تکنیک طوفان فکری چیست؟ (برین استورمینگ – Brainstorming)

وجود انسان با چیزهای بسیاری گره خورده است. یکی از این چیزهای شگفت انگیز که زیربنای تمام پیشرفت‌های ما را در زندگی تشکیل می‌دهد، کنجکاوی است. تمام کنجکاوی‌ها خودشان را در قالب یک یا مجموعه‌ای از پرسش‌ها نمایان می‌کنند. با این حساب، اگر دقیقا بدانیم که سوالمان چیست می‌توانیم از روش‌های گوناگون راهی برای یافتن پاسخ آن پیدا کنیم یا حتی پاسخی تازه بسازیم.

یکی از این راه‌های جالب که معمولا به درد پرسش‌های گردن کلفت می‌خورد «تکنیک طوفان فکری» یا « Brain-storming» است. در این گفتار، دریچه آشنایی خودمان را با این تکنیک حل مسئله بازتر می‌کنیم و روش استفاده از آن را جویا می‌شویم. اگر به دنبال روش تازه‌تری برای رویارویی با پرسش‌هایتان می‌گردید تا پایان این ماجرا ما را همراهی کنید.

اشتیاق را فقط می‌توان با دو چیز برانگیخت: اول، داشتن یک ایده یا آرزو و دوم، یک برنامه مشخص قابل فهم برای اجرای آن ایده در عمل.

Arnold-J.Toynbee

آرنولد جی. توینبی، مورخ قرن ۲۰

» تکنیک طوفان فکری چگونه کار می‌کند؟

کار با این تکنیک بسیار ساده است. به این ترتیب که وقتی به مسئله، چالش یا ماجرایی برخورد می‌کنید که با به کارگیری روش‌های معمولی، هیچ راه چاره‌ای برایش پیدا نمی‌شود می‌توانید از این راه به عنوان تیر نهایی استفاده کنید. این تکنیک می‌تواند یک نفره یا چند نفره باشد. برای شروع باید گام‌های زیر را سپری کنید:

» گام اول: ساده کردن سوال

نکته بسیار مهم این است که خودتان یا تیمتان درک درست، جامع و کافی از صورت مسئله داشته باشید. وگرنه تلاش برای یافتن چاره با تکنیک طوفان فکری نه تنها کمکی به شما نمی‌کند بلکه کلاف آن چالش را بیشتر به هم تاب می‌دهد و فاصله شما را از راه چاره بیشتر می‌کند. در این میان به چند نکته توجه کنید:

  • با دستان خودتان پیچیدگی مسئله را افزایش ندهید

باید تا جایی که می‌توانید مسئله خود را از تمام محدودیت‌ها – مثلا محدودیت‌های زمانی، مکانی و هزینه‌ای – آزاد کرده و نگاهی گسترده‌تر به آن داشته باشید؛ مثلا به جای اینکه بگویید: «چگونه تا ۳۱ بهمن ماه درآمد خودم را ۲۰ درصد افزایش دهم» بگویید: «چگونه درآمد خودم را افزایش دهم؟»

  • سوال خود را به شاهنامه تبدیل نکنید

کوتاه بودن سوالی که می‌خواهید برای آن پاسخی کاربردی و واقعی پیدا کنید هم نکته مهم دیگری است که شما را سریع‌تر به مقصدتان می‌رساند. به این ترتیب، باید تا می‌توانید از سر و ته واژه‌های اضافه‌ای که پشت سر سوال شما قطار شده‌اند بزنید تا به اصل ماجرا برسید.

» گام دوم: قبل از آغاز جلسه، قوانین را برای همه روشن کنید

این مورد زمانی به کارتان می‌آید که بخواهید جلسه طوفان فکری را با چند نفر از همکارانتان برگزار کنید. بنابراین باید قبل از اینکه ایده‌ها گفته شوند پای مهم‌ترین قانون را وسط بکشید؛ یعنی عدم مالکیت فکری در جلسه طوفان فکری است. به زبان ساده هیچ کس مالک ایده‌ای که بیان می‌کند نخواهد بود. چون هدف اصلی، حل کردن مسئله یا چالش است نه سند زدن ایده‌ها به نام افراد. این قانون ساده چند خاصیت جالب دارد:

  • کسی از نقد کردن ایده دیگری نمی‌ترسد یا در نقطه مقابل کسی از نقد شدن یا اصلاح ایده‌اش ناراحت نمی‌شود. چون ایده‌ها از افراد جدا می‌شوند و به مالکیت تیم در می‌آیند.
  • فرایند اصلاح کردن ایده‌ها در میان اعضای گروه شکل می‌گیرد. اگر این قانون وجود نداشته باشد، هر کس با شنیدن یک ایده مشابه، دیگر ایده خودش را بیان نمی‌کند. در حالی که شاید ترکیب ایده او با چیزی که در ابتدا بیان شد، بهترین پاسخ را برای چالش ما به وجود بیاورد.

» گام سوم: در محیط قرار بگیرید و محدودیت‌ها را پشت درب جلسه جا بگذارید

پس از این قدم طلایی، خودتان یا اعضای گروهتان باید در یک فضای آرام، مسئله یا چالش را وسط بگذارید و در مورد آن به صورت آزادانه فکر کنید. باید تلاشتان را بکنید تا در آن چند دقیقه، تمام محدودیت‌ها را از یاد ببرید و فقط به یافتن یک راه‌حل _ حتی خنده‌دار یا احمقانه – بیندیشید. اگر خودتان به تنهایی این کار را انجام می‌دهید می‌توانید ایده‌هایتان را یکی پس از دیگری روی کاغذ یا یک سند آنلاین یا آفلاین بنویسید.

اگر هم با اعضای گروهتان این کار را انجام می‌دهید حتما کسی را مسئول کنید تا ایده‌های گفته شده در جلسه طوفان فکری را ثبت کند. در این مورد هم چند نکته وجود دارد که پیشنهاد می‌کنیم به آنها توجه کنید:

  1. با سرعت هر چه تمام‌تر از جلسه‌های رسمی فرار کنید

فرقی نمی‌کند که جلسه شما به صورت تک‌نفره با خودتان است یا می‌خواهید در حضور اعضای تیم یا همکارانتان یک طوفان فکری به راه بیندازید. چون در هر صورت باید محیطی دلنشین، صمیمی و راحت را برای این کار ایجاد کنید. چون هیچ ایده درست و حسابی در یک جلسه خشک و رسمی به وجود نمی‌آید. برای این کار می‌توانید مکان برگزاری جلسه‌ها را به خارج از شرکت یا محل کارتان منتقل کنید یا در مکان‌های غیر رسمی محل کارتان مثل کافه، محوطه یا رستوران دور هم جمع شوید و به شکار ایده‌ها بپردازید.

  1. به جای تیم فوتبال به دنبال گل کوچیک باشید

کاربردی‌ترین شیوه استفاده از تکنیک طوفان فکری زمانی است که جمع کوچکی دور هم جمع می‌شوند. چون در آن صورت تمام افراد فرصت گفتگو را پیدا می‌کنند و شنیده می‌شوند. اگر تیم شما بیش از ۴ یا ۵ نفر است می‌توانید چند جلسه طوفان فکری برگزار کنید و در نهایت نتیجه‌های جمع شده از هر گروه را در کنار هم مورد بررسی قرار دهید.

  1. قانون پارکینسون را با تکنیک طوفان فکری ترکیب کنید

از همان ابتدا باید زمان پایان جلسه را برای خودتان یا اعضای تیمتان مشخص کنید. این موضوع به شما کمک می‌کند تا با کمک فشار زمان محدود، زودتر موتور خلاقیتتان را روشن کنید و به ایده‌های جدید دست یابید.

  1. از تکنیک خوابیدن روی مسئله برای یک طوفان فکری واقعی نهایت بهره را ببرید

ما قبلا در مقاله دیگری در مورد «تکنیک وقفه» یا «خوابیدن روی مسئله» به طور مفصل برایتان صحبت کرده‌ایم. اگر احساس می‌کنید که اطلاعاتتان در این زمینه چنگی به دل نمی‌زند پیشنهاد می‌کنیم که سری به آن مقاله بزنید. اما از این گذشته، شما می‌توانید با کمک تکنیک وقفه بهره بیشتر و عمیق‌تری از جلسه طوفان فکری بگیرید.

به این ترتیب که ابتدا در یک جلسه کوتاه، موضوع اصلی و سوالی که باید چاره‌ای برایش پیدا شود را خیلی ساده و روشن برای اعضای تیم یا خودتان روشن می‌کنید. پس از این ماجرا به اعضای تیم یا خودتان زمان می‌دهید تا روی این موضوع فکر کرده و هر ایده‌ای که به ذهنشان می‌رسد را یادداشت کنند. سپس در جلسه اصلی که چند روز بعد برگزار می‌شود هر کس ایده‌هایی که روی آنها فکر کرده است را بیان می‌کند.

مقاله مرتبط: وقفه؛ روشی خلاقانه برای مسئله‌های حل نشدنی

  1. کار را نوبتی نکنید

در برخی از تیم‌ها وقتی قرار است جلسه طوفان فکری برگزار شود، اعضای تیم دور میز می‌نشینند و مثل دوران کلاس و مدرسه، به نوبت ایده‌هایشان را بیان می‌کنند. این شیوه برگزاری جلسه، چند ایراد اساسی دارد:

  • اولین نفر در صف بیان ایده، اولین قربانی خواهد بود!
  • کسانی که در ادامه صف هستند ناخواسته دچار استرس می‌شوند
  • اگر نوبت به کسی برسد و او ایده‌ای نداشته باشد، احساس بسیار بدی را جلوی همکارانش تجربه می‌کند

برای جلوگیری از این ماجرا می‌توانید به هر کس چند حق صحبت – مثلا ۱۰ بار – بدهید. به این ترتیب که به جای نوبتی بیان کردن ایده‌ها هر کس از حق صحبت خود برای بیان ایده‌اش استفاده ‌کند. به این ترتیب، یخ جلسه به وسیله کسانی که واقعا حرفی برای گفتن دارند باز می‌شود و کنترل طوفان فکری به دست یک یا دو نفر خاص نمی‌افتد. البته باید از همان ابتدا به اطلاع همه برسانید که تا پایان جلسه باید از تمام حق صحبت‌های خودشان استفاده کنند و چیزی را باقی نگذارند.

  1. کیفیت را فراموش کنید

نکته مهم دیگری که باید در تکنیک طوفان فکری به آن توجه کنید، افزایش تعداد ایده‌ها است. نباید با رسیدن به اولین ایده‌ای که به نظر بد نمی‌آید دست از تلاش برای یافتن راه‌حل‌های دیگر بردارید. برعکس، باید تمام تلاشتان را بکنید تا در طول جلسه طوفان فکری به بیشترین تعداد ممکن از ایده‌ها دست یابید. می‌توانید این‌طور تصور کنید که در یک مسابقه ایده‌پردازی شرکت کرده‌اید و ملاک تعیین برنده، بیشترین تعداد ایده بدون در نظر گرفتن کیفیت آن است!

بهترین ایده‌ها به صورت جوک ظاهر می‌شوند. تفکر خود را تا حد ممکن خنده‌دار کن.

David-Ogilvy

دیوید اگیلوی، پدر تبلیغات
  1. ایده‌ها را در حد و اندازه یکی دو جمله نگه دارید

طولانی شدن ایده‌ها و تبدیل شدن آنها به یک توضیح بلندبالا، جلسه طوفان فکری را به حاشیه می‌کشاند و فرصت بررسی ایده‌های دیگر را از چنگتان بیرون می‌کشد. حتی این امکان وجود دارد که در طول جلسه فقط به یک ایده بچسبید و مجالی برای بروز الباقی ایده‌ها باقی نگذارید. برای جلوگیری از این ماجرا و تلف شدن ایده‌ها باید یک قانون دیگر در جلسه طوفان فکریتان تعیین کنید و آن این است که هر ایده فقط باید در قالب یک جمله ساده بیان شود. اگر ایده‌ها در بیان اولیه ساده نباشند، اجرای آنها هم با دردسر همراه خواهد بود.

  1. برای چند دقیقه هم که شده، لب‌هایتان را به هم بدوزید و هیچ چیز را نقد نکنید

مهم‌ترین نکته در این بخش، باز گذاشتن ذهن و نقد نکردن ایده‌های متقابل است. یادتان باشد، گاهی ساده‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و سر راست‌ترین راه‌حل‌ها در گام نخست، خنده‌دار یا مسخره به نظر می‌رسند؛ اما همین ایده‌های خنده‌دار می‌توانند شَر مسئله یا چالشی بزرگ را از سر شما کم کنند! این کار چند فایده دارد:

  • دست و بالتان را از ایده‌هایی پر می‌کند که در شرایط معمولی امکان نداشت با آنها روبه‌رو شوید.
  • به خودتان یا همکارانتان انگیزه می‌دهد تا بدون ترس از نقد یا مسخره شدن، حرف خودشان را بزنند.
  • سرعت رسیدن شما به پاسخ را چند برابر افزایش می‌دهد. چون به جای دادن گیر سه پیچ به یکی دو ایده و درجا زدن روی آنها، به استقبال ایده‌های جدید می‌روید و از دریچه‌های دیگری به ماجرا نگاه می‌کنید.

» گام چهارم: بهترین ایده‌ها را انتخاب کنید

آخرین کاری که باید در جلسه طوفان فکری با خودتان یا تیمتان انجام دهید، همان کاری است که در گام سوم، شما را از انجام آن منع کردیم؛ یعنی نقد کردن ایده‌ها. در نهایت باید یک یا دو چاره برای مسئله یا چالشی که با آن روبه‌رو شده‌اید بیابید. از طرفی، باید سرمایه، تلاش و زمان خودتان را هم به شکلی منطقی مدیریت کنید. به همین دلیل باید تک به تک ایده‌ها را وسط بگذارید و یک جلسه دفاع برایشان ترتیب بدهید.

در این جلسه، نقطه‌های قوت و ضعف ایده خودتان یا تیمتان را پیدا کنید و در نهایت آنها را در ترازوی مقایسه قرار دهید تا بتوانید بهترین ایده‌هایی که به دردتان می‌خورند را از دل ایده‌های دیگر بیرون بکشید.

بسیاری از ایده‌های خوب در سادگی جرقه می‌زنند، به طوری که همه تعجب می‌کنند چرا هیچ‌کس قبلا این کار را نکرده است؟

استی لودر، تاجر و کارآفرین

» مراقب دام‌هایی که در تکنیک طوفان فکری نهفته‌اند باشید

هر تکنیک، روش یا ترفند در دل خودش بخش‌های تاریک و روشنی دارد که باید چهارچشمی مراقبشان باشیم. تکنیک طوفان فکری هم از این ماجرا سوا نیست. بیایید چند مورد از این دام‌ها را با هم بررسی کنیم:

  1. گیر افتادن در حلقه تجربه

گاهی خودمان یا افرادی که در مجموعه ما کار می‌کنند از تجربه زیادی در زمینه کاریمان برخوردار هستیم و به قول معروف، دستی بر آتش داریم. در این جور مواقع به ویژه هنگامی که یک ایده آبدار، راست‌راست از جلوی چشمانمان گذر می‌کند تجربه‌ای که داریم خودش را جلو می‌اندازد و به آن ایده تازه شکفته، مجال نفس کشیدن نمی‌دهد.

از آن گذشته، گاهی تاثیر تجربه در ما آن‌قدر عمیق می‌شود که ناخواسته دچار تعصب می‌شویم و خیال می‌کنیم که فقط خودمان از جریان بازی خبر داریم. باید بسیار مراقب باشیم. چون این رفتارها نشانه راکد شدن جریان فکرمان و گیر افتادن در یک برکه کوچک است. برای آنکه طوفان ذهنی خود را بدون اثر تجربه‌ها پیش ببرید باید خودتان و اعضای تیمتان را قانع کنید که دست بالای دست بسیار است.

چه بسا یک جوان تازه از راه رسیده با ایده‌اش بتواند خط بطلان بر تجربه‌های چندین و چند ساله ما بکشد و مسئله‌ای قدیمی را به ساده‌ترین و بهترین روش حل کند! پس مقاومت کردن در برابر ایده‌های تازه‌ نه تنها فایده‌ای ندارد بلکه اصلا هوشمندانه هم نیست. چون به جای اینکه در مقابل ایده‌ها بایستیم می‌توانیم در کنارشان باشیم و خودمان را به فردی بدون تاریخ انقضا تبدیل کنیم.

https://arshiyan.com/blog/wp-content/uploads/2020/02/arshiani-sho.gif

  1. سقوط طوفان فکری به دره یک جریان فکری

در این هنگام که بیشتر به دلیل مدیریت ضعیف جلسه طوفان فکری ایجاد می‌شود، یک یا چند نفر – با غرض یا بی‌غرض – ایده‌ها را به سمت و سوی خاصی هدایت می‌کنند و مسیر ورود ایده‌های متفاوت را می‌بندند. چیزی که پس از پایان چنین طوفان فکری به دست می‌آید خالی از خلاقیت و تازگی است و به طرز آشنایی، بوی کهنگی می‌دهد! اگر می‌خواهید تلاشتان برای یافتن ایده‌های تازه‌نفس راه به جایی ببرد باید با دیدن اولین جرقه این جریان‌سازی در مقابل آن بایستید و پنجره را برای ورود ایده‌های جدید باز بگذارید.

» برایمان بگویید

آیا تاکنون با خودتان یا در قالب یک گروه از تکنیک طوفان فکری استفاده کرده‌اید؟ لطفا ما را در تجربه‌هایتان شریک کنید.

 

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *