تکنیک‌های تغییر باور ذهنی

هر کدام از ما باورهایی در ذهنمان داریم. این باورها در اثر زمان به عنوان یک قانون برای ذهن ما تعریف شده‌اند. گاهی خودمان این قانون‌ها را تعریف کرده‌ایم و گاهی در طول دوران کودکی، آن زمان که صفحه ذهنمان تشنه دریافت الگوها بوده، یکسری فکر به آن سنجاق شده است.

خبر خوب این که تمام این تغییرات، قانون‌ها و باورهایی که توسط نگهبان ذهنمان به سختی محافظت می‌شوند، قابل تغییر هستند. در این مقاله به دنبال چند تکنیک کاربردی برای تغییر باور ذهنی می‌گردیم. تا انتهای این ماجرا با ما همراه باشید.

قرار است چه چیزهایی را با هم یاد بگیریم؟

  • تاثیر خودباوری را در تغییر باور ذهنی را بررسی می‌کنیم.
  • با تکنیک «جایگزینی» برای تغییر باور ذهنی آشنا می‌شویم.
  • روش گام‌به‌گام انجام تکنیک جایگزینی را یاد می‌گیریم.
  • تکنیک باز گذاشتن ذهن و چند توصیه برای انجام آن را دنبال می‌کنیم.

زمانی که بتوانید چگونگی تغییر یک برنامه در ذهنتان، در واقع هر برنامه‌ای در ذهنتان را بیاموزید، در ‏نهایت می‌توانید تغییری در چگونگی عملکرد بدنتان به وجود بیاورید و به هر چیزی که ذهنتان را به ‏آن مشغول کرده‌اید برسید.‏

adam-khoo

گام صفر، خودباوری

باورها، فکرهایی هستند که میلیون‌ها بار در ذهنمان تکرار شده‌اند. ما با استفاده از آن باورها به شیوه‌ای خاص، زندگی کردیم، سخن گفتیم، نگاه کردیم و حتی نفس کشیدیم. هر بار که آن باورها در نظرمان ضعیف می‌شدند، به سراغ خاطراتی در گذشته می‌رفتیم و دلیل‌هایی برای درست بودن آن باورها پیدا می‌کردیم.

حالا می‌خواهیم روش‌هایی را بیابیم که از دست برخی از باورهای قدیمی‌مان نجات پیدا کنیم. چنین کاری وقتی به نتیجه می‌رسد که در ابتدا خودمان و توانایی‌هایمان را باور داشته باشیم. باید بپذیریم که مسئول تمام اتفاق‌های زندگی‌مان هستیم. باید به یاد بیاوریم که اگر قرار است چیزی در وجود ما تغییر کند، تنها خودمان می‌توانیم آن کار را انجام دهیم.

در حقیقت، ما ویراستار، تدوینگر، بازیگر، نویسنده و کارگردان زندگی‌مان هستیم. پس حتی اگر لازم است میلیون‌ها بار با خودتان تکرار کنید که: «من مسئول زندگی خودم هستم و تنها کسی هستم که می‌تواند در زندگی‌ام دست به تغییرهایی ماندگار بزند.» پذیرفتن این حقیقت، زندگی شما را در تمام جنبه‌هایش دگرگون می‌کند.

تکنیک اول: جایگزینی

زمانی که باور داریم می‌توانیم کاری را انجام دهیم یا حتی برعکس، وقتی که فکر می‌کنیم توانایی انجام یک کار را نداریم، ذهن ما تمام منابع درونی و بیرونی هم‌جهت با این باور را دور هم جمع می‌کند تا از این طریق، راهی برای حمایت کردن از این باور پیدا کند. از طرفی، در ذهن ما برای هر باور، یک مکان ویژه در نظر گرفته شده است.

در نتیجه، این تفکر که ما می‌توانیم یک باور قدیمی را از بین ببریم، اشتباه است. باورها از بین نمی‌روند، بلکه جایگزین می‌شوند. اگر با تلاش و سماجت، باوری مانند «من هیچ‌وقت ریاضی را یاد نمی‌گیرم» را از جایگاهی که مغزمان برایش ساخته بیرون کنیم، ذهنمان خیلی سریع، آن جای خالی را با یک باور دیگر – البته به انتخاب خودش – پر می‌کند. بنابراین، اگر می‌خواهیم باورهایی درست و آگاهانه داشته باشیم باید به جای جنگ با خودمان از تکنیک «جایگزینی باورها» استفاده کنیم.

تکنیک جایگزینی باورها چگونه کار می‌کند؟

تغییر باور ذهنی با این روش، بسیار ساده است. تنها با برداشتن سه گام می‌توانید این تکنیک را اجرایی کنید. بیایید این گام‌ها را با هم دنبال کنیم:

گام اول: شناسایی و مشخص کردن باور قدیمی

تا زمانی که ندانیم چه باورهایی داریم، اقدام برای تغییر دادنشان کار بی‌حاصلی است. البته گاهی هم موضوع اصلی ما ندانستن نیست، نپذیرفتن است. در حقیقت، بعضی وقت‌ها در یک دو راهی گیر می‌افتیم. از طرفی نه باورهایمان را دوست داریم و نه می‌توانیم از دستشان خلاص شویم.

پس به راه‌حل سوم فکر می‌کنیم و آن انکار یا نپذیرفتن باورهایمان است. غافل از آنکه چنین کاری تنها باعث قدرتمندتر شدن آن باورها می‌شود. یادتان باشد، تا وقتی وجود چیزی را نپذیرید، نمی‌توانید تغییری در آن ایجاد کنید. پس در اولین قدم باید باورهای خود را شناسایی کرده یا آنها را بپذیرید. البته توجه داشته باشید که پذیرش باورها به این معنی نیست که در برابرشان تسلیم شویم و بگوییم: «باشه، تو یه باور خوبی و من داشتم اشتباه می‌کردم.» نه. فقط باید آنها را ببینیم و بدون هیچ قضاوتی تماشایشان کنیم.

برای این کار می‌توانید از یک برگه کاغذ کمک بگیرید. کمی با خودتان فکر کنید و تمام چیزهایی که واقعا به آنها باور دارید را روی کاغذ بنویسید. بعد از این کار، حالا نوبت انتخاب کردن است. از میان لیست باورهایتان، آنهایی را که می‌خواهید تغییر کنند، جدا کنید.

گام دوم: روبه‌رو کردن باور قدیمی با یک باور جدید

باز هم یک برگه کاغذ بردارید. اما این بار با استفاده از یک خط، آن را به دو بخش تقسیم کنید. در یک سمت این کاغذ، باورهایی که در مرحله قبل جدا کردید را پشت سر هم یادداشت کنید و رو‌به‌روی آن باورهای جدیدتان را بنویسید. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم.

تصور کنید که باور قدیمی من، چنین چیزی است: «پول درآوردن کار سختی است.» حالا من می‌خواهم این باور را با باور جدید: «پول درآوردن کار راحتی است.» جایگزین کنم. در یک طرف برگه، باور قدیمی و در طرف دیگرش، باور جدیدم را می‌نویسم.

هرگز نمی‌توانید چیزی را که به دنبال آن نیستید پیدا کنید و به دنبال چیزی بگردید که به آن باور ‏ندارید.‏‏

Darren-Hardy

دارن هاردی

گام سوم: جایگزینی باورها

تنها کاری که برای برداشتن گام آخر باید انجام دهید، این است که لیست باورهای جدید و قدیمی که در مرحله قبل پر کردید را دم دست خودتان نگه دارید. هر بار که ذهنتان به سمت تکرار یکی از آن باورهای قدیمی رفت، فوری به کاغذ خود نگاه کرده و باور جدیدتان را با خودتان تکرار کنید.

شاید در ابتدا ذهنتان در مقابل این کار مقاومت کند و به دنبال دلیل‌هایی بگردد که درست بودن باور قدیمی را به شما اثبات کند. در این هنگام باید سماجت بیشتری به خرج دهید و به باور جدید خود اعتماد کنید. کم‌کم بدون آنکه متوجه شوید، ذهنتان هم با شما همراه می‌شود.

نکته: مراقب جمله‌هایی که به طور ناخودآگاه با خودتان تکرار می‌کنید باشید. این جمله‌ها با عبارت‌هایی تاکیدی و مطلق مانند: «من همیشه…»، «من هیچ‌وقت…» و مواردی از این دست آغاز می‌شوند. چنین جمله‌هایی چه مثبت و چه منفی، سودی برای شما ندارند. چون اگر این جمله‌ها مثبت باشند، قدرت انعطاف‌پذیری را از شما می‌گیرند و مجبورتان می‌کنند که در چارچوب خشک این باورها زندگی کنید.

باورهایی مانند: «من همیشه سر وقت می‌رسم، من همیشه همه کارهایم را تمام می‌کنم، من همیشه آدم خوش برخوردی هستم» نمونه‌های از این جمله‌های تاکیدی مثبت هستند. از طرفی، اگر این جمله‌ها منفی باشند، به شکل دیگری به شما آسیب می‌رسانند. چنین جمله‌هایی شما را ضعیف می‌کنند و همچون یک دزد ناشناس، اعتماد به نفس‌تان را می‌ربایند.

  1. آشنایی با باورهای محدودکننده و تاثیر آن در زندگی
  2. باورها و افکاری که مانع از افزایش ثروت شما می‌شود
  3. خودباوری چیست؟ چگونه به خودباوری برسیم؟
  4. باورهای بنیادی چه چیزهای هستند؟

  تکنیک دوم: باز گذاشتن ذهن

گاهی تغییر باور ذهنی، تنها با تغییر نگاه ما به زندگی و ماجراهای درونش رخ می‌دهد. بسیاری از باورهای قدیمی و نادرست ما در اثر تعصب، نگاه سطحی، عادت به گوش کردن به جای شنیدن، عدم انعطاف‌پذیری و این تفکر که همه به جز ما در حال اشتباه کردن هستند شکل گرفته‌اند. شاید دستکاری چنین باورهایی بسیار سخت باشد.

چون گاهی تغییر آنها به معنای بیدار شدن از یک خواب زمستانی است. به قول «ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ»، آدم‌هایی که از تغییر می‌ترسند و به باورهای قدیمی خود تعصب دارند، در حقیقت، همیشه با خودشان فکر می‌کنند که چگونه به تاول‌های کف پایشان بگویند راهی که تاکنون آمده‌اند، اشتباه بوده است؟

اما کسانی که شجاعت تغییر را پیدا می‌کنند، با چهره‌ای تازه از خودشان و دنیا آشنا می‌شوند. در مسیر انجام این کار، چند توصیه برایتان داریم:

  1. تفاوت‌ها را بپذیرید

قرار نیست همه انسان‌ها شبیه ما باشند، مثل ما فکر کنند، ببینند یا سخن بگویند. باید با خودمان تمرین کنیم که دیگران را با وجود تفاوت‌هایشان محترم بشماریم. تنها پذیرش همین موضوع می‌تواند آرامش و شادی عجیبی را با زندگی‌مان آشنا کند.

  1. خودمان را به جای دیگران بگذاریم

بخشی از باورهای ما زیر سایه تعصب «خود-درست-پنداری» شکل گرفته‌اند. این باورها از آنجا ریشه می‌گیرند که بیشتر ما خط‌کشی به دست گرفته‌ایم و در حال تقسیم کردن افراد به دو دسته خوب‌ها و بدها هستیم. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنیم. تصور کنید یکی از باورهای ما این است: «کسی که اشتباهی را انجام می‌دهد، دیگر قابل اعتماد نیست.

چون همیشه آن کار را تکرار خواهد کرد.» اگر به جای نشستن بر صندلی قضاوت، خودمان را به جای دیگران بگذاریم، نه تنها به خود، بلکه به دیگران این فرصت را می‌دهیم که اشتباه‌هایشان را جبران کنند. از طرفی، به علت افزایش ویژگی «درک کردن دیگران» چهره جدیدی از دنیا به ما نشان داده خواهد شد. در آن صورت، شناختمان از دیگران و حتی گاهی خودمان بسیار عمیق‌تر می‌شود.

باور کنید و باور شما حقیقت را خلق می‌کند. -ویلیام جیمز

آیا واقعا می‌خواهید باورهایتان را تغییر دهید؟

گاهی معنای درست و غلط در طول زمان، دستخوش تغییرات بزرگی می‌شود. شاید، یکی از خوبی‌های سال به سال بزرگ شدن هم در همین باشد که با آمدن هر سال جدید، درب معنایی متفاوت از زندگی به رویمان گشوده می‌شود. البته در این میان، عده‌ای هم هستند که تا آخر عمرشان به چند باور مشخص تکیه می‌کنند و به هیچ کس و هیچ چیز اجازه نمی‌دهند که به حریم باورهایشان تجاوز کند.

کمی فکر کنید. آیا جز این است که تمام جهان، همیشه در حال حرکت و تغییر است؟ زمین می‌چرخد، خورشید می‌چرخد، آب‌ها جریان دارند، زمان می‌گذرد، فصل‌ها تغییر می‌کنند، بادها می‌وزند و حتی اتفاق‌های درون بدنمان هم مثل روز یا ثانیه گذشته نیستند. در این هستی پر از تغییر، سرشار از انعطاف و نو شدن، آیا منطقی است که افکار، باورهای ذهنی و شیوه نگاه ما به جهان، هیچ تغییری نکند؟

اگر کمی دست از غرور انسان بودن برداریم و هستی را به عنوان معلم یا راهنمای خود بپذیریم، می‌بینیم که تغییر باورها بخشی از فرآیند رشد، پختگی و عمیق‌تر شدن است. به قول «ناپلئون هیل»، شما صاحب سرنوشت خود هستید. شما می‌توانید محیط پیرامون خود را تحت تاثیر قرار دهید، آن را هدایت کنید و در کنترل خود درآورید. شما می‌توانید زندگی خود را آن‌گونه که می‌خواهید باشد، بسازید.

نظر شما چیست؟

آیا باوری آزار دهنده در ذهنتان وجود دارد که بخواهید آن را تغییر دهید؟ تاکنون از چه روش‌هایی برای تغییر باور ذهنی خود استفاده کرده‌اید؟ فکر می‌کنید کدام‌یک از روش‌های پیشنهادی این مقاله می‌توانند برای تغییر باور ذهنی شما راهگشا باشد؟

  1. تاثیر لبخند در روابط اجتماعی و زندگی شما چیست؟
  2. با معجزه لبخند، کسب‌وکارتان را رونق دهید
  3. هوش مالی
  4. قانون جذب
  5. پولسازی‌ 
به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *