عادت‌های کوچک؛ نیمچه قدم‌هایی برای ایجاد تغییر در زندگی

وقتی حرف از ایجاد تغییر در زندگی می‌شود، مرغ خیالمان به سمت کارهای بزرگ، دستاوردهای عظیم و حرکت‌های فیل برانداز، پَر می‌کشد. این بسیار عالی است؛ اما مشکل اینجا است که ذهن ما باید به تنهایی از پس انجام این کارها و عملی کردن این خیال‌ها بربیاید. در این جور مواقع، داشتن عادت‌های خوب در نقش نیروهای کمکی عمل می‌کنند و ذهن را از زیر بار فشارهای تغییر، نجات می‌دهند.

در این گفتار به سراغ عادت‌های کوچک اما سازنده‌ای می‌رویم که با وجود قد و قامت ریزه‌میزه‌شان اثرهایی ماندگار بر زندگی ما می‌گذارند؛ تاثیرهایی که حتی شاید نتوان با تغییرهای بزرگ هم آنها را تجربه کرد. اگر به دنبال یک خانه تکانی کوچک در حال و هوای زندگی‌تان می‌گردید، تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید.

عادت‌های خودتان را به خوبی انتخاب کنید. عادت‌ها قوی‌ترین ابزار در جعبه‌ ابزار مغز شما هستند.

Ray-Dalio

ری دالیو، کارآفرین

» یک دفترچه جایزه برای خودتان مهیا کنید

گره زدن انجام کارهای سخت به یک پاداش در شمار عادت‌ های کوچک اما بسیار کار راه‌انداز قرار می‌گیرد. جایزه دادن به خودمان، رفتاری است که بسیاری از روان‌شناس‌های بزرگ آن را توصیه کرده‌اند. وقتی به خودمان جایزه می‌دهیم به شکلی عملی از تلاش‌هایی که در طول یک مسیر نه چندان خوشایند به کار بسته‌ایم، از صبوری‌هایی که کرده‌ایم و از درایت‌هایی که به کار بسته‌ایم قدردانی می‌کنیم.

این عادت سازنده، دلمان را به جایزه پایانی خوش می‌کند و تلخی انجام کاری که دوستش نداریم را با شیرینی پاداش نهایی، تاخت می‌زند. در این میان یک نکته مهم به وجود می‌آید و آن چند و چون جایزه‌هایی است که به خودمان وعده می‌دهیم. بد نیست در این مورد به دو قِلِق ریز، توجه کنید:

  1. همیشه و در هر شرایطی پای قولی که به خودتان می‌دهید بمانید

هرگز به ذهنتان خیانت نکنید. وقتی به خودتان قول می‌دهید که بعد از تمام شدن این کار، فلان جایزه را به خودتان می‌دهید، به هر ترتیبی که شده باید این کار را انجام دهید. این‌طور تصور نکنید که ذهنتان، خودتان هستید و می‌توانید هر طوری که دوست داشتید با آن رفتار کنید. ذهنتان را یک همکار تمام عیار، دوستی دل نازک و رفیقی حسابگر در نظر بگیرید.

 اگر بتوانید اعتماد ذهنتان را جلب کنید، به قول‌هایی که به او می‌دهید وفادار باشید و از پشت به او خنجر نزنید، می‌توانید مطمئن باشید که او در سختی‌های مسیر، شما را همراهی خواهد کرد. در غیر این‌ صورت، ذهنتان از شما انتقام می‌گیرد و کاری می‌کند که انجام یک کار کوچک برایتان به اندازه یک پروژه بسیار بزرگ، ترسناک و دست‌نیافتنی به نظر برسد!

گذشته از این، وقتی شما به قولی که به خودتان می‌دهید، پایبند نباشید، دقیقا همین کار را با دیگران هم خواهید کرد. پس، به هنگام دادن وعده و وعید به خودتان، اول خوب فکر کنید و سپس حرف بزنید. چون باید به قولی که به خودتان می‌دهید وفا کنید.

  1. خودتان را به جایزه‌های کوچک که جذابیت بالایی دارند عادت بدهید

نباید ماجرای جایزه دادن به خودتان را به یک غول پول‌خوار تبدیل کنید. ذهن شما هم به دنبال این ماجرا نیست. او فقط می‌خواهد پس از تحمل فشاری که به هنگام انجام آن کار از سر گذرانده است، ماجرایی متفاوت، حسی خوب و حال و هوایی تازه را تجربه کند. جذاب‌ترین کاری که می‌توانید برای ذهنتان انجام دهید این است که یک دفترچه کوچک جایزه را برای او تهیه کنید.

به این ترتیب که در آن دفترچه، لیستی بلندبالا از جایزه‌های کوچک، ارزان یا حتی رایگان را پشت سر هم قرار دهید. این جایزه‌ها می‌توانند از خریدن وسیله‌ای که بسیار دوستش دارید تا گوش دادن به آهنگی که شما را شارژ می‌کند، گسترده شده باشند. این دفترچه جایزه ذهن شما است. هر چه را که دوست دارید در آن بگنجانید. مهم این است که با هر بار دیدن این دفترچه و نشان دادن آن جایزه‌ها به ذهنتان، انگیزه‌ای دو چندان برای انجام دادن کارها در وجودتان ایجاد شود.

» موفقیت را در لیوان‌ آب بجویید

بسیاری از ما فقط زمانی به سراغ نوشیدن آب می‌رویم که بسیار تشنه شده باشیم. در صورتی که باید برای هیدراته نگه داشتن بدنمان، در فواصل منظم آب بنوشیم. البته باز هم در این میان عده زیادی هستند که به جای آب به سراغ نوشابه یا آب‌میوه‌های صنعتی می‌روند. جالب است بدانید که این نوشیدنی‌ها به جای برطرف کردن نیاز بدن به آب، حجم آبی که در بدن وجود دارد را کم می‌کنند و باعث بی‌آبی بیشتر می‌شوند. این در حالی است که هیچ چیزی جای آب را برای بدن ما نمی‌گیرد.

شاید بپرسید: «نوشیدن آب که چیز مهمی نبود. همه این را می‌دانند. لازم نبود آن را در این مقاله بگنجانید.» از نظر کسانی که به سلامتی‌شان اهمیت می‌دهند، بله، نوشیدن آب، کار مهمی نیست. اما بیشتر ما مشغله‌های زیادی داریم. گاهی آن‌قدر سرمان گرم کارمان است که در طول روز یک لیوان هم آب نمی‌نوشیم. کمی فکر کنید.

خودتان امروز چند لیوان آب – فقط آب، نه نوشیدنی‌هایی مثل چای، قهوه، شیر یا دوغ – نوشیده‌اید؟ عادت‌های کوچکی مثل خوردن تعداد مشخصی آب در طول روز بسیار بیشتر از آنچه که فکرش را می‌کنیم روی زندگی ما تاثیر می‌گذارند. بیایید چند مورد از آنها را با هم بشماریم:

  • بدن، کارخانه‌ شبانه‌روزی سوخت و ساز است. آب، گزینه اصلی بدن برای انجام این فرایند به شمار می‌رود. چون از یک طرف، با کمک آب، دمای بدن را متعادل نگه می‌دارد و از طرف دیگر مواد زائدی که در اثر سوخت و ساز به جای مانده‌اند را از بدن بیرون می‌کند. وقتی ما آب را به موقع به بدنمان نمی‌رسانیم، نبردی غیر ضروری را به جسممان تحمیل می‌کنیم و او را وامی‌داریم تا با حداقل آبی که در دست دارد، کارش را مثل قبل انجام دهد!
  • یک بدن کم‌آب، یک جسم همیشه خسته است. وقتی در مورد نوشیدن آب کم‌کاری می‌کنیم، بدنمان مجبور می‌شود بیش از اندازه آب را از خونمان بگیرد. به دنبال این ماجرا خونمان غلیظ می‌شود و در انجام مهم‌ترین وظیفه‌اش یعنی انتقال اکسیژن دچار اختلال می‌گردد. کمبود اکسیژن هم به طور مستقیم انرژی ما را نشانه می‌رود و باعث می‌شود که در طول روز دچار خستگی، درد در عضله‌های بدن، سر درد، سرگیجه، تپش قلب، استرس بی‌دلیل، از دست دادن قدرت تجزیه و تحلیل و خواب آلودگی شویم. هر کدام از این علائم می‌توانند به تنهایی ما را از برنامه‌هایی که برای روزمان ترتیب داده بودیم، دور کنند. جالب اینجا است که مصرف چند فنجان قهوه غلیظ هم نمی‌تواند خواب آلودگی ناشی از کمبود آب را برطرف کند!

پس، نباید عادت به نوشیدن مقدار کافی آب را کوچک بشماریم. برای اضافه کردن این ماجرا به فهرست عادت های کوچک خودتان می‌توانید از اپلیکیشن‌های مختلف و رایگان یا حتی از یک قلم و کاغذ کمک بگیرید. شاید انجام این کار در روزهای اول برایتان سخت باشد به ویژه اگر عادت کرده باشید که به جای آب، هر چیزی بنوشید. برای اینکه داستان نوشیدن آب را برای خودتان جذاب‌تر کنید می‌توانید به سراغ دفترچه جایزه‌های خودتان بروید و به خاطر پذیرفتن این عادت سودمند از خجالت ذهنتان در بیایید.

» تجربه‌هایتان را یادداشت کنید

یکی از عادت های کوچک شگفت انگیز، نوشتن تجربه‌هایی است که در زندگی به دست می‌آوریم. این ماجرا بسیار بیشتر از چیزی که فکرش را می‌کنید می‌تواند روی کیفیت زندگی و تصمیم‌هایی که می‌گیرید تاثیر بگذارد. علت این اهمیت، در فراموشی نهفته است. اجازه بدهید بیشتر برایتان توضیح بدهیم.

وقتی دچار یک چالش هستیم با تمام ذهن و جسم‌مان درگیر آن ماجرا می‌شویم. به همین دلیل، تا مدت کوتاهی پس از حل شدن آن چالش، تجربه‌ای که به دست آورده‌ایم را به یاد داریم؛ اما زمان، همراه با خودش موقعیت‌های جدیدی را به همراه می‌آورد و این باعث می‌شود که ما به راحتی تجربه گذشته‌مان را فراموش کنیم.

 این در حالی است که در بسیاری از موارد، ماجرای جدید ما فقط در ظاهر تازه است و در باطن، همان شکل و شمایل چالش قبلی را در خود پنهان کرده است. اگر ما تجربه‌ای که از حل کردن چالش قبلی به دست آورده‌ایم را به یاد داشته باشیم، می‌توانیم خیلی راحت با هزینه کردن کمترین زمان و انرژی از این چالش‌های تکراری عبور کنیم.

افرادی خوشبخت هستند که از تجربه دیگران استفاده می‌کنند و تجربه دیگران را دوباره تجربه نمی‌کنند.

لئوناردو داوینچی

راه‌حل ساده‌ای برای جلوگیری از فراموش کردن تجربه‌ها وجود دارد. تنها کافی است دفترچه‌ای کوچک را برای نوشتن تجربه‌هایمان تهیه کرده و هر بار که درسی را می‌آموزیم آن را یادداشت کنیم. قدم مهمی بعدی این است که باید تجربه‌های نوشته شده خودمان را بارها و بارها بخوانیم. این کار به ما کمک می‌کند تا درس‌های زندگی را ملکه ذهنمان کنیم و به جای تکرار اشتباه‌های گذشته، رو به جلو قدم برداریم و به معنای واقعی پیشرفت کنیم.

به اشتراک گذاری