معماری انتخاب؛ راهکاری طلایی برای انتخاب‌های حرفه‌ای

چگونه انتخاب می‌کنید؟ چه استراتژی، راهکار یا ترفندی برای انتخاب کردن از میان گزینه‌های گوناگون دارید؟ آیا از انتخاب‌های خودتان احساس رضایت می‌کنید یا همیشه در حال افسوس خوردن به خاطر از دست دادن فرصت‌های بهتری که درست در چنگتان قرار داشتند هستید؟ انتخاب کردن ماجرای پیچیده‌ای است اما نه آن‌قدر پیچ در پیچ که چیزی از آن سر در نیاوریم یا راهی برای بهتر انتخاب کردن نداشته باشیم.

در این گفتار به سراغ «معماری انتخاب» می‌رویم، آن را از جنبه‌های گوناگون موشکافی می‌کنیم و در نهایت چند ابزار برای داشتن انتخاب‌های بهتر را به شما پیشنهاد می‌دهیم. اگر احساس می‌کنید که انتخاب‌های زندگی‌تان می‌توانند وضعیتی بسیار بهتر از اکنون داشته باشند، تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید.

ما به عنوان یک انسان از حق انتخاب برخوردار هستیم و نمی‌توانیم مسئولیت خود را بر دوش خدا یا طبیعت کنار بگذاریم.

Arnold-J.Toynbee

آرنولد جی. توینبی، مورخ قرن ۲۰

» معماری انتخاب چیست؟ مگر می‌توان انتخاب را معماری کرد؟

«معماری» را چگونه معنا می‌کنید؟ به زبان بسیار ساده و خودمانی می‌توان معماری را فرایندی دانست که در پی بر طرف کردن یک نیاز، سر از دنیای طراحی در می‌آورد چون دغدغه‌اش فقط برطرف کردن نیاز نیست. بلکه می‌خواهد بهترین گزینه را برای این ماجرا پیدا کند. انتخاب‌های ما هم چنین وضعیتی دارند. ما همیشه می‌توانیم به طور شانسی از میان گزینه‌هایی که پیش رویمان قرار دارند یکی را انتخاب کنیم و دردسر انتخاب کردن را از سرمان بگشاییم؛ اما ماجرا فقط برطرف شدن نیاز نیست.

 در این بین، کیفیت زندگی ما پس از آن انتخاب هم اهمیت پیدا می‌کند. چرا وقتی که می‌توانیم از میان عالی و عالی‌تر، دومی را انتخاب کنیم، خودمان را تا حد و اندازه «عالی» پایین بیاوریم؟ به همین دلیل ما به معماری انتخاب نیاز داریم تا بتوانیم کیفیت تصمیم‌گیری برای خودمان و تصمیم سازی برای دیگران را چند سر و گردن بهبود ببخشیم.

  • با دو دسته مهم معماری انتخاب آشنا شوید

می‌توان گفت که «معماری انتخاب» یا «Choice Architecture» به دو دسته مهم تقسیم می‌شود. بیایید آنها را با هم بررسی کنیم:

  1. معماری انتخاب خودمان

در این وضعیت ما باید لباس یک تصمیم گیرنده را بر تن کنیم. چون بالا برویم یا پایین بیاییم در هر صورت، راهی به جز انتخاب کردن از میان گزینه‌هایی که پیش رویمان وجود دارد نداریم. در این هنگام، پرسش‌هایی مانند زیر از پرده ذهنمان می‌گذرند:

  • چه گزینه‌هایی برای انتخاب کردن وجود دارند؟
  • چه تفاوتی میان این گزینه‌ها دیده می‌شوند؟
  • انتخاب هر کدام چه نتیجه‌ای را به دنبال دارند؟
  1. معماری انتخاب دیگران

نقش ما در زندگی فقط به حضور خودمان محدود نمی‌شود. ما به طور همزمان، یک فرزند، خواهر یا برادر، همسر، پدر یا مادر، مدیر، کارمند یا یک دوست هستیم. این موقعیت‌ها که مرزی فراتر از کشور وجودمان دارند، به ما این امکان را می‌دهند که گزینه‌های پیشنهادی را برای دیگران مهیا کنیم.

 در این وضعیت، ما نقش تصمیم‌ساز را بر عهده داریم. این بدان معنا است که خودمان در تصمیم‌گیری نهایی دخالتی نداریم اما گزینه‌های مختلفی را به فردی که نقش تصمیم گیرنده دارد ارائه می‌دهیم. پرسش‌هایی که در این هنگام به سراغمان می‌آیند بسته به هدف و موقعیتی که در آن قرار داریم، شکل و شمایل متفاوتی به خود می‌گیرند اما در کل با چنین پرسش‌هایی روبه‌رو هستیم:

  • چه چیزهایی برای انتخاب کردن وجود دارند؟
  • چه تعداد از آنها ویژگی‌های بهتری نسبت به دیگر انتخاب‌ها دارند؟
  • چرا باید آنها را پیشنهاد دهیم یا پیشنهاد دادن آنها چه تغییری در وضعیت فعلی ایجاد می‌کند؟
  • چگونه ویترین گزینه‌ها را به گونه‌ای کنار هم بچینیم که مخاطب ما به اختیار خودش و بر اساس تحلیلی که می‌کند گزینه مورد نظر ما را انتخاب کند؟

با یک نگاه سرانگشتی می‌توان به شباهت‌هایی که میان تصمیم‌گیری برای خودمان و تصمیم‌سازی برای دیگران وجود دارند پی برد. برای تبدیل شدن به یک معمار حرفه‌ای انتخاب‌ها باید خودمان را با ابزارهای لازم برای این کار، تجهیز کنیم.

» چه ابزارهایی برای معماری انتخاب، پیش‌روی ما قرار دارند؟

تصمیم‌گیرنده یا تصمیم‌ساز، در هر صورت باید روشی را در پیش بگیریم تا بتوانیم با کمک آن فرایند پیچیده انتخاب کردن را ساده‌تر و عملی‌تر کنیم. البته در بیشتر وقت‌ها کارمان فقط با یک ابزار راه نمی‌افتد و باید همزمان از چند ابزار، کمک بگیریم. هر کدام از این آچارها، ویژگی‌های مثبت و منفی ویژه خودش را دارد. بیایید نگاهی به آنها بیندازیم:

  1. استفاده از زور

معمولا دیکتاتورها، کسانی که حرف زدن بلد نیستند یا افرادی که می‌خواهند به هر شکلی منطق خودشان را در ذهن دیگران بچپانند از این ابزار استفاده می‌کنند. پر واضح است که استفاده کردن از زور، عاقبت خوبی ندارد و اصلا نمی‌توان نام گزینش‌هایی که به اجبار صورت می‌گیرند را انتخاب گذاشت.

 چون به محض اینکه عامل زور برداشته شود همه، آن گزینه دردسرساز را از لیست انتخاب‌هایشان حذف می‌کنند. البته بد نیست که نگاهمان به ماجرای زورگویی را کمی گسترده‌تر کنیم و پای آن را به زورگویی‌های روانی، مالی، فرهنگی، کاری و حتی اجتماعی بکشانیم. با وجود آنکه چنین ابزاری به جای معماری انتخاب در حال ویرانی آن است ولی نمی‌توان وجود آن را انکار کرد. نمونه‌های استفاده از این ابزار، بسیار نزدیک‌تر از چیزی هستند که فکرش را می‌کنیم. مثلا:

  • پرداخت‌های دوره‌ای

مشترک آب، برق، گاز، تلفن، اینترنت یا سایت‌های اشتراکی، تحت تاثیر این ابزار قرار دارد. البته شما به عنوان مشترک آنچنان هم دستتان خالی از انتخاب نیست و دو انتخاب دارید، یا هزینه‌ها را می‌پردازید و همچنان از آن خدمات استفاده می‌کنید یا هزینه‌ها را نمی‌پردازید و حق استفاده از این خدمات را از دست می‌دهید.

  • چشم گفتن‌های اداری

این مورد از زورگویی انتخاب، ویژگی جالبی دارد. با وجود آنکه شاید به طور مستقیم عواقب نپذیرفتن این انتخاب برای شما روشن نباشد اما به خوبی می‌دانید که رد کردن این گزینه، عاقبت خوبی برایتان ندارد؛ نمونه این مورد وقتی است که ساعت اداری تمام شده اما رئیستان با یک بغل کار سر میزتان می‌آید و از شما خواهش می‌کند که لطفی مجانی در حقش کنید و تا فلان ساعت، این کارها را به اتمام برسانید! البته که شما حق انتخاب دارید. می‌توانید از میان گزینه‌های «رد کردن خواهش رئیس و خراب شدن رابطه کاری‌تان» و «قبول این خواهش و امید به بهتر شدن رابطه کاری در آینده» یکی را انتخاب کنید!

  • سر به راه کردن‌های دلسوزانه

نمی‌توان یک تنه به قاضی رفت و ادعا داشت که تمام کسانی که از ابزار زور برای تحمیل انتخاب‌هایشان استفاده می‌کنند، نیت بدی دارند. گاهی پدر و مادری که فکر می‌کنند انتخاب یک گزینه، رشته تحصیلی، فرد مناسب، کار مناسب یا هر چیز دیگری برای آینده فرزندشان بهترین است هم به چنین ابزاری روی می‌آورند که البته چنین روشی هیچ فایده‌ای ندارد.

  1. تغییر دادن ترجیح فرد با تکیه بر تشویق

این هم نوعی ابزار زور البته از نوع بسیار ملایم آن به شمار می‌رود. در این ابزار، دست تصمیم گیرنده برای انتخاب کردن بازتر است و اگر به انتخاب درستی دست بزند، مورد تشویق قرار می‌گیرد. انتخاب غلط هم با این تصور که فرد مورد نظر، فرصت یک انتخاب خوب را از دست داده است، مورد نکوهش قرار می‌گیرد. تشویق‌های این چنینی نیز می‌توانند در زمینه‌های مالی، فرهنگی، کاری و شخصی صورت بگیرند؛ مثلا مدیری را در نظر بگیرید که برای کارمندان پر کار ماه، لوح تقدیر یا امکان ویژه‌ای را در نظر می‌گیرد.

  1. ایجاد تکانه در افراد با یک عمل ساده اما جهت‌گیری شده

این مورد، ترکیبی از تشویق یا بازدارندگی است که امید دارد با استفاده از تاثیر غیرمستقیم، ترجیح افراد را برای تصمیم‌گیری به جهت خاصی بکشاند و با این کار، معماری انتخاب را در عمل به انجام برساند. شاید بتوانیم دنیای تبلیغات را سرشار از این تکانه‌های جهت‌دهی شده در نظر بگیریم؛ مثلا تصویر بازیگر مشهوری که نوعی نوشیدنی را در دست گرفته و با لبخند در حال نوشیدن آن است ناخودآگاه در ذهن طرفداران او تمایلی به استفاده از همان نوع نوشیدنی ایجاد می‌کند.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/08/shadi-product.gif

  1. محدود کردن گزینه‌ها

موضوع معماری فقط به گسترش دادن و ساختن خلاصه نمی‌شود. بلکه کاهش دادن یا حتی حذف کردن هم بخشی از فرایند معماری به شمار می‌رود. برای معماری انتخاب‌ها هم باید دستی به سر و گوش گزینه‌های پیش‌رو کشید و آنها را از نظر موضوع و تعداد در چهارچوب قرار داد.

 وقتی قرار باشد در مورد یک موضوع چند گزینه محدود را انتخاب کنیم، فرایند تصمیم‌گیری برای ما و دیگران بسیار ساده‌تر می‌شود. فکرش را بکنید اگر قرار بود روزهای خود را بدون محدودسازی گزینه‌های انبوه پیش‌رویمان سپری کنیم چه اتفاقی برایمان می‌افتاد؟ به احتمال زیاد در آن صورت، لذتی از زندگی نمی‌بردیم و حس و حال یک اسیر را داشتیم که مجبور بود به عنوان تنبیه، هر روز هزاران چیز را انتخاب کند.

 زمانی که تعداد تصمیم‌ها و موضوع‌ها محدود نشوند، زمانی برای فکر کردن، پیشرفت و حتی زندگی کردن باقی نمی‌ماند. به عنوان تصمیم‌ساز زندگی خودمان و دیگران باید روی مهارت محدود کردن گزینه‌های انتخاب، زمان خوبی بگذاریم و تنها بهترین امکان‌ها را به فینال تصمیم‌گیری راه بدهیم.

  1. استفاده از گزینه انحرافی

در مقام یک تصمیم‌ساز، گاهی باید کار را برای تصمیم‌گیرنده‌ها راحت‌تر کنیم و بدون آنکه در نگاه نخست متوجه ماجرا شوند، کاری کنیم که خودشان یکی از گزینه‌ها را حذف کرده و خیلی سریع‌تر به سراغ گزینه‌های دیگر بروند. «گزینه انحرافی» دقیقا برای این کار، ساخته شده است. این گزینه، مورد سومی است که هرگز انتخاب نمی‌شود. در واقع، نقش آن، ضعیف کردن خودش و قوی‌تر کردن احتمال انتخاب گزینه‌های دیگر است و به این ترتیب، مسیر انتخاب را از میان آن دو گزینه، ساده‌تر می‌کند.

البته ماجرا به این سادگی نیست چون کسی نمی‌تواند به راحتی، ماجراهای پیچیده ذهن انسان‌ها را پیش‌بینی کند. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم. تصور کنید شما به تنهایی برای اقامت به یک هتل رفته‌اید. پذیرش هتل، سه پیشنهاد را پیش‌رویتان قرار می‌دهد:

  • اتاق یک تخته (یعنی همان چیزی که می‌خواهید): ۴۰۰ هزار تومان برای یک شب اقامت
  • اتاق دو تخته: ۸۰۰ هزار تومان برای یک شب اقامت
  • اتاق دو تخته با روم سرویس، صبحانه و شام رایگان: یک میلیون و پانصد هزار تومان برای ۲ شب اقامت

حتی اگر سفر شما فقط یک روز طول بکشد، وجود گزینه سوم و امکانات آن شما را وسوسه می‌کند تا مدت اقامتتان را یک روز بیشتر افزایش دهید و بعد از تمام شدن کارتان، گشتی هم در شهر بزنید. در واقع، تقریبا هیچ‌کس گزینه دوم را انتخاب نمی‌کند. چون کسی که به تنهایی سفر کند، نیازی به یک اتاق بزرگ دو تخته آن هم برای دو شب ندارد. اما با وجود یک گزینه انحرافی، ماجرا می‌تواند به سمت دیگری کشانده شود.

میان اتفاق و واکنش یک فضای خالی وجود دارد، در آن فضا قدرت ما برای انتخاب واکنش صحیح نهفته است.

Viktor-Frankl

ویکتور فرانکل، روانشناس

 

» داستان ما و انتخاب‌های انجام شده

معماری انتخاب، فقط به زمان بررسی، تعیین چهارچوب و تر و تمیز کردن گزینه‌ها محدود نمی‌شود. بخش قابل توجهی از این معماری به ماجرای ما پس از انتخاب‌هایمان برمی‌گردد؛ اینکه تصمیم‌گیری‌ها یا تصمیم‌سازی‌هایمان چه تاثیری در زندگی خودمان و دیگران می‌گذارند. اگر بخواهیم بزرگ‌ترین متهمان این ماجرا را ردیف کنیم به سه احساس زیر می‌رسیم:

  • وقتی از کرده خود پشیمان می‌شویم

در این وضعیت، ابزارهایی که برای گرفتن بهترین انتخاب، دَمِ دستمان داشتیم کمکی به ما نکردند و در نهایت بعد از کلی چپ و راست کردن گزینه‌های انتخابی‌مان تصمیمی گرفتیم که از آن پشیمان شده‌ایم. حالا باید چه کار کرد؟

  • مسئولیت تصمیم‌تان را بپذیرید

این سر راست‌ترین، کوتاه‌ترین و البته سخت‌ترین کاری است که باید در مورد تصمیم‌های اشتباه زندگی و کارتان انجام دهید. خبر خوب اینکه با این کار می‌توانید زودتر از دست آن تصمیم و عواقبش خلاص شوید و در اولین بریدگی، مسیر خودتان را تغییر دهید.

  • درس بگیرید و آینده را سرشار از تصمیم‌های بهتر کنید

غصه خوردن، دردی را از کسی دوا نمی‌کند. اگر تصمیمتان اشتباه از آب در آمد و مسئولیت آن را پذیرفتید، سهم درستان از این ماجرا را بردارید و الباقی آن را در گذشته رها کنید. در این صورت، راهی برای ادامه زندگی و کارتان می‌یابید و به فردی عمیق‌تر با تصمیم‌های پخته‌تر تبدیل می‌شوید. 

  • وقتی که در قلبمان احساس رضایت می‌کنیم

اگر از تصمیمی که گرفتید راضی هستید، به شما تبریک می‌گوییم. اما یادتان باشد که شادی این تصمیم درست نباید شما را از بررسی و تحلیل‌ انتخاب‌های آینده دیگر دور کند. همیشه با چشمانی باز، تمام گزینه‌ها را زیرورو کنید و پیوسته مشغول معماری انتخاب باشید.

  • وقتی بین حال خوب و بد در حال پاس‌کاری هستیم

گاهی از انتخابمان پشیمان نیستیم اما از طرفی رضایت کامل هم نداریم. در این هنگام با خودمان فکر می‌کنیم که نکند فلان انتخاب گزینه بهتری بوده و ما از آن غافل شدیم؟ نمی‌توان یک تنه به قاضی رفت و چنین تردیدهایی را بد به حساب آورد. چون گاهی با کمک این نگاه‌های جستجوگرانه، می‌توانیم جلوی ضررهای بزرگ را بگیریم. اما نباید اجازه بدهیم که چنین احساسی به یک عادت تبدیل شود و پس از گرفتن هر تصمیم کوچک و بزرگ، دچار تردید شویم.

» سخت است اما می‌ارزد!

شاید ماجرای معماری انتخاب و پیچ‌و‌خم ساخت یک تصمیم خوب، نسبت به روش معمولی تصمیم‌گیری‌مان زمان و تلاش بیشتری را از ما بگیرد اما تفاوتی که در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی به وجود می‌آورد بسیار زیاد است و ارزشش را دارد. پس به خودتان و زندگی‌تان اهمیت بیشتری بدهید و انتخاب‌هایتان را معماری کنید.

به اشتراک گذاری