انسان، موجودی هوشمند است. او تجربه‌ها را روی هم می‌گذارد، تحلیل می‌کند و چیزی جدید را می‌آفریند. اما بی‌انصافی است اگر هوش انسان را در محدوده اعداد و ارقام پایین نگه داریم. چون هوشمندی انسان، ابعاد مختلفی دارد. یکی از انواع هوش‌های بشری، هوش اجتماعی است. این هوش به کیفیت رابطه میان ما و تمام انسان‌های دیگر می‌پردازد؛ اینکه ما چه می‌کنیم، روی چه حسابی بین افراد، خط می‌کشیم و … .

در این گفتار به «همدلی» و دایره‌ آن که یکی از جالب‌ترین بخش‌های هوش اجتماعی می‌پردازیم، فایده‌ها و ضررهای آن را موشکافی می‌کنیم و نگاهی عمیق‌تر به آن می‌اندازیم. با ما همراه باشید.

تنها دست‌آورد سودآور ما این است که درخت جهانی انسانیت را به سمتی خم کنیم که بهترین وضعیت را برای تولید ثمره‌ای خوب داشته باشد.

Andrew-Carnegie

اندرو کارنگی، کارآفرین و تاجر بزرگ آمریکایی

» ماجرای دایره همدلی چیست؟

«ویلیام گلسر» در کتاب «تئوری انتخاب» به یک نکته مهم اشاره می‌کند و آن این است که هر کدام از آدم‌های روی زمین با وجود زندگی کردن روی یک کره خاکی، به طور همزمان در دنیاهای ویژه خودشان هم زندگی می‌کنند. ما در این دنیاهای درونی، از قانون‌های خودمان پیروی می‌کنیم و تعریفی ویژه از خوب یا بد بودن داریم. یکی از بخش‌های جالب در این دنیای درونی، خط‌هایی است که با هدف مشخص کردن مرزبندی میان آدم‌ها رسم می‌کنیم.

«یرون لنیر» نویسنده کتاب «شما یک ابزار نیستید» نام این خط‌کشی درونی را «دایره همدلی» گذاشته است. البته شما مجبور نیستید از این نام پیروی کنید. پس از خواندن مقاله و درک این مفهوم، هر نامی که دوست داشتید روی آن بگذارید. چون شما صاحب این خط‌های درونی هستید و در دنیای درونتان حرف اول و آخر را خودتان می‌زنید.

اما بیایید کمی روی این موضوع دقیق‌تر شویم. با هم گفتیم که دایره همدلی، یک مرز درونی ناپیدا است که با قوانین ذهنی ما مدیریت می‌شود. این دایره، میزان و وسعت اهمیت ما به کسانی جز خودمان را نشان می‌دهد.

به این ترتیب، فقط کسانی که مجوز ورود به این دایره را از قلب ما گرفته باشند، می‌توانند وارد آن شوند. تمام افراد خارج از این دایره، برای ما اهمیت چندانی ندارند. منظور از «چندان اهمیت نداشتن» در این است که ما حاضر نیستیم برای شادی، سلامتی و آرامش آنها، شادی، سلامتی و آرامش خودمان را به خطر بیندازیم.

 اما این ماجرا برای کسانی که داخل دایره همدلی ما قرار دارند از زمین تا آسمان فرق می‌کند. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم. برای بسیاری از انسان‌ها، اعضای خانواده جزو ابدی این دایره همدلی به شمار می‌روند. به همین دلیل است که حاضر هستیم برای خانواده‌مان هر کاری بکنیم و حتی از جانمان هم بگذریم.

» آیا وسعت دایره همدلی ثابت است؟

هر کدام از ما به هنگام تولد با وسعت کوچکی از دایره همدلی پا به این دنیا می‌گذاریم. بخشی از این ماجرا به دلیل شکل نگرفتن درست و حسابی دنیای درونی‌مان است. به همین دلیل در آغاز، دایره‌مان آن‌قدر کوچک است که فقط خودمان در آن جای می‌گیریم. کم‌کم یاد می‌گیریم که افراد دیگری را به این دایره راه بدهیم.

مادرمان، اولین کسی است که پایش را دایره تنگ و کوچک ما می‌گذارد. او کسی است که حتی اگر دعوتش هم نکنیم، راهی برای ورود به این دایره پیدا می‌کند. پس از آن نوبت به پدرمان می‌رسد و به دنبال او افراد دیگری هم یک به یک وارد این دایره می‌شوند. همگام با افزایش تجربه‌مان در زندگی، یاد می‌گیریم که این دایره جای هر کسی نیست.

بنابراین، شاید برخی از دوستانمان را از آن دایره بیرون کنیم یا برای افرادی که خارج از این دایره ایستاده‌اند قوانین سفت و سختی را در نظر بگیریم. گذر زمان، آشنا شدن با ماجراهای جدید و افزایش عمق تفکر می‌تواند این دایره را گسترده‌تر کند. اما همیشه محدودیتی برای آن وجود دارد. در واقع، همیشه افرادی هستند که هرگز راهی برای ورود به این دایره یا خروج از آن پیدا نمی‌کنند.

درک این مرزبندی درونی به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از رفتار خودمان و حتی برخی از آدم‌ها داشته باشیم. آن هنگام است که می‌فهمیم چرا عده‌ای به راحتی از کنار یک انسان یا حیوان زخمی رد می‌شوند، چرا محبتشان را از عده‌ای دریغ می‌کنند و چرا بی‌حد و حساب به عده‌ای دیگر عشق می‌ورزند.

» یک دایره با هزارتویی بی‌انتها

نباید تصور کنید که دایره درونی شما چیزی ساده است که فقط میان افراد مختلف، خط‌کشی‌هایی را انجام می‌دهد. دایره همدلی شما یک مرز گسترده است که دایره‌های درونی فراوانی در آن پیچ و تاب خورده‌اند. اجازه بدهید با چند مثال، این موضوع را روشن‌تر کنیم:

  • دایره دوستان
  • هم‌کلاسی، هم‌رشته‌ای و هم‌دانشگاهی
  • افراد هم‌مدرکی!
  • دایره افرادی که با شما همکار یا هم‌صنف هستند یا در زمینه کاری شما فعالیت می‌کنند
  • افراد هم‌فکر
  • افراد هم‌وزن
  • افرادی که هم‌کیش و آیین شما هستند
  • افرادی که از نظر سلامتی و وضعیت جسمی مثل شما هستند
  • افراد هم‌زبان و هم‌وطن
  • افرادی که با قانون‌ها و استانداردهای درونی شما همسو هستند
  • افرادی که مثل شما عاشق یک نوع یا تنوع ویژه‌ای از خوردنی‌ها هستند
  • و …

هیچ دو دایره همدلی در جهان وجود ندارند که دقیقا مثل هم باشند. چون انسان‌ها حتی با وجود شباهت‌های فراوان، در ظرافت‌های خاصی با هم تفاوت دارند. مثلا برخی از این دایره‌ها ساده و برخی پیچیده‌تر هستند. تنها نقطه مشترک در این ماجرا، وجود دایره همدلی در دنیای درونی ما است.

» دایره خوب، دایره بد!

ما انسان‌ها دوست داریم هر چیزی را در دو دسته‌بندی خوب‌ها و بدها قرار دهیم. چون این موضوع، زحمت تحلیل کردن را از ذهنمان برمی‌دارد و تکلیف آن ماجرای جدید را یکسره می‌کند. این موضوع در مورد دایره‌های همدلی هم صدق می‌کند. ما دوست داریم نمونه‌ای از یک دایره همدلی خوب داشته باشیم تا مثل آن عمل کنیم یا برعکس، نمونه‌ای از یک دایره همدلی بد داشته باشیم تا آن را به عنوان درس عبرت، جلوی دیدگانمان قرار دهیم. با این حساب و در نگاه اول، می‌توان دو نوع دایره همدلی خوب و بد را معرفی کرد:

  • دایره بد

این دایره، چیزی شبیه به همان دایره کوچک و تنگی است که به هنگام فرود روی زمین در جیب ذهنمان وجود داشت. اگر این دایره در دوران بزرگسالی هم به همان تنگی و کوچکی دوران نوزادی‌مان باقی بماند، نمونه‌ای بسیار بد را به نمایش می‌گذارد.

چون در این صورت به کسی تبدیل می‌شویم که ذره‌ای ترحم، محبت و عشق نسبت به هیچ چیزی ندارد. نه به انسان‌ها عشق می‌ورزد، نه حیوانات؛ نه از وزیدن باد خوشحال می‌شود و نه باریدن باران بهاری دلش را نرم می‌کند. دنیای او محدود به خودش است. گاهی این محدوده آن‌قدر تنگ می‌شود که دیگر خودش هم در آن جای نمی‌گیرد. اینجا است که می‌بینیم بعضی از مردم، ناغافل دست به کار عجیبی می‌زنند و با حذف کردن خودشان از این دنیا، دایره همدلی‌شان را نابود می‌کنند.

  • دایره خوب

این دایره‌، مرزی بی‌نهایت است که به اندازه تمام انسان‌ها، حیوانات و در کل، تمام جهان گنجایش دارد. مشکل این دایره گسترده در آن است که قانون‌های ریز و درشت جهان را نقض می‌کند. مثلا موجوداتی که در این دایره قرار دارند، حق ندارند حتی به قیمت جان خودشان، جان جانور دیگری را بگیرند.

در نتیجه، این دایره بعد از مدت کوتاهی خودبه‌خود از بین می‌رود. چون هیچ مرغی نمی‌تواند با کشتن یک گیاه، دانه‌های آن را بخورد و هیچ روباه یا انسانی نمی‌تواند مرغ را بخورد. اگر این موضوع را در مورد سایر جانوران و گیاهان مورد بررسی قرار دهیم می‌بینیم که این دایره خوب، چندان هم خوب نیست! چون یک سیستم خودنابودگری به شکلی مهربانانه روی آن نصب شده است.

نه تنها دایره همدلی، بلکه تمام چیزهای جهان، آن‌قدر ساده نیستند که بتوانیم آنها را در قالب دو واژه «خوب» و «بد» تقسیم‌بندی کنیم. این مرز درونی نباید آن‌قدر کوچک باشد که حتی خودمان هم در آن چیزی اضافی به نظر برسیم و نه آن‌قدر بزرگ که تعادل طبیعی را بر هم بزند. در حقیقت، اینکه دایره درونی شما باید چه اندازه‌ای داشته باشد بستگی مستقیمی به سبک تفکر، نوع نگرش و شخصیت‌تان دارد.

 

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/08/shadi-product.gif

» مشکلاتی که دایره همدلی برای ما به وجود می‌آورد

با وجود آنکه در نگاه نخست، این مرزبندی درونی چیزی مثبت و پسندیده به نظر می‌رسد اما می‌تواند زمینه‌ساز ماجراهای پیچیده‌ای در زندگی ما و اطرافیانمان شود. به چند مورد از این پیچیدگی‌ها توجه کنید:

  • اندازه‌های متفاوت دایره‌ها

اولین مشکل، گستره متفاوت این دایره‌های درونی است. وقتی دو نفر در یک جمع – خانوادگی، دوستانه و حتی بزرگ‌تر در حد یک کشور – دایره‌های درونی با ابعاد بسیار متفاوتی داشته باشند، احتمال ایجاد تفاهم در میانشان کاهش می‌یابد. کسی که دایره درونی کوچک‌تری دارد افراد و گروه‌های کمتری را در قلب خود جای می‌دهد اما در نقطه مقابل کسی که دایره بزرگ‌تری دارد جمعیت بیشتری از انسان‌ها، جانوران و گیاهان را دوست دارد و با آنها احساس همدلی می‌کند.

کسی که دایره همدلی کوچک‌تری دارد درک نمی‌کند که چرا طرف مقابلش برای کمک به افراد محروم، خودش را به آب و آتش می‌زند یا اینکه چرا در نظم طبیعت دخالت می‌کند و برای سگ و گربه‌های خیابانی آب و غذا می‌خرد. طرف مقابلش هم درک نمی‌کند که چرا او نسبت به محیط اطرافش بی‌تفاوت است و قدمی برای بهتر کردن دنیایی که در آن زندگی می‌کند برنمی‌دارد.

 این اختلاف‌ها شوخی بردار نیستند. حالا جای این دو آدم معمولی را با دو فرد بسیار قدرتمند – مثلا رئیس جمهور دو کشور – عوض کنید. می‌بینید؟ اختلاف در دایره همدلی می‌تواند ابعاد بسیار گسترده‌تری پیدا کند.

رئیس جمهوری که دایره همدلی کوچکی دارد، افراد فقیر جامعه‌اش را جزو مردمش حساب نمی‌کند، او به سوراخ لایه اوزون کوچک‌ترین اهمیتی نمی‌دهد، از آلود کردن آب‌های جهان هیچ ابایی ندارد و زباله‌های هسته‌ای‌اش را در خاک کشورهای دیگر خالی می‌کند. از نظر او آوارگان کشورهای جنگ‌زده فقط زحمتی بر دوش او و دولتش هستند.

در نقطه مقابل، رئیس جمهوری که دایره همدلی بزرگ‌تری دارد به داد مردم فقیر کشورش می‌رسد، روی آبادانی همه بخش‌های کشورش تمرکز می‌کند، برای حفاظت از محیط زیست قدم‌های بزرگی برمی‌دارد و تا جایی که بتواند و آرامش مردمش بر هم نخورد، به سایر مردم جهان هم کمک می‌کند. در حقیقت، هر دایره یک نگرش است و هر نگرش، دیر یا زود به یک اقدام تبدیل می‌شود. بنابراین، نباید کوچک یا بزرگ بودن دایره همدلی را دست‌کم بگیریم.

چطور تیم برای یک کار بسازیم ؟

 

  • بزرگ‌تر کردن دایره همدلی سخت‌تر از کوچک‌ کردن آن است

تا جهان بوده و هست، ساختن و آباد کردن سخت‌تر از خرابی و نابود کردن است. شما می‌توانید فرد یا ماجرایی را از دایره همدلی خود بیرون کنید و دیگر به آنها و دغدغه‌هایشان نیندیشید. ذهنتان هم در این ماجرا به شما کمک می‌کند. چون او خوب می‌تواند آسمان و ریسمان را به هم ببافد و برای شما یک دوجین دلیل از آستینش بیرون بیاورد که بله! حق با شما است و اصلا کار خوبی کردید!

اما وقتی پای بزرگ‌تر کردن دایره همدلی به میدان باز می‌شود سختی کار، چهره خودش را نمایان می‌کند. چون بزرگ کردن سهم همدلی درونی به معنای تغییر نگرش، عمق بخشیدن به سطح تفکر و انجام رفتاری متفاوت است. هر کدام از این کارها به نوبه خود، یک تحول فردی در نظر گرفته می‌شوند.

  • می‌تواند بازیچه دست دیگران شود

رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با دست گذاشتن روی دایره همدلی کاربران، آنها را به سمت انجام یک کار برنامه‌ریزی شده سوق دهند. شاید شما هم مواردی از این دست را زیاد دیده باشید. مثلا یک کمپین برای حمایت از دلفین‌ها راه می‌افتد.

به دنبال این ماجرا طرفداران محیط زیست یا کسانی که دلفین‌ها را هم در دایره همدلی‌شان جای داده‌اند تحت تاثیر این کمپین قرار می‌گیرند و گوش به فرمان دستورهای آن کمپین می‌مانند. مشکل این ماجرا در آن است که می‌تواند به راحتی از یک ماجرای خوب و بشردوستانه به یک کلاه‌برداری بزرگ تبدیل شود و به روح و روان کاربران آسیب بزند.

» چه مفهوم‌هایی در دایره همدلی قرار می‌گیرند و به چه نتیجه‌هایی ختم می‌شوند؟

برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید ببینیم که «همدلی» در لغتنامه ذهن شما چه معنایی دارد؟ اگر همدلی را با مفهوم‌‌هایی چون «کمک کردن» یکی بدانید آنگاه سروکله مفهوم‌هایی همچون «فداکاری»، «محبت»، «عدالت» و مواردی از این دست در دایره درونی شما پیدا می‌شوند و به دنبال آن شیوه اقدام شما در شرایط مختلف هم دستخوش تغییر می‌شود.

اما اگر همدلی را با مفهومی همچون «دلسوزی» یکی بدانید، آنگاه امکان اینکه همدلی‌تان به یک اقدام ختم شود بسیار کاهش می‌یابد. چون تنها کاری که در شرایط بحرانی از دستتان برمی‌آید، نگاه کردن، آه کشیدن، افسوس خوردن و در موارد شدید، محکوم کردن یک رفتار خواهد بود! در حقیقت، معنایی که به این دایره می‌دهید، شکل دنیای شما را به نمایش می‌گذارد.

 

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

» دایره همدلی، دایره زندگی است

به قول «جان لاک»، پزشک و فیلسوف قرن ۱۷ میلادی، دانش هیچ انسانی نمی‌تواند فراتر از تجربیات خود قدم بگذارد. همه ما، اولین بار است که زندگی کردن را تجربه می‌کنیم. بنابراین، رفتارهایمان با خودمان، دیگران و جهان در بستری از آزمون و خطا به پیش می‌رود. البته در میان ما انسان‌های باهوش‌تری هم هستند که از تجربه دیگران برای تکرار نکردن یک اشتباه، نهایت بهره را می‌برند.

باید به احترام چنین انسان‌هایی کلاه از سر برداشت. چون آنها دری به سوی خردمندی و بیشتر زندگی کردن باز می‌کنند که روشنایی آن، مسیر زندگی دیگران را هم هویدا می‌کند. ماجرای ما و دایره همدلی‌مان هم با کمک تجربه‌هایی که شخصا به دست می‌آوریم یا از دیگران به امانت می‌گیریم شکل و شمایلی تازه‌تر به خود می‌گیرد.

به دنبال این ماجرا حتی شاید آن را از شکل یک دایره بیرون بیاوریم و بخش‌هایی را کوچک‌تر یا بزرگ‌تر کنیم. اما یادمان باشد که همدلی، زبانی جهانی است که مرزها را می‌شکفد و به عمق قلب دیگران راه پیدا می‌کند. به قول مولانا: «همدلی از هم‌زبانی بهتر است.»

more-reading

به اشتراک گذاری