چگونه شور و هیجان را به زندگی‌مان باز گردانیم؟

از آخرین باری که از شوق رو پاهایتان بند نبودید چقدر می‌گذرد؟ فقط تصورش را بکنید اگر هر روز چنین شور و حالی داشتیم زندگی‌مان روی زمین به چه بهشت دلنشینی تبدیل می‌شد. در کمال تاسف، بیشتر روزهای ما کسل کننده، تکراری و خالی از هر گونه شور و هیجانی هستند.

در این گفتار به دنبال راهکارهایی می‌گردیم که تعداد روزهای پر هیجان زندگی‌مان را افزایش دهند و کاری کنند که هر روز با شور و شوق از خواب بیدار شویم. اگر شما هم به دنبال افزایش هیجان در زندگی خود هستید، با ما همراه باشید.

باید ابتدا هیجان را به کار بگیریم تا بتوانیم احساسش کنیم. ژان پل سارتر

 

» زندگی‌تان هیجانی ندارد، چون شما هدفی برای زندگی‌تان ندارید

هر چیزی در این جهان هدفی دارد. انسان تنها موجودی است که می‌تواند در بی‌هدفی روزگار بگذراند. این موضوع، هم شگفت‌انگیز است و هم غم‌انگیز. چون انسان، مجموعه‌ای بی‌نهایت زیبا و جادویی از توانایی‌ها است. او می‌تواند تمام افکارش را به چیزهایی واقعی در زندگی تبدیل کند. یک انسان بی‌هدف، با قدرت هر چه تمام‌تر دور خودش می‌چرخد. او همواره در حرکت است اما از چرخش به دور خودش به جایی نمی‌رسد.

وقتی انسان هدفی در زندگی‌اش نداشته باشد، دلیلی برای شادی پیدا نمی‌کند. چون هیچ چیزی در زندگی‌‌اش او را به هیجان درنمی‌آورد. داشتن هدف به زندگی انسان جهتی واقعی می‌دهد. بنابراین، قبل از اینکه به سراغ سایر دلیل‌های نداشتن هیجان در زندگی برویم، باید تکلیف هدف‌ها را روشن کنیم. لحظه‌ای با خودتان فکر کنید. آیا شما یک هدف واقعی در زندگی‌تان دارید؟

بی‌هدفی، یک مشکل نامرئی است. بسیاری از مردم جهان با خودشان فکر می‌کنند که هدف یا حتی اهدافی واقعی در زندگی‌شان دارند. بیشتر آنها پس از سال‌ها سرگردانی و درجا زدن، تازه متوجه می‌شوند که تنها مشکلشان، نداشتن هدف است.

» رفع یک سوءتفاهم در مورد هدف

به نظر شما، وقتی می‌توان با نوشتن هدفی مشخص، یک زندگی هیجان‌انگیز را تجربه کرد، چرا عده زیادی سرگردانی و بی‌هدفی را انتخاب می‌کنند؟ خب، شاید بتوان دلیل آن را تعریف نادرست آنها از هدف در نظر گرفت.

در واقع، برای بسیاری از مردم، داشتن هدف، بیشتر از آنکه موضوعی هیجان‌انگیز و شادی‌آور باشد، چیزی ترسناک و فشاری مضاعف است که لحظه‌ای آنها را رها نمی‌کند. مثلا وقتی تصمیم می‌گیرند که در طول پنج سال آینده، درآمد خودشان را سه برابر کنند، دچار استرس و پریشانی می‌شوند. در نتیجه، ذهنشان ترجیح می‌دهد عطای هدف را به لقایش ببخشد و جسم صاحبش را نجات دهد!

هدف، چیزی نیست که ما را از حرکت باز نگه دارد. هدف زندگی ما باید به سوختی تبدیل شود که حتی در بحرانی‌ترین، غم‌انگیزترین و بی‌حوصله‌ترین روزهایمان ما را با شور و شوق از رختخواب بیرون بکشد. در واقع، مشکل واقعی این است که ما هدف را مقصدی تعریف می‌کنیم که باید به آن برسیم. این یعنی هنوز در آنجا نیستیم و باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. بعد از این درک اشتباه، ذهنمان شروع به حساب و کتاب می‌کند و با خودش می‌گوید:

  • چقدر طول میکشه تا به اونجا برسی؟
  • اصلا اونجا کجا هست؟
  • از کجا معلوم وقتی به اونجا برسی پشیمون نمیشی؟
  • رسیدن به این همه کار برای رسیدن به جایی که هیچ تصوری ازش نداری خنده ‌داره!
  • مگه آرامش الان زندگیت چه مشکلی داره که باید با درگیر کردن خودت به یه هدف، اونو از بین ببری؟

حقیقت آن است که هدف، به جای آنکه یک مقصد باشد، یک جریان است. قرار نیست با انتخاب اهدافمان از یک جا به جای دیگری برویم. در واقع، از لحظه‌ای که هدف زندگی‌مان را مشخص می‌کنیم به آن رسیده‌ایم.

به زبان ساده، انتخاب اهداف زندگی‌مان و برداشتن قدم‌های هر چند کوچک در آن مسیر مشخص، ما را در جریانی هدفمند قرار می‌دهد. در انتهای این جریان، شکل بسیار کاملی از چیزی که می‌خواهیم به انتظارمان نشسته است.

این یعنی اگر هدفمان نوشتن یک کتاب در طول ۳۰۰ روز است، نمی‌توانیم با یک گوشه ایستادن، هیچ کاری نکردن و تنها شمارش روزها در انتهای روز ۳۰۰‌ام کتابی کامل را در دست داشته باشیم. در عوض، باید هر روز با هدفمان یکی شویم و زنجیره‌ای پیوسته را برای رسیدن به آن تشکیل دهیم. تنها در این صورت است که می‌توانیم شکل نهایی هدفمان را وارد زندگی‌مان کنیم.

شاید وقتی هدفتان چند برابر کردن درآمدتان در طول یک بازه پنج ساله باشد، در ابتدا به هیچ ایده یا فکری نرسید. نکته جالب این است که حتی این تقلاها هم در نوعی حرکت در مسیر رسیدن به هدفتان محسوب می‌شوند. لحظه‌ای فکر کنید؛ شما قبل از انتخاب چنین هدفی، هرگز به دنبال این راهکارها نمی‌گشتید و برایشان زمان نمی‌گذاشتید.

اما همین که هدفتان را روی چنین چیزی متمرکز کردید، ذهنتان را به خدمت گرفتید تا از میان بیراهه‌ترین راه‌ها، مسیری واقعی را به شما نشان دهد. این یعنی یک زندگی هدفمند و تبدیل شدن از انسانی سرگردان به موجودی الهی که از قدرت‌های عطا شده به آن برای رسیدن به یک موضوع منسجم، نهایت استفاده را می‌برد. یعنی دقیقا خود شما.

۳ نکته طلایی در مورد هدف و هدفمندی

در این میان، دانستن چند نکته می‌تواند به شما کمک کند:

  1. شما باید هر روز هدفتان را تمرین کنید

انتخاب یک هدف، یعنی تصمیم به تغییر کردن از چیزی که هستیم به چیزی که می‌خواهیم باشیم. نباید انتظار داشته باشید ک چنین چیزی در عرض یک شب اتفاق بیفتد. در واقع، شما باید هر روز هدفتان را مرور کرده و برنامه‌ای منسجم برای حرکت در مسیر آن طراحی کنید. راز دستیابی به اهدافتان این است که قدم به قدم به آن چیزی که می‌خواهید تبدیل شوید.

  1. نباید قدرت عادت‌ها را دست‌کم بگیرید

هر کدام از ما در حصار عادت‌هایی قرار داریم که در طول سالیان دراز اثری از خودشان را در وجودمان به یادگار گذاشته‌اند. شاید بسیاری از عادت‌های فعلی‌مان با اهدافمان هیچ تناسبی نداشته باشند.

بنابراین تغییر و جایگزینی این عادت‌ها با عادت‌هایی که همسو با اهدافمان هستند هم بخشی از حرکت در مسیر هدفمندی دلخواهمان به شمار می‌رود. جدی گرفتن این موضوع می‌تواند مسیر رسیدن به اهدافمان را بسیار هموارتر کند. تصور کنید اگر بسیاری از قدم‌های تبدیل شدن به هدفتان بدون نیاز به تلاش فراوان به صورت خودکار در وجودتان اجرا شوند چقدر طی کردن این مسیر برایتان جذاب و ساده می‌شود.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/04/frequency-banner.gif

  1. نباید تصور کنید که هدفتان چیزی خشک و غیرقابل تغییر است

حرکت به سمت تکامل، چیزی شگفت‌انگیز است. شاید شما امروز، در جایی که هستید و تفکری که اکنون دارید، هدفی را برای ۵ سال آینده خود در نظر بگیرید. اما وقتی در مسیر هدفتان حرکت می‌کنید، متوجه برخی کمبودها، اشتباه‌ها یا اهداف بهتر می‌شوید که در گذشته درکشان نمی‌کردید. در این هنگام، نباید به همان هدف اولیه خود بچسبید و اشتباه خود را ادامه دهید.

در واقع، شما باید ذات هدفتان را نگه دارید و در طول رسیدن به آن مفهوم، هر جا که لازم بود، شکل بیرونی آن را تغییر دهید. در این صورت، می‌توانید همچون آب باشید که در مسیر خود برای پیوستن به اقیانوس‌های آزاد، هر شکلی را به خود می‌گیرد، در اثر آن تغییر می‌کند و در نهایت باز هم به عنوان آب، وارد اقیانوس می‌شود.

» برای داشتن یک زندگی هیجان انگیز، انگیزه‌هایتان را شناسایی کنید

اشتیاق شما برای زندگی، از درونتان آغاز می‌شود و به طرزی معجزه‌‌آسا تمام جهان پیرامونتان را سرشار از هیجان و انگیزه می‌کند. شاید بهترین پرسش این باشد که: «چه کاری شما را سر شوق می‌آورد؟ مشغول شدن به چه فعالیتی، زمان را از چنگتان بیرون می‌کشد و به لحظه حال، سنجاقتان می‌کند؟» برای ایجاد هیجان در زندگی خود باید این کار را بیشتر انجام دهید و غلظت آن را در روزهایتان بیشتر کنید.

برخی از افراد، کار هوشمندانه‌ای انجام می‌دهند و هدف زندگی‌شان را با این کارهای هیجان‌انگیز و دوست‌داشتنی ترکیب می‌کنند. در نتیجه این انتخاب، آنها مجبور نیستند حتی یک روز کسل‌کننده را تحمل کنند یا کاری را انجام دهند که به نظرشان هیچ نکته جالبی ندارد.

البته گاهی نمی‌توان این کارهای هیجان‌انگیز را با هدف زندگی و کاری ترکیب کرد. مثلا علاقه به کوهنوردی، هیچ ارتباطی به مدیریت یک شرکت خدماتی ندارد. در این صورت باید برنامه‌ای ترتیب بدهید و هر طور که شده، بخشی از زمان روزانه، هفتگی یا حتی ماهانه خودتان را به انجام کار هیجان انگیز زندگی‌تان اختصاص دهید.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/05/banner-money-new.jpg

» اشتیاق شما ورای زمان و مکان است

نکته‌ای که باید در مورد اشتیاق درونی‌تان بدانید این است که شما با انجام دادن آن به دنبال کسب یک نتیجه مشخص در بازه زمانی محدودی نیستید. شما آن را با شور و شوق فراوان انجام می‌دهید چون به احساسی که در وجودتان ایجاد می‌کند علاقه دارید.

مثلا کسی که به صخره‌نوردی یا کوه‌نوردی علاقه دارد شاید بارها در طول زندگی‌اش یک قله تکراری را فتح کند اما هر بار به اندازه دفعه اولی که این کار را انجام داده است از آن لذت می‌برد. چون هدف او فتح کردن قله نیست.

اگر این‌طور بود هرگز به سراغ یک قله تکراری نمی‌رفت. در واقع، چنین افرادی این کار را برای تجربه حس آزادی و تلاش شیرینی که در مسیر رسیدن به قله تجربه می‌کنند، انجام می‌دهند. این احساس، نه تنها هرگز تکراری نمی‌شود بلکه هر بار انجامش، روحی تازه در وجود آنها می‌دمد و حس زنده‌ بودن را در آنها بیدار می‌کند.

» دست از غر زدن بردارید

درست است که شرایط زندگی فعلی، گل و بلبل نیست. اما آیا کسی می‌تواند ادعا کند که فقط با غر زدن و شکایت کردن، چیزی را تغییر داده است؟ بدون شک، چنین کسی وجود ندارد. چون غر زدن، یک نیروی تخریب کننده است نه سازنده. بنابراین، برای ایجاد هیجان در زندگی باید با خودتان قرار بگذارید و از غر زدن در هر زمینه‌ای دست بردارید. می‌پرسید آیا شرایط با غر نزدن من بهتر می‌شود؟ بله می‌شود.

برای اثبات این موضوع، فقط کافی است یک روز در مورد هیچ چیزی، تکرار می‌کنیم، هیچ چیزی غر نزنید. در آن صورت با چشمان خودتان می‌بینید که چقدر حال و هوای زندگی‌تان، فشار خونتان، اعصابتان، اشتیاقتان و احساستان بهتر می‌شود. تصور کنید اگر بتوانید این یک روز تمرینی را به چند روز در هفته یا حتی هر روز تبدیل کنید، دنیایتان چقدر تغییر خواهد کرد.

البته، گذشته از اینکه خودتان نباید غر بزنید، باید از دست کسانی که مدام غر می‌زنند هم فرار کنید. با وجود اینکه حفظ فاصله از افراد غر زننده بهترین راه برای دوری کردن از این انرژی مخرب است اما گاهی نمی‌توان به این راحتی از دستشان فرار کرد. چون برخی از آنها عضوی دوست داشتنی از خانواده‌مان یا همکاری مهربان در محل کارمان هستند.

بنابراین شما چاره‌ای ندارید جز اینکه آنها را هم مثل خودتان به سمت غر نزدن سوق دهید. البته این کار، بسیار ساده‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد. تنها کافی است از قانون «پارادوکس» استفاده کنید. به این ترتیب که هرگاه فردی بیخ گوشتان در مورد چیزی، کسی یا کاری غر زد، بی‌درنگ و بدون آنکه آن فرد را مورد نقد یا نکوهش قرار دهید به نکته‌ای مثبت در مورد آن موقعیت یا فرد اشاره کنید. هر چقدر که هیجان شما در بیان این موضوع مخالف، بیشتر باشد، در این کار موفق‌تر خواهید بود.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

» هیجان واقعی در خون شما جریان دارد

زندگی، به خودی خود، سرشار از هیجان است. وجود ما، روزها، شب‌ها، ستارگان درخشان در پهنه بیکران آسمان، رودها، کوه‌ها، گیاهان، درخت‌ها، پرندگان، ابرها و خلاصه هر آنچه که دیده، شنیده و لمس می‌شود، سرشار از شگفتی، معجزه و زیبایی است.

شاید بتوانیم یکی از متهم‌های اصلی گم کردن هیجان در زندگی را انجام دادن پیوسته کارهایی که هرگز دوستشان نداریم در نظر بگیریم. در این صورت، برای بازگشت به زندگی هیجان‌ انگیز یا برگرداندن هیجان در زندگی‌مان چاره‌ای به جز جمع کردن شجاعت برای رها کردن آن کار و خرج کردن جسارت برای مشغول شدن به کاری که دوستش داریم وجود ندارد.

خلقت شما برای خداوند، هیجان انگیزترین کار در تمام زمان آفرینشش بوده است. بدون تردید، این مخلوق شگفت انگیز با نیرویی که از خالقش به ارث برده است می‌تواند دستی زندگی‌ساز به سر و گوش روزهای تکراری‌اش بکشد و به سمتی که دوست دارد، تغییر مسیر بدهد.

  • نظر شما چیست؟
  • انجام چه کاری، شور و هیجان بسیاری را در زندگی‌تان ایجاد می‌کند؟
  • چند ساعت از شبانه روز خود را به انجام این کار اختصاص می‌دهید؟

به اشتراک گذاری

One Comment

  1. fatemeh پاسخ

    سلام خدا قوت
    لطفاً بیشتر از این دست مقالات مربوط به هدف و شور و اشتیاق و معنا دار بودن زندگی قرار بدید و (نحوه ی شناسایی آنها) و در صورت امکان درباره قدرت تصمیم گیری به صورت جزئی تری بپردازید .
    سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *