چگونه خلوت‌تر اما موفق‌تر زندگی کنیم؟

راهکارهایی ساده برای حذف شلوغی از زندگی

گاهی اطرافمان خیلی شلوغ می‌شود. هر طرف را که نگاه می‌کنیم، چیزهایی روی هم تلنبار شده‌اند. مثلا اتاقمان پر از وسایلی است که هنوز نمی‌دانیم برای چه آنها را نگه داشته‌ایم؛ ذهنمان پر از فکرهایی است که بعد از سال‌ها کنگر خوردن، لنگری قدرتمند برای خودشان ایجاد کرده‌اند و قلبمان در حصار احساس‌های بی ‌سر و سامانی است که هنوز تکلیفشان را با خودمان روشن نکرده‌ایم.

جالب اینجا است که در میان این شلوغی سرسام‌آور به دنبال باز کردن راهی برای رسیدن به اهدافمان می‌گردیم. برای رهایی از این وضعیت، چاره‌ای به جز حذف این شلوغی‌ها از زندگی‌مان نداریم. در این گفتار به دنبال راهی می‌گردیم تا این جمعه بازار را سازماندهی کنیم، از حجم شلوغی زندگی خود بکاهیم و در هوای خلوت ذهنمان، با وضوحی بالاتر به تماشای اهدافمان بنشینیم. با ما همراه باشید.

چرا دنیایمان این‌قدر شلوغ است؟

یکی از علت‌هایی که باعث می‌شود ما دور و بر خودمان را از ایده‌ها، فکرها، احساس‌ها و حتی اشیای مختلف پر کنیم این است که از مسیر نادرستی به دنبال اهداف خودمان می‌گردیم. ما فکر می‌کنیم هدف واقعی زندگی‌مان یا آن چیزی که واقعا می‌خواهیم، فرسنگ‌ها از ما دور است. به همین دلیل از هر چیزی نشانه‌ای برمی‌داریم تا شاید به هنگام کشف هدف زندگی‌مان به کارمان بیایید.

اما در حقیقت، تنها کاری که می‌کنیم این است که دور خودمان می‌چرخیم و زندگی‌مان را سرشار از شلوغی‌های بی‌پایان می‌کنیم. البته این مورد فقط محدود به زمان ما نمی‌شود. نگاهی به این اشعار بیندازید:

عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم  /  دوست در خانه و ما گرد جهان گردیدیم

خود سراپرده قدرش ز مکان بیرون بود /  آن که ما در طلبش جمله مکان گردیدیم (سعدی)

یا

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد  / وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است  / طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد (حافظ)

چه در گذشته و چه اکنون، ما در خارج از خودمان به دنبال چیزی می‌گردیم که در درونمان یافت می‌شود. به همین دلیل، سال‌ها سرگردانی و یک زندگی شلوغ را تحمل می‌کنیم تا اینکه بالاخره می‌فهمیم پاسخ درست، درون خودمان قرار دارد.

در واقع، هدفی که به دنبالش می‌گردیم همان کاری است که نمی‌توانیم انجام بدهیم و اگر انجام ندهیم حال بد و انرژی منفی ناشی از مقاومت در برابر این خواسته درونی، در تمام روزهای عمرمان ما را عذاب می‌دهد. پس، شاید بد نباشد، کمی ذهن شلوغ خودتان را سر و سامان بدهید و به دنبال این احساس درونی بگردید.

وقتی این هدف را پیدا کنید، وجودتان به طرز شگفت‌انگیزی از شلوغی رها می‌شود و شما فرصتی برای زندگی در آرامش و هدفمندی پیدا خواهید کرد.

free-your-mind

به خودتان ورای اهدافتان بنگرید

بسیاری از ما برای زندگی خود اهداف مشخصی تعیین کرده‌ایم و دوست داریم که به آنها برسیم. به همین دلیل برایشان برنامه‌ریزی می‌کنیم و قدم‌به‌قدم به سمتشان گام برمی‌داریم. این موضوع بسیار عالی است. اما چیزی در این میان وجود دارد که گاهی نادیده گرفته می‌شود و آن ماهیت ما بدون اهدافمان است.

اگر امروز، دلتان را به دریا بزنید و از جریان هدفمندی زندگی‌تان برای چند لحظه بیرون بیایید، خودتان را چگونه انسانی تعریف می‌کنید؟ چه کسی هستید؟اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم.

وقتی در زندگی هدفی را انتخاب می‌کنیم، درست مانند آن است که بلیط قطار سریع‌السیر به سمت یک مقصد دلنشین را می‌خریم و در یکی از صندلی‌های آن می‌نشینیم. در طول این سفر، ما مدام در حال نقشه کشیدن هستیم و سرمان با دنیای شلوغی که برای خودمان درست کرده‌ایم حسابی گرم است.

بنابراین، بدون توجه به منظره و ماجراهای بیرون از قطار، فقط انتظار لحظه‌ای را می‌کشیم که به مقصدمان می‌رسیم. در این میان، خودمان را از یاد می‌بریم، فرصت حضور در زندگی را فراموش می‌کنیم و بیش از اندازه با جزئیات درگیر می‌شویم. چون می‌ترسیم که اگر وقت خود را تلف کنیم، دیگران از ما سبقت بگیرند و به این ترتیب از گردونه رقابت و پیشرفت جا بمانیم.

با وجود آنکه شاید کمی نامعقول به نظر برسد، اما گاهی باید از این قطار پیاده شوید، اهدافتان را برای مدت کوتاهی به حال خودشان واگذار کنید و به درونتان بازگردید. بر خلاف آنچه که به نظر می‌آید، انجام دادن این کار، شما را اهدافتان دور نمی‌کند. بلکه با آزادسازی ذهن و وجودتان و دور شدن از تصویر اهدافتان می‌توانید از جایگاهی بالاتر و بهتر به آنها بنگرید. این فاصله به شما کمک می‌کند تا فرصت‌هایی که در پیرامونتان هستند را ببینید و از آنها در مسیر رسیدن به اهدافتان استفاده کنید.

یادتان باشد، در طول مدتی که از اهدافتان فاصله می‌گیرید، نباید هیچ هدفی را دنبال کنید. در واقع، «زندگی در بی‌هدفی» نکته اصلی این حرکت است. باید ذهنتان را آزاد بگذارید و بدون قضاوت به تماشای اندیشه‌های جاری در زندگی و ذهنتان بنشینید. اگر امکانش را دارید به یک سفر کوتاه بروید و چند روز را در این وضعیت زندگی کنید.

مراقبه و اختصاص دادن زمان برای تفکر هم ایده‌های بسیار خوبی برای سپری کردن روزهای بی‌هدفی به شمار می‌روند. در طول سفر یا در طی زمانی که بدون اهمیت دادن به اهدافتان زندگی می‌کنید نباید برای روزهایتان برنامه‌ای بریزید. اجازه بدهید آدم‌ها، رویدادها و هر چه در زندگی‌تان جریان دارد فرصتی برای حضور بدون برنامه در روزهایتان پیدا کند.

می‌توانید در طول این مدت از دیده‌ها، شنیده‌ها و تفکرات خودتان یادداشت برداری کنید. بسیاری از کسانی که این دوره‌های وقفه را به طور منظم در زندگی خود ایجاد می‌کنند، بعد از تجربه روزهای بی‌هدفی، با کوله‌باری از ایده و فکرهای ناب به مسیر اهداف خود باز می‌گردند.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/04/frequency-banner.gif

قانون ۲۰ / ۸۰ را در زندگی‌تان پیاده کنید

یکی از راه‌های جالب و کاربردی برای حذف شلوغی از زندگی، استفاده از قانون معروف «پارتو» یا ۲۰ / ۸۰ است. بر اساس این قانون، تنها ۲۰ درصد از هر چیزی به طور مستقیم در زندگی شما تاثیر می‌گذارد. ۸۰ درصد باقی‌مانده اگر نگوییم بیهوده، بسیار کم‌اثر هستند. سعی کنید امروز قانون پارتو را در زندگی، افکار و احساساتتان پیاده کنید.

افکار و احساسات خود را زیر نظر بگیرید. حتی اگر می‌توانید در طول یک روز کاغذ و قلمی را نزدیکتان نگه دارید و افکار غالبی که از ذهنتان می‌گذرند را روی آن یادداشت کنید. این افکار، همان ۲۰ درصد سرنوشت ساز فکری شما هستند. آیا ۲۰ درصد افکار شما مفید، سازنده یا قدرتمند به نظر می‌رسند؟

در حقیقت، چیزی که اکنون هستید در نتیجه تاثیر مستقیم همین افکار شکل گرفته است. اگر از آنها راضی نیستید و می‌خواهید تغییرشان دهید باید آنها را با افکاری قدرتمند، آرامش‌بخش، پیشرو و سازنده جایگزین کنید.

برای حذف شلوغی از زندگی، از دست چیزهای اضافه خلاص شوید

هر شیئی با خودش خاطرات، احساسات و افکار گوناگون را حمل می‌کند. نگاهی به اطرافتان بیندازید. آیا پیرامون شما هم با اشیا یا وسایلی پر شده است که نمی‌دانید چرا هنوز در کنارتان هستند؟ یا بدتر از آن، چیزهایی را دور خودتان جمع کرده‌اید که برایتان یادآور خاطرات تلخ و دردآور هستند؟ راه خلاصی از این خاطرات و حذف شلوغی از زندگی در یک کارتن کوچک، خلاصه می‌شود.

تنها کاری که باید بکنید این است که یک کارتن خالی بیاورید و بدون دلسوزی، تمام این وسایل را درون آن بریزید و سپس به بیرون از زندگی‌تان انتقال دهید. شاید ترجیح می‌دهید که این وسایل را جایی در انبار نگه دارید. در آن صورت باید به شما بگوییم که اوضاعتان هیچ تغییری نخواهد کرد. چون شما باز هم جایی از ذهن، قلب و خانه‌تان را به این وسایل اختصاص داده‌اید.

برای رهایی از این ماجرا باید واقعا از دست این وسایل خلاص شوید؛ مثلا آنها را دور بیندازید، به کسی یا سازمانی ببخشید و خلاصه هر کاری که می‌توانید بکنید تا دیگر بار خاطرات آنها را به دوش نکشید.

این خالی کردن فضاها فقط محدود به لوازم زندگی نمی‌شود. شما باید این پاکسازی را روی افرادی که در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنید، آهنگ‌هایی که گوش می‌دهید، کتاب‌هایی که می‌خوانید، مکان‌هایی که می‌روید، افرادی که در زندگی‌تان هستند، تمام اخطارها و اپلیکیشن‌های اضافی و به دردنخور تلفن همراهتان، تمام فایل‌ها، فیلم‌ها و اسناد آزار دهنده و اضافی کامپیوترتان هم عملی کنید.

شاید این کار وقت زیادی را از شما بگیرد. چون باید دوباره سری به تمام خاطرات، احساسات و اشیای خاک خورده زندگی‌تان بزنید. اما وقتی این فرایند به انتها می‌رسد، احساسی فوق‌العاده تمام وجودتان را دربرمی‌گیرد. شما با حذف شلوغی از زندگی خود، آسودگی و آرامش خیال را وارد روزهای عمرتان می‌کنید.

نگاهی دوباره به داستان‌های زندگی‌تان بیندازید

هر کدام از ما در ذهن و برای زندگی‌مان داستان‌هایی داریم. این داستان‌ها همان باورها، امیدها و ایمانی هستند که یک‌به‌یک سر از روزگارمان درمی‌آورند و به آن جهت می‌دهند. اگر این داستان‌ها مثبت، قدرتمند و پر از انرژی باشند، زندگی‌مان را می‌سازند و آرزوهایمان را به اهدافی دست‌یافتنی تبدیل می‌کنند.

اما اگر داستان‌هایی که برای خودمان تعریف می‌کنیم، منفی، سرشار از غرولند، گله، شکایت، جدایی و ماجراهای غم‌انگیز باشند، نه تنها به هیچ یک از اهدافمان نمی‌رسیم بلکه با دستان خودمان زندگی‌ و ذهنمان را سرشار شلوغی، بی‌نظمی و بدبختی می‌کنیم.  

ما، یگانه قهرمان داستان‌های خوب و بدی هستیم که برای خودمان تعریف می‌کنیم. گاهی در میان ماجراهای داستانمان، قهرمان خود را به طرز معجزه‌آسایی از میان فقر و فلاکت بیرون می‌کشیم و هنگامی که هیچ راهی دیده نمی‌شود از میان بی‌راهه‌ها مسیری مستقیم و هموار به سمت آرامش و سکون می‌گشاییم. گاهی هم برای قهرمان داستانمان بی‌وقفه بدبیاری و مشکلات می‌نویسیم و تمام راه‌های نجات را به بیراهه‌هایی ابدی ختم می‌کنیم.

شاید ماجرا کمی عجیب به نظر برسد اما در حقیقت، این خود ما هستیم که قدم به قدم زندگی‌مان را می‌سازیم. تا زمانی که به این موضوع باور نداشته باشیم، قهرمان داستان ذهن و زندگی‌مان، فردی بیچاره، فقیر و غمگین خواهد بود. اما وقتی این حقیقت بسیار ساده را بپذیریم، درب معجزه‌های باور نکردنی را به روی زندگی‌مان باز خواهیم کرد.

یادتان باشد، تمام دیالوگ‌هایی که قهرمان داستانتان با خودش تکرار می‌کند، گفتگوهای درونی خودتان هستند. وقتی این قهرمان مدام می‌گوید: «نمی‌توانم»، «می‌دانم که موفق نمی‌شوم»، «اوضاع خراب است»، «هیچ‌وقت چیزی درست نمی‌شود» و … حقیقت فعلی ماجرای ذهن شما را به تصویر می‌کشد.

اگر می‌خواهید زندگی‌تان تغییر کند باید زمان بگذارید و هر چه سریع‌تر دستی به سر و گوش داستان‌هایی که برای خودتان تعریف می‌کنید و دیالوگ‌هایی که در میان ماجراهای آن رد و بدل می‌شوند بکشید. شما نویسنده، کارگردان، تهیه کننده و تنها بازیگر داستان زندگی خودتان هستید. آن را به شکلی بنویسید که از تماشای ثانیه به ثانیه آن نهایت لذت را ببرید.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

همان طور که به شلوغی عادت کرده‌اید با سادگی هم خو خواهید گرفت

از نظر برخی از مردم، زندگی کردن در دنیای شلوغ خودشان بسیار لذت‌بخش است. اما این ماجرا چیزی جز یک سراب زیبا نیست. لطفا در نظر داشته باشید که منظور ما از «شلوغی» این نیست که از جامعه دوری کنید و به مکانی خالی از بشر بروید. بلکه منظور ما، شلوغی ذهن، افکار و احساسات است. یک نفر می‌تواند در شلوغ‌ترین جای مترو، درونی آرام و ساکن داشته باشد و در نقطه مقابل، فردی در ساکن‌ترین دریچه‌های دوردست هم سرشار از شلوغی باشد.

شلوغی درون، مسیر اندیشه را مسدود می‌کند. اما شلوغی بیرون، تا زمانی که به آن اجازه ندهید قدرتی برای تاثیرگذاری روی شما نخواهد داشت. شاید وقتی برای حذف شلوغی‌ از زندگی خود قدم برمی‌دارید، احساس عجیبی وجودتان را فرا بگیرد و حتی دچار دلهره شوید. اما این مورد چیزی طبیعی است.

در واقع، این احساس، واکنش ذهن شما به آرامش تازه‌ای است که برایش مهیا کرده‌اید. کم‌کم وقتی درونتان با این دنیای جدید آشنا شود، دیگر اجازه نمی‌دهد که هیچ شلوغی و هیاهویی سکون و نظم آن را به این سادگی برهم بریزد.

  • نظر شما چیست؟
  • اکنون، ذهن شما در چه حال و هوایی قرار دارد؟ در سکون و آرامش است یا سرشار از هیاهو و شلوغی؟

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *