتوان»، «کم‌هوش» و …  می‌گوییم اعتماد داشته باشیم؟ چنین فردی حتما دسته گُلی بزرگ به آب می‌دهد و زندگی‌مان را خراب می‌کند! اگر به دنبال اعتماد کردن به خودمان و تجربه زندگی با اعتماد به نفس هستیم باید به خودمان و توانایی‌هایمان ایمان داشته باشیم.

 باید آن داستان‌های مسخره‌ای که از دلیل‌های ناتوانی ما ریشه گرفته‌اند را دور بریزیم و داستانی تازه برای زندگی‌مان بنویسیم؛ داستانی که در آن، حقیقتِ قهرمان بودن ما در زندگی‌مان به تصویر کشیده شده باشد.

  • نظر شما چیست؟
  • فکر می‌کنید برای با اعتماد به نفس زندگی کردن چه نکته دیگری وجود دارد؟ لطفا نظرتان را برایمان بنویسید.
به اشتراک گذاری

2 Comments

  1. Zohre khoram پاسخ

    امام علی علیه السلام فرمودند وقتی از چیزی می‌ترسی برو تو دلش حالا قضیه اینه وقتی بتونی به یه ترس هات مواجه بشی و حلش کنی حس خوب و قدرت خواهی کرد حس اعتماد بیشتر به توانایی هات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *