خطاهای شناختی و ذهنی چیست؟

ذهن، نه دوست و نه دشمن ما است. در حقیقت، ذهن ما ابزاری بی‌نهایت هوشمند و قدرتمند است که بسته به شیوه استفاده ما در بازه‌ای از مثبت تا منفی، نوسان می‌کند. با این حساب، هر چقدر که در استفاده از این ابزار مهارت بیشتری دست بیاوریم، قدرت بیشتری برای کنترل کردن و به کار بستن آن در جهتی که دوست داریم پیدا خواهیم کرد. در این گفتار به سراغ چند مورد از خطاهای شناختی و تحریف‌های ذهنی می‌رویم و به نیمه تاریک ذهنمان نگاه می‌کنیم. اگر تصمیمتان برای ایجاد تغییر در زندگی‌تان جدی است، حتما تا پایان این گفتار با ما همراه باشید.

کسی که به بیرون نگاه می‌کند، رویاپردازی می‌کند. کسی که به درون نگاه می‌کند، بیدار می‌شود.

Carl-Jung

کارل یونگ

» از واقعیت تا خیال؛ حقیقت چه رنگی است؟

با وجود آنکه همه آدم‌ها روی یک کره خاکی به نام زمین زندگی می‌کنند اما هر کدام از آنها تصور منحصر به فردی از جهانشان دارند. این بدان معنا است که هر کدام از ما با جهان ذهنی خودمان زندگی می‌کنیم. بخش بسیار جالب این ماجرا تاثیر مستقیم و بی‌واسطه‌ای است که جهان ذهنی ما روی جهان بیرونی ما می‌گذارد.

گویا ما در ذهن خودمان در حال ساخت پیش‌پرده‌ای از جهان بیرونی‌مان هستیم. این شگفت‌انگیزترین بخش زندگی کردن به عنوان یک انسان است، چون از توانایی مستقیم ما در ساخت سرنوشتمان خبر می‌دهد. با این وجود باید مراقب تحریف‌های ذهنمان باشیم. چون جهان درونی ما بسته نیست و بی واسطه با جهان بیرونی‌مان در ارتباط است. به همین دلیل، گاهی برداشت ذهن ما از واقعیت با آنچه که واقعا اتفاق افتاده است از زمین تا آسمان تفاوت دارد. اجازه بدهید با چند مورد از این تحریف‌های ذهنی آشنا شویم.

» تحریف ذهنی تفکر مطلق؛ سفید یا سیاه!

این نوع از تفکر یا برداشت ذهنی، مثل یک خط‌کش به دنبال تقسیم‌بندی ماجراهای جهانی بیرونی ما به دو دسته خوب و بد است. این در حالی است که زندگی در یک طیف گسترده از ماجراها غرق شده است. به همین دلیل، در بیشتر موارد نمی‌توان مرز مشخصی میان خوب یا بد بودن ماجراها کشید.

از طرفی، گاهی خوب از نظر ما، بد از نظر دیگری است. دنبال کردن این سبک تفکر و اسیر شدن در این دام ذهنی، ما را از تماشای واقعیت چیزهایی که در اطرافمان حضور دارند محروم می‌کند. بسیاری از جمله‌های منفی یا برچسب‌هایی که به خودمان نسبت می‌دهیم هم در همین دسته قرار می‌گیرند و شکل تحریف شده‌ای از واقعیت را به نمایش می‌گذارند؛ مثلا:

  • هیچ کس به من اعتماد نمی‌کنه
  • اصلا شانس ندارم
  • می‌دونستم اینطوری میشه!
  • همیشه این اتفاق برای من میوفته…
  • هیچ وقت به هدفم نمی‌رسم!

» چگونه از دست تفکر مطلق خلاص شویم؟

بهترین راه برای خلاص شدن از دست تفکر مطلق، فکر کردن به نیمه دیگر ماجرا است. در حقیقت،  اشتباه ما این است که فکر می‌کنیم جهان فقط در یک بُعد، آن هم در خلاف جهت خوشی ما در حال حرکت است. این در حالی است که محدوده رخ دادن اتفاق‌های خوب، توسط ذهن خودمان تعیین می‌شود.

 بنابراین، هر وقت چنین انحراف ذهنی به سراغمان آمد باید به یاد بیاوریم که می‌توانیم آینده خودمان را با تغییری که در تفکر امروزمان ایجاد می‌کنیم به شکل دیگری رقم بزنیم. وقتی می‌توانیم یک بهشت را روی زمین بسازیم چرا با فکر کردن به چیزهای ناخوشایند، ابرهای سرگردان ناخوشی‌ها را به سمت خودمان جذب کنیم؟

تحریف ذهنی پیشگویی آینده؛ قضاوت کردن در مورد ماجرایی که هنوز رخ نداده است

بسیاری از ما در این زمینه، دستی بر آتش داریم. کافی است دری به تخته بخورد و کسی از ما در مورد چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده است سوالی بپرسد. آنجا است که بدون داشتن درک درستی از ماجرا لب به سخن می‌گشاییم و آینده آن ماجرا را موبه‌مو توضیح می‌دهیم. گویی که انگار همین چند لحظه پیش با ماشین زمان از آینده آمده‌ایم و با چشم خودمان عاقبت آن ماجرا را دیده‌ایم.

 در حقیقت، مشکل اصلی این روش، پیشگویی کردن آینده نیست، بلکه نگاه منفی به ماجرایی است که هنوز رخ نداده است. به یاد داشته باشید که ذهن ما در حالت طبیعی، به سمت منفی ماجراها تمایل دارد. چون با استفاده از این روش می‌تواند خودش را برای مقابله با بدترین موقعیت‌ها آماده کند. مثلا:

  • مطمئنم که آدمی مثل من رو استخدام نمی‌کنن!
  • من میدونم که امسال هم قبول نمیشم!
  • این روش جواب نمیده! حالا هی امتحان کنین!
  • و …

مشکل اینجا است که در زندگی فعلی‌مان چندان به این گزینه نیاز نداریم و بیشتر از همه تشنه نگاه مثبت به آینده هستیم.

» چگونه راه را بر پیشگویی منفی آینده ببندیم؟

نکته قابل توجهی که در پیشگویی آینده وجود دارد، گستردگی تاثیر آن روی آینده واقعی ما است. در  حقیقت، اگر جلوی این شیوه منفی تفکر را نگیریم، ممکن است آینده‌ای که از آن وحشت داریم را واقعا به زندگی خودمان جذب کنیم. خوشبختانه راه مقابله با این تحریف ذهنی بسیار ساده است.

فقط باید در خلاف جهت فکرهای منفی خودمان قدم برداریم، در انتظار دیدن بهترین رویدادها باشیم و حتی به اندازه یک سر سوزن هم به فکرهای منفی‌مان بها ندهیم. تنها در این صورت است که می‌توانیم از دل ویرانه‌هایی که در حال ساختشان هستیم، میانبری به سمت زندگی رویایی و واقعی‌مان در آینده بزنیم.

خودتان را از بردگی ذهنی رها کنید. هیچ‌کس جز خودتان نمی‌تواند ذهن‌تان را آزاد کند.

Marcus-Garvey

مارکوس گاروی، نویسنده

» تحریف ذهنیِ نگاه به جهان با عینک دودی

همان‌طور که کمی قبل با هم گفتیم، ذهن ما تمایل دارد از جنبه منفی یک ماجرا به آن نگاه کند. گاهی این ویژگی چنان در زندگی ما پررنگ می‌شود که ناغافل به خودمان می‌آییم و می‌بینیم که در دنیای پیرامونمان به جز رنگ سیاه چیز دیگری دیده نمی‌شود. به زبان ساده، هر طرف که چشم می‌گردانیم بدی، زشتی، ناامیدی، قحطی و انواع مختلف فقر برای خودشان وول می‌خورد.

در آن هنگام چشم ما توانایی دیدن روشنایی، زیبایی، آرامش، برکت و امید را از دست می‌دهد. بدون شک، در این هنگام، درک ما از پیرامونمان دستخوش بازی ناخوشایندی می‌شود که ذهن منفی بافمان برایمان تدارک دیده است!

» چگونه نگاهمان به جهان را رنگی‌تر کنیم؟

بهترین و سرراست‌ترین روش برای تغییر نگاه به جهان، سپاسگزاری کردن است. برای آشناتر شدن با این شیوه کاربردی که در طول قرن‌ها، امتحان خود را پس داده است به مقاله «نقش شکرگزاری در موفقیت» سر بزنید.

  • تحریف ذهنی سوزاندن تر و خشک با هم

در این نوع تحریف ذهنی، ما یک چیز ناخوشایند را به عنوان الگو انتخاب می‌کنیم و سپس همه چیزهایی که در پیرامونمان می‌بینیم را در قالب این الگو جا می‌زنیم؛ مثلا اگر کسی در یک شهر با ما رفتار بدی داشته است تمام مردم آن شهر را به بد رفتاری و بد اخلاق بودن متهم می‌کنیم. اجازه بدهید به چند مورد دیگر از این ماجرا اشاره کنیم:

  • همیشه اولین امتحان رو خراب می‌کنم!
  • همه با من این مدلی رفتار می‌کنن…
  • هر جا شانس بد وجود داشته باشه، منم اونجا هستم!
  • همه راه‌ها به روی من بسته است…
  • و ….

» چگونه شعله تحریف ذهنی سوزاندن تر و خشک را کم کنیم؟

برای رسیدن به این هدف، باید یاد بگیریم که به نیمه پر لیوان نگاه کنیم و با دیدن یک موضوع استرس‌آور یا ناخوشایند، نگاهمان به تمام زندگی را سرشار از نیروهای منفی نکنیم. بهترین تمرین برای رهایی از این موضوع، خودآگاهی و سپاسگزاری کردن است. سپاسگزاری کردن، میزان نیروهای مثبتی که در زندگی‌مان وجود دارند را افزایش می‌دهد و خودآگاهی، ما را گوش به زنگ نگه می‌دارد تا اگر ناخواسته به سمت چنین افکاری قدم برداشتیم مسیرمان را تغییر دهیم.

  • تحریف ذهنی خواندن فکر دیگران

هیچ‌کس روی کره زمین نمی‌تواند ادعا کند که توانایی خواندن ذهن دیگران را به دست آورده است. در بهترین حالت، ما می‌توانیم از روی رفتارهایی که می‌بینیم، حدس‌هایی در مورد شیوه تفکر فرد مقابلمان بزنیم. حتی در آن صورت هم احتمال خطا بسیار بالا است. معمولا وقتی از نظر ذهنی دچار فشار هستیم و از طرفی به دلیل‌های ریز و درشت، نمی‌توانیم به طور مستقیم با فرد مورد نظرمان رک و پوست کنده صحبت کنیم، تمام تلاشمان را به کار می‌گیریم تا با حدس و گمان‌هایی که در مورد شیوه تفکر او می‌زنیم، خودمان را برای موقعیت ناشناخته پیش‌رو آماده کنیم. به این نمونه‌ها توجه کنید:

  • قشنگ از چشماش می‌خونم که می‌خواد پروژه منو رد کنه!
  • من می‌دونم! اون فکر می‍کنه من یه آدم تنبلم!
  • اون فکر می‌کنه من از موقعیت‌های جدید فرار می‌کنم! به زبون نمیاره اما من می‌دونم!
  • و …

» چگونه دست از تلاش برای خواندن ذهن دیگران برداریم؟

شاید بهترین راه برای این کار، تلاش برای داشتن دیدی مثبت به ماجراهایی است که هنوز رخ نداده‌اند یا واکنش‌هایی است که هنوز واقعا در موردشان چیزی نمی‌دانیم. در این جور مواقع، داشتن تکه کلام‌هایی مانند: «خیر است» یا مواردی از این دست، برای ذهن ما نقش یک تلنگر را بازی می‌کنند تا به خودمان بیاییم و دست از منفی‌بافی برداریم.

  • تحریف ذهنی گره زدن شرایط بیرونی به احساس درونی‌مان

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که قبل از آغاز یک کار، ملاقات با یک آدم یا حضور در یک مکان، استرس زیادی را از سر می‌گذرانید یا حتی فراتر از تصورتان احساس خوبی را تجربه می‌کنید. در این جور مواقع که شعله احساستان بسیار پر زورتر از عقل و منطقتان است، این خطای ذهنی وجود دارد که احساستان را به حقیقت آن موقعیت یا فرد، نسبت بدهید. اجازه بدهید با زدن چند مثال، این ماجرا را روشن‌تر کنیم:

  • برای این کار خیلی ذوق دارم! می‌دونم که کار خوبی از آب در میاد!
  • اصلا خوب نیست! احساس می‌کنم این پروژه قراره با سر به زمین بخوره!
  • حس خوبی نسبت به این سهم ندارم! دلم می‌خواد زودتر از دستش راحت بشم!
  • و …

» چگونه احساسمان را به شرایط گره نزنیم؟

پیشنهاد ما این است که احساستان را عوض کنید، آن هم از طریق تغییر دادن نوع نگاهتان به پیرامونتان. چیزهای زیادی می‌توانند این کار را برای شما انجام دهند؛ مثلا به دست آوردن اطلاعات بیشتر و عمیق‌تر، مشورت کردن و حتی سپاسگزاری کردن هم می‌تواند راهگشا باشد.

  • تحریف ذهنیِ کشیدن خط و نشان برای خودتان و دیگران

گاهی میان تصور ما از زندگی و چیزی که واقعا وجود دارد تفاوت از زمین تا آسمان است. در این جور مواقع، ما بر اساس درک ناکافی‌مان برای خودمان و دیگران خط و نشان‌هایی می‌کشیم و قانون‌هایی را در نظر می‌گیریم که نه تنها به ما هیچ کمکی نمی‌کنند بلکه اوضاع را غیر قابل تحمل و میانه ما را با دیگران شکراب می‌سازند!

حتی این امکان وجود دارد که در اثر این تحریف ذهنی، از دیگران توقع‌هایی بیش از اندازه داشته باشیم و در اثر برآورده نشدن آن توقع‌ها احساس شکست یا نادیده گرفته شدن را تجربه کنیم. اجازه بدهید با چند مثال ساده، این موضوع را روشن‌تر کنیم:

  • تو نباید این پروژه را برداری! چون من به برداشتن اون فکر کرده بودم!
  • همه باید من رو دوست داشته باشن. چون من یه آدم دوست‌داشتنی هستم.
  • من همیشه باید تو کارهام موفق بشم! شکست برام برابر با مرگ در اون کاره!
  • تو باید این کار رو تا فردا عصر تمام کنی! مهم نیست در این فاصله چه اتفاقی می‌افته!

» چگونه خودمان را از دست تحریف ذهنی خط و نشان کشیدن، نجات دهیم؟

برای رهایی از این ماجرا بهتر است به جای خط کشیدن برای خودتان و دیگران، مسیر درک کردن را پیش بگیرید. دوربین ذهنتان را به سمت دیگران بچرخانید و ماجرا را از نگاه آنها هم تماشا کنید. از طرفی، به خودتان هم بیشتر اهمیت بدهید. یادتان باشد، همیشه برنده شدن به معنای موفق بودن یا احساس موفقیت کردن نیست.

  • تحریف ذهنی برچسب زدن به دیگران

هر کدام از ما در هر روز از زندگی‌مان در حال برچسب زدن به خودمان و دیگران هستیم. متاسفانه، بیشتر این برچسب‌ها از نوع منفی هستند؛ یعنی ما به حق یا ناحق، دیگران و خودمان را لایق خطاب کردن با چند صفت منفی در نظر می‌گیریم. این در حالی است که در بیشتر موارد، چنین صفت‌هایی در ما وجود ندارند یا آن‌قدر کمرنگ هستند که می‌توانیم آنها را نادیده بگیریم؛ مثلا:

  • من آدم تنبلی هستم!
  • تو خیلی خودخواه هستی!
  • تیم مقابل ما خیلی ضعیفه!
  • و …

» چگونه دست از زدن برچسب به خودمان و دیگران برداریم؟

رسیدن به این گام و خلاص شدن از دست این عادت اخلاقی که بیشتر وقت‌ها از نوع منفی‌اش استفاده می‌کنیم به خودآگاهی، تلاش برای درک کردن دیگران و حتی گاهی سکوت کردن به جای حرف زدن نیاز دارد.

  • تحریف ذهنی یافتن متهم!

وقتی از زندگی خودمان راضی نیستیم یا فکر می‌کنیم لیاقتمان بالاتر از این حرف‌ها بوده است، از سر ناچاری به دنبال یک دیوار کوتاهتر از خودمان می‌گردیم تا کاسه کوزه‌ها را بر سرش بشکنیم! به این نمونه‌ها توجه کنید:

  • من توی اینکارم شکست خوردم به خاطر اینکه همش تقصیر تو بود!
  • اخلاق الان من دست خودم نیست. این ماجرا به دلیل تربیت خانوادگی منه و کاریش نمی‌تونم بکنم!
  • و …

ما به عنوان یک انسان از حق انتخاب برخوردار هستیم و نمی‌توانیم مسئولیت خود را بر دوش خدا یا طبیعت کنار بگذاریم.

Arnold-J.Toynbee

آرنولد جی. توینبی، مورخ قرن ۲۰
  •  

» چگونه تلاش برای یافتن متهم زندگی‌مان را متوقف کنیم؟

سرراست‌ترین راه برای این کار، پذیرفتن این حقیقت است که ما مسئول تمام ماجراهای ریز و درشت زندگی‌مان هستیم.

  • تحریف ذهنیِ بزرگ کردن ماجراها

در این تحریف ذهنی، ما نتیجه ماجرایی که رخ داده یا حتی هنوز رخ نداده است را چنان بزرگ جلوه می‌دهیم که فرسنگ‌ها از واقعیت فاصله می‌گیرد. اگر به انجام چنین کاری عادت کنیم، دیگران به این نتیجه می‌رسند که کمتر معاشرت کردن با ما یا نادیده گرفتنمان بهترین کاری است که می‌توانند برای نجات خودشان انجام دهند! به چند مورد از این شلوغ بازی‌ها توجه کنید:

  • اگر کنکورم را خراب کنم آینده‌ام از بین می‌رود!
  • اگر من را اخراج کنند هیچ شرکت دیگری من را استخدام نمی‌کند!
  • بعد از او دیگر نمی‌توانم به هیچ انسان دیگری اعتماد کنم!
  • و …

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

» چگونه دست از بزرگ کردن ماجراهای منفی کوچک و بی‌اهمیت برداریم؟

 پیشنهاد ما این است که به جای قضاوت کردن یا بزرگنمایی اتفاق‌های منفی، به دنبال درک حقیقت ماجرا باشید. نکته‌ای که می‌تواند در این مسیر به شما کمک بسیار بزرگی بکند، بیشتر گوش دادن، کنجکاو بودن و کمتر سخن گفتن است.

  • نظر شما چیست؟
  • کدام یک از تحریف‌های ذهنی نام برده شده در این مقاله برایتان آشنا هستند؟ آیا راه چاره‌ای که برای آن تحریف ذهنی پیشنهاد دادیم را راهگشا می‌دانید؟
به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *