پاکسازی ذهن از گذشته با چند تمرین ساده

تازه‌سازی ذهن، بیشتر از آنکه به فنون خاصی نیاز داشته باشد به تغییر رفتارهای ساده ما که بارها در طول زندگی خود انجامشان می‌دهیم بستگی پیدا می‌کند. وقتی بتوانیم رفتارهای به ظاهر خوبی را که در ورای خود به جسم و روح ما آسیب می‌زنند شناسایی کرده و آنها را با رفتارهای سالم‌تر جایگزین کنیم می‌توانیم به سادگی، ذهن خود را خالی کنیم.

زمانی که ذهن پاک باشد، لذت همچون سایه‌ای از راه می‌رسد که هرگز تو را رها نخواهد کرد. بودا

» شمشیر را از رو ببندید

یکی از دلیل‌های انباشتگی ذهنی، فرار از حل کردن مشکلاتی است که در زندگی‌تان ایجاد شده‌اند. فرقی نمی‌کند که شما دلیل به وجود آمدن آن مشکلات هستید یا دیگران باعث و بانی ایجاد آنها بوده‌اند. چون در هر صورت دانستن این موضوع، کمکی به حل آنها نمی‌کنند.

باید چشم خود را از روی مشکل بردارید و به دنبال پیدا کردن یک راه‌حل بگردید. بدون تردید سخن گفتن در مورد حل کردن مشکلات خیلی راحت‌تر از انجام آن است. شاید به همین دلیل برخی از ما به جای این کار مشکل را نادیده می‌گیریم یا حتی بدتر از آن، سعی می‌کنیم خودمان را با آن سازگار کنیم.

 یادتان باشد وقتی چیزی در زندگی آزارتان می‌دهد تنها گزینه پیش‌رویتان تغییر دادن آن است. اگر به دنبال گزینه‌های تقلبی مانند نادیده گرفتن، سازگار شدن یا حتی مجبور کردن خودتان به دوست داشتن آن شرایط جدید کنید، یعنی ذهن و روحتان را مجبور می‌کنید تا با عواقب دور زدن این مشکل کنار بیاید. در واقع، این کار باعث می‌‌شود که ذهنتان تحت فشار این مشکل حل نشده در محاصره افکار ناراحت کننده و حتی افسردگی قرار بگیرد.

» مبارزه کنید تا یاد بگیرید

گاهی افرادی را در پیرامون خود می‌بینیم که خیلی راحت مشکلات خود را حل می‌کنند. در آن هنگام با خودمان فکر می‌کنیم که چرا آنها می‌توانند ترس‌هایشان را کنار بگذارند اما ما نمی‌توانیم؟ در حقیقت، هرگز نمی‌توان ترس‌ها را کنار گذاشت.

تا لحظه‌ای که روی زمین زندگی می‌کنیم ترس‌هایمان نیز در هر قدم با ما هستند. تنها تفاوت ما با کسانی که به دل مشکلاتشان حمله می‌کنند در این است که آنها یاد گرفته‌اند حتی به هنگام ترس هم واکنش درستی از خودشان نشان دهند. اگر شما هم بخواهید می‌توانید به این سطح از پایداری ذهنی برسید.

برای این کار باید همچون مبارزی که قبل از مسابقه‌اش حسابی تمرین می‌کند، قبل از ایجاد مشکلات، آنها را شبیه‌سازی کرده و واکنش خودتان را اصلاح کنید. به این ترتیب می‌توانید به هنگام وقوع احتمالی آن چالش‌ها حتی با وجود ترسی که وجودتان را فرا گرفته واکنش درستی از خودتان نشان دهید.

» مدیریت زمان و انرژی را ترکیب کنید

بسیاری از ما هر روز با حجم زیادی از کارهای روزانه روبه‌رو می‌شویم. بخشی از این کارها مربوط به شغلمان و بخشی دیگر مربوط به زندگی شخصی‌مان هستند. هر روز هم با این امید کارهای خود را آغاز می‌کنیم که بتوانیم از پس انجام تمام آنها بربیاییم تا در پایان ماجرا به عملکرد خود افتخار کنیم.

اما در بیشتر موارد و برای بیشتر انسان‌ها این اتفاق نمی‌افتد. ما در عمل به برنامه روزانه خود شکست می‌خوریم. حتی گاهی برنامه‌های شخصی خودمان را فدا می‌کنیم تا بتوانیم برنامه‌های کاریمان را تمام کنیم. اما باز هم مشکل حل نمی‌شود. همین موضوع باعث می‌شود که روز تازه خود را با نگرانی‌ کارهای تلنبار شده از روز گذشته و این احساس که به جای جلو رفتن در حال درجا هستیم آغاز کنیم. نتیجه این ماجرا چیزی جز انباشتگی ذهنی نیست.

 گاهی خالی کردن ذهن فقط به در پیش گرفتن یک برنامه تازه نیازمند است. اگر روندی که برای انجام برنامه‌های خود در پیش گرفته‌اید شما را به هدفی که در ذهن دارید نمی‌رساند، باید به دنبال روش‌هایی بگردید که نتیجه بازی را به نفع شما تمام کند. گذشته از امتحان کردن روش‌های متفاوت برنامه‌ریزی و مدیریت زمان، شما باید انرژی خود را هم مدیریت کنید.

باید بفهمید که در چه ساعتی از شبانه روز انرژی درونی شما در نقطه اوج خود قرار دارد. چون وقتی جسم و ذهنتان در این اندازه از انرژی قرار می‌گیرد، خودبه‌خود بهره‌وری شما افزایش پیدا می‌کند. مثلا اگر قرار باشد کاری را در چهار ساعت انجام دهید با گنجاندن آن در ساعت‌هایی که سرشار از انرژی هستید می‌توانید انجام آن را به یک ساعت محدود کنید و آن را با کیفیت بالاتری به سرانجام برسانید. در حقیقت، وقتی مدیریت زمان و انرژی در کنار هم قرار می‌گیرند بهترین نتیجه را به دست می‌آورید.

» دست از سرزنش کردن خودتان بردارید

آسیب‌هایی که ما به خودمان می‌زنیم آثار بسیار عمیق‌تری نسبت به آسیب‌هایی دارند که از سوی دیگران بر ما وارد می‌شوند. چنین آسیب‌هایی نه تنها باعث انباشتگی ذهنی می‌شوند بلکه اعتماد به نفس، سرزندگی، عزت نفس، شادی و انگیزه را از ما می‌دزدند. متاسفانه ما سرزنش کردن خودمان را نه به علت مشکلات خیلی بزرگ بلکه به دلیل اشتباه‌های کوچکی که حتی در کنترل ما نبودند انجام می‌دهیم و تا مرز ناسزا گفتن و تحقیر خودمان پیش می‌رویم.

مثلا وقتی با وجود تلاش فراوان، نمی‌توانیم خودمان را با برنامه‌ای که برای روز خود در نظر گرفته بودیم هماهنگ بودیم، شروع به سرزنش خودمان می‌کنیم. غافل از آنکه حتی بزرگ‌ترین مدیران و حرفه‌ای‌ترین برنامه‌ریزها هم در برنامه خود با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شوند.

سعی نکنید کامل باشید. کمال‌گرایی نه یک ویژگی مثبت بلکه یک درگیری ذهنی است. به جای تمرکز روی کمال‌گرایی در این جستجو باشید که راه‌حل‌های تازه‌ای برای افزایش بهره‌وری خود پیدا کنید. در انتهای روز به جای سرزنش کردن به خودتان یک «خداقوت» بلند بگویید، در آینه به خودتان لبخند بزنید، برای خودتان یک استکان چای بریزید و از تلاشی که برای انجام کارها کرده‌اید قدردانی کنید.

مثل یک مربی که به بازیکن‌های خسته تیمش روحیه می‌دهد با خودتان رفتار کنید. این کارهای کوچک، مانند مرهمی جادویی برای روح خسته شما عمل می‌کنند و مسیری برای تازه‌سازی ذهنتان می‌گشایند. شما فوق‌العاده، دوست داشتنی، قوی و کوشا هستید. خودتان را دست‌کم نگیرید.  

» خودتان را به گذشته دور یا نزدیک گره نزنید

یکی از این عادت‌های منفی که به زمان حال و آینده ما آسیب می‌زند، برگشت زدن به گذشته و افسوس خوردن برای ماجرایی است که دیگر نمی‌توانید کاری برایش انجام دهید. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنم. تصور کنید شما قرار ملاقاتی با یکی از مشتری‌های مهمتان دارید و آن فرد خیلی به وقت‌شناسی معروف است.

بنابراین شما تصمیم می‌گیرید که وقت‌شناسی خود را نشان دهید و با این کار تاثیری مثبت در او باقی بگذارید. اما وقتی در مسیر رسیدن به قرار ملاقات هستید، ماشینتان پنچر می‌شود و دیر به قرار می‌رسید. ملاقات به هم می‌خورد و شما فرصتی مهم را از دست می‌دهید. این مورد به بهانه‌ای برای ذهنتان تبدیل می‌شود تا روزها به آن فکر کند و حتی سال‌ها بعد هم آن را به یاد بیاورد. به زبان ساده، ذهنتان به این انباشتگی عادت کرده و نمی‌خواهد ظرف خود را خالی کند.

در این جور مواقع، چاره‌ای ندارید جز اینکه خودتان ظرف ذهنتان را خالی کنید. برای این کار باید یقه ماجرای دیروز را رها کنید و اجازه بدهید که او در همان گذشته باقی بماند. البته قبل از این کار به دنبال جنبه‌های مثبت ماجرای دیروز و درس‌های نهفته در آن بگردید و آنها را برای خودتان بردارید. این کار باعث می‌شود که عادت جدیدی به نام «مثبت‌گرایی» را جایگزین افسوس خوردن به خاطر ماجراهای گذشته کنید و ظرف ذهنتان را خالی نگه دارید.

» تصمیم‌های خود را کِش ندهید

بهترین راه برای تازه‌سازی ذهن، جلوگیری از پُر شدن ظرف آن است. روشن کردن تکلیفمان با تصمیم‌هایی که باید آنها را بگیریم یکی از این موارد به شمار می‌رود. بسیاری از ما گرفتن تصمیم‌های مهم را به این بهانه که باید بیشتر در موردشان فکر کنیم به روزهای بعد می‌سپاریم. مشکل اینجا است که در روزهای بعد نیز دوباره همین بهانه را تحویل خودمان و دیگران می‌دهیم.

به این ترتیب، فرصت‌های ناب از دستمان می‌روند، ذهنمان در یک حالت آماده به کار باقی می‌ماند و ما به ترسی به نام «هراس از تصمیم‌گیری» عادت خواهیم کرد. حتی ممکن است به خاطر عقب انداختن تصمیم خود مجبور شویم آن را خیلی عجله‌ای و در شرایطی نامناسب بگیریم. در این صورت نتیجه کار به سود ما تمام نخواهد شد. حالا این پرسش به وجود می‌آید که چگونه می‌توان سرعت تصمیم‌گیری را افزایش داد؟ بیایید چند مورد را با هم بررسی کنیم:

  • برای تصمیم خود وقت بگذارید

با وجود آنکه هدف ما گرفتن تصمیم‌های سریع است اما نمی‌خواهیم با گرفتن تصمیم‌های عجولانه و بدون آگاهی، تحلیل و بررسی، خودمان را با پیامدهای منفی آن درگیر کنیم. پس در اولین قدم باید زمانی را برای خودتان خالی کنید و به دور از تاثیر عوامل حواس‌پرت کننده‌ای مانند گوشی موبایل، شبکه‌های اجتماعی و حتی حضور دیگران، بنشینید و در مورد احساس واقعی خود در مورد آن موضوع فکر کنید.

شاید برای گرفتن تصمیم بهتر نیاز داشته باشید که در این زمینه تحقیق کرده یا نظر افرادی که تجربه دارند را جویا شوید. اما تمام این کارها را در طول زمان کوتاهی انجام دهید.  

  • اهداف خود را مرور کنید

شما برای زندگی‌تان و بهتر شدن شرایطی که در آن هستید تلاش می‌کنید. بنابراین همیشه باید تصمیم‌های خود را از فیلتر اهدافی که برای زندگی‌تان دارید عبور دهید.

در این جور مواقع بهتر است خودتان را در چند سال آینده و در دو شرایط گوناگون تصور کنید. حالت اول مربوط به زمانی است که آن تصمیم را گرفته‌اید و حالت دوم به زمانی برمی‌گردد که بدون گرفتن این تصمیم سپری می‌کنید. حالا باید انتخاب کنید که از کدام آینده بیشتر خوشتان می‌آید. سپس به زمان حال بازگردید و تصمیم خود را بگیرید.

» پای خود را از روی پدال گاز بردارید

انسان‌های قرن ۲۱، فرزندان سرعت هستند. آنها می‌خواهند همه‌چیز خیلی سریع انجام شود. مثلا وقتی غذا سفارش می‌دهند خیلی زود به دستشان برسد، وقتی روی یک لینک کلیک می‌کنند، کمتر از یک ثانیه بالا بیاد، وقتی کوچک هستند می‌خواهند سریع بزرگ شوند و وقتی بزرگ هستند می‌خواهند زود موفق شوند.

این ماجرا به طور نامحسوس در تمام بخش‌های زندگی‌شان جاری است. به همین دلیل به جای تمرکز روی انجام یک کار، تمام کردن آن و آغاز کار بعدی، چند کار را با هم انجام می‌دهند تا بتوانند سریع‌تر به انتهای ماجرا برسند. شتاب برای رسیدن به چیزها، موقعیت‌ها، آدم‌ها و هر چیزی که فکرش را بکنید باعث می‌شود که ظرف ذهنتان به همان سرعت پر شود. سرعت زیاد شما را مجبور می‌کند که یک روند تکراری را در زندگی خود اجرا کنید.

بعضی از مردم وقتی با این شرایط روبه‌رو می‌شوند خودشان را با وعده‌هایی مانند: «در آینده اوضاع بهتر می‌شود» یا «این شرایط موقتی هستند و من فقط باید تحمل کنم» گول می‌زنند. اگر این وضعیت را ادامه دهید وقتی به خودتان می‌‌آیید که ذهن و جسمتان بیش از اندازه خسته و فرسوده شده است.

با وجود اینکه گاهی برای رسیدن به اهدافمان باید روی پدال گاز فشار وارد کنیم، اما در این میان باید زمانی را برای استراحت کردن در نظر بگیریم. این زمان به ما فرصت می‌دهد تا نگاهی به موقعیت فعلی، جایی که بودیم و جایی که می‌خواهیم به آن برسیم بیندازیم. شاید به این نتیجه برسیم که با سرعتی بسیار کمتر از این هم می‌توانیم به اهدافمان برسیم و در کنار آن از زندگی کردن و تجربه شادی‌های کوچک لذت ببریم.

» تجربه زندگی با ذهنی خالی و طبقه‌بندی شده

در ذهن هر کدام از ما فکرهای گوناگونی می‌آیند و می‌روند. گاهی ما با برخی از این افکار دوست می‌شویم. در این حالت، دو اتفاق می‌افتد؛ اگر حال‌وهوای آن افکار مثبت باشد، ما انرژی می‌گیریم و اگر منفی باشند بی‌انگیزه و خسته خواهیم شد. چه می‌شود اگر در ذهن خود به عنوان یک مسافر حضور داشته باشیم؟

اگر ذهن خود را جهان دیگری در نظر بگیریم و به افکارمان به عنوان مسافران دیگری که از کنارمان می‌گذرند نگاه کنیم، آن‌گاه نه از خوبی آنها خیلی شاد می‌شویم و نه با بدی‌شان اندوهگین. این وضعیت ذهنی، چیزی است که بسیاری از انسان‌های بزرگ تاریخ مثل «بودا» به آن دست یافته بودند و آن را تحسین می‌کردند.

شما هم می‌توانید با تمرین کردن و بیرون کشیدن خودتان از ذهنتان و نگاه کردن از بیرون به ماجراهای آن به نوعی عمیق از خودآگاهی برسید. در آن صورت نه تنها می‌توانید به راحتی ذهن خود را خالی کنید بلکه از قدم زدن در هوای تازه افکارتان لذت خواهید برد.

  • نظر شما چیست؟
  • آیا شما هم خاطراتی در گذشته دارید که ذهنتان به آنها گره خورده باشد؟ آیا برای باز کردن این گره کاری انجام داده‌اید؟

  1. منظور از تازه‌سازی ذهن چیست؟
  2. کار عمیق چیست؟
  3. هوش مالی
  4. قانون جذب
به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *